eitaa logo
|بَطنُ دَرونْ|فَراتَر از ظاهِرْ
1هزار دنبال‌کننده
32 عکس
2 ویدیو
0 فایل
پاتوقِ اَهلِ بَطْن 🌱توسِعه فَردی با رویکَردِ دینی و اِلهی ✍️اینجا باید اهل خواندن باشی گرچه کوتاه ... ✅بَرای کُمَکْ به سِیْرِ تَکامُلِ جَهانِ دَرون و بُرونْ اِنِرژی مُثبَت ایجاد کُنیم...! 👈 ارتباط با ما 👇 @MR_hakim
مشاهده در ایتا
دانلود
✍ خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله بهجت رو که می‌فرمودند : شما به آنچه میدانید عمل کنید ، آنچه که نمیدانید رو خداوند به شما می‌رسونه... 🍃 انسانی که بدنبال کَسب معرفت الهی ست حتما باید بخشی از زمان و توانش رو به آموختن و عمل کردنِ مطالب دینی و انسانی اختصاص بده ، نمیشه بگیم خب بسم الله میخوایم طی طریق کنیم ولی از مطالعه به دور باشیم ، مطالعه هم باید مطالبی باشه که به درد دنیا و آخرت ما بخوره . @batno_daron
✍ خداوند رحمتِ محضِ و دوست داره همگی ما به ظرفیت وجودیمون به کمال برسیم ، این ماییم که باید برای این موضوع تلاش کنیم و ناامید نشیم . 👈 در نظر داشته باشیم اگر از خداوند طلب استاد داریم باید براش زحمت بکشیم ، استاد یک دُرِّ قیمتی ست و زمانی روزیِ ما میشه که خداوند در ما حقیقتا طَلب و عَمل رو ببینه . @batno_daron
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📜 فِهرسْت مطالبِ موضوعی کانال تا به امروز 👇👇👇 🌱 👈 تولد دوباره 🧐 👈 انتخاب 👤 👈 خودِ حقیقی 😔 👈 غمِ عصرِ جمعه 🏇 👈 تاثیر فعالیت های جسمی بر روح 🚩 👈 گام به گام با کاروان کربلا 🪴 👈 آسودگی و آرامشِ خودِ حَقیقی 😵‍💫 👈 نقش و اثر تلقین در زندگی 👂 👈 ها 👺 👈 ولایت الله یا شیطان 🔍 👈 چطور استاد رو پیدا کنم ؟ 💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐 💚 👈 😎 👈 🗯 👈 تمایلات و نظرات 💬 👈 🎁 👈 🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃💐🍃 ضمنا مطالب دیگه ای هم به عنوان یک پُستِ کوتاه در کانال قرار داده میشه که به عنوان بحث و موضوع اصلی مطرح نیست و صرفا جنبه ی نکُته گونه داره ... مثل نَقل حکایات خوبان ، مناسبات تاریخی و دینی ، سیاسی و... که با کلیک روی هشتگ مورد نظر میشه بهش دسترسی پیدا کرد . @batno_daron
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 3⃣4⃣ 🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا ( وقایع شام ۳) 🟥 سومین روزی كه اسرا به شام اومدن ، توي دو روز گذشته بدليل وجود سهل بن سعد ، وضعيت خوراك اسرا خوب شده🥺 اما سرگردوني و بلاتكليفي بدجوري آزارشون ميده.... 🟧 در دوشب گذشته ، مسئول قرارگاه اسرا گفته بود كه فردا حتما به حضور يزيد ميرسين تا تكليفتون روشن بشه ❗️ اما چون يزيد ملعون دائم مسته و شب تا صبح هم به نوشيدن شراب مشغوله ، معمولا صبح ميخوابه و عصر نزديك مغرب از جاش پاميشه و براي همين نميتونه اسرا رو ببينه😏جالبه بدونين كه او حكم قتل امام و همراهانش رو موقع مستي امضا كرد و به پيكي داد كه به ابن زياد برسونه ، اما وقتي بعد از پنج روز كه يا مست بود و یا بدليل حال بعد از مستي ، شديدا عصباني بود و كسي جرات نداشت بهش نزديك بشه ، مستي از سرش پريد و فهميد چه غلطي كرده ، از كارش پشيمون شد و يه پيك ديگه فرستاد تا جلوي حكم رو بگيره ‼️اما ديگه دير شده بود و كار از كار گذشته بود. (پیک یزید یک روز بعد از عاشورا رسید😒) 🟡 امروز اتفاق مهمي افتاد 🧐 سهل يه پزشك حاذق ايراني به نام (بخت يشوع)كه سر راهش به شام اومده بود و سه روز ديگه اونجا رو تَرك مي كرد رو آورد به بالين امام سجاد علیه السلام 👌 🩺 اون پزشك كه استاد دانشگاه گندي شاپور اهواز بود ، بلافاصله دست بكار شد و داروها و رژيم غذايي رو براي امام تجويز كرد و همون تجويز باعث شد امام سجاد بالاخره بعد از مدتها سلامتي خودش رو ظرف چهار روز بدست بياره... ادامه👇 @batno_daron
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 3⃣4⃣ 🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا ( وقایع شام ۳ ، ادامه) 🔵اون پزشك وَصْف علي علیه السلام رو شنيده بود كه چجور توي اهواز و ري و نيشابور و فارس و مازندران ، مردم رو از وحشي گرهاي بعضي از سربازها و فرمانده هاي عرب نجات داده بود و اون سربازها و فرمانده هاي خاطي رو مجازات كرده بود و امنيت و آرامش مردم رو بهشون برگردونده بود 😍 براي همين ، همشهري هاش مثل خودش كه زرتشتي بود ، علاقه زيادي به امام علي و خانواده اش داشتن و هر مشكلي داشتن به نماينده امام رجوع ميكردن . 🟣 بخت يشوع از همون اول وقتي از فاجعه ي كربلا مطلع شد و فهميد اسرا ، اهل بيت حسين بن علي هستن ، شديدا متاثر شد و در عين حال سعي كرد براي امام سجاد و چند بيمار ديگه هركاري ميتونه انجام بده . ⚫️ مردم دسته دسته ميان و از پُشت تيركهاي چوبي كاروانسرا به تماشاي اسرا مي پردازن ، چون در ساعاتي از روز بچه ها و بانوان رو مجبور ميكنن به حيات بزرگ كاروانسرا بيان تا مردم اونها رو ببينن و بهشون لعن بفرستن و اذيتشون كنن😢 ⚪️ اونچه كه شديد رقيه و بقيه بچه ها و بانوان رو بيشتر از سنگ خوردن و ناسزا شنيدن آزار ميده ، نون خشك انداختن بعضي از مردم از روي ترحم بسمت اونهاست 😭 🟤 ساعت از نیمه شب گذشته و جز امام سجاد و همسرش فاطمه و زينب كبري ، بقيه اسرا خوابيدن ... 🔺اما نه...يه دختر كوچولو هنوز از پشت پنجره ذُل زده به يه سمتي كه حيات كاخ يزيد ملعون اون سمت قرار داره❗️آخه بهش گفتن كه سرِ بر نيزه ي باباي مهربونش اونجاست و فردا قراره باز با سرِ بابا ديدار داشته باشه ...اينه كه دل تو دلش نيست تا فردا صبح برسه😔 🔻عمه زينبش مياد و رقيه رو بغلش ميكنه و ميگه اگه بخوابي زودتر صبح ميشه و ميتوني بابا رو ببيني...اين حرف باعث ميشه تا رقيه هم بره و در حاليكه اشك ميريزه ، چشماشو ببنده تا شايد خوابش ببره و زودتر صبح بشه... @batno_daron
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 4⃣4⃣ 🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا ( وقایع شام ۴) 🟥 چهارم ماه صفر و بالاخره دارن اسرا رو به بارگاه يزيد ملعون ميبرن 🥺 😏 مردم باز شروع ميكنن به لعن فرستادن و ناسزا گفتن و رقص وپايكوبي كردن ... 🔴 اما چند كلمه در مورد بارگاه يزيد👇 👈اُمَويان از پادشاهان رومي همه چي رو تقليد مي كردن❗️ مثلا در بارگاه پُر بود از زيورآلات كه به سقف آويزون بود و انواع تابلوها و فرشهاي گرانبها . 🟧 نوع نشستن خليفه هم درست مثل سلاطين رومي بود ، يعني روي يه تخت زرين مينشست و دو طرفش ، هر طرف سه تا نوجوان ايستاده بودن و روبروشم يه فضاي خالي بود و بعدش هم كرسي هاي كوچيك و بزرگ كه مسئولين حكومتي روشون مينشستند و پشت سر اونها هم بقيه مسئولين رده پايين و ديگران ، بشكل نيم دايره مي ايستادن ‼️ 🟠 خليفه دو جور بار داشت ، بار عام و بار خاص . در بار عام بجز مسئولين عالي رتبه كسي حق نشستن نداشت ، اما در بارِ خاص ، مهمانها ومدعوين هم مينشستند. 🟨 امروز براي اسرا بار خاص دادن واسرا به محض ورود ، روبروي يزيد و جلوي مسئولين روي زمين مينشينن ، اما هنوز دستاشون به رديف بسته اس ، رديف جلو امام سجاد نشسته و چند تا پسر بچه و رديف پشت بانوان ودختربچه ها😔 ادامه...👇 @batno_daron
🚩 گامْ به گامْ با کارِوانِ کَربلا 4⃣4⃣ 🔻وَقایِع بَعد از کَربَلا ( وقایع شام ۴ ، ادامه ) 🟥 يزيد ملعون وارد ميشه و ميره روتختش مينشينه و بلافاصله سر امام حسين رو توي يه تشت ميارن ومي ذارن جلوش ، اونم درست روبروي اسرا. 🔹 با اينكه سر امام مدت زيادي تو راه بوده اما اصلا تغييري نكرده ، يعني مثل همون وقتي كه سر رو توي كوفه ديديم ، ابروهاي امام يكي بالا وديگري پايينه و گوشه ي پيشوني مباركش شكستگي كاملا مشخصه و لبهاش ترك داره و موهاي بلندش هم بدورش ريخته و پوست صورت امام هم هنوز حالت چروكيدگي بخودش نگرفته وچشماشون هم يكي بسته اس و ديگري كمي بازه و بسمت پايين نگاه ميكنه 😭 🔸يزيد زير چشمي و با لبخند و تمسخر به اسرا نگاه ميكنه وبا يه چوب خيرزان شروع ميكنه به ضربه زدن به دندوناي امام😭 🔸زينب كبري وقتي اين كار زشت يزيد رو ميبينه با صداي بلند و اشك ريزان و ناله كنان فرياد ميزنه و نام برادر مظلومش رو به زبون مياره و بلافاصله هم رقيه و فاطمه و سكينه با گريه و ناله فرياد ميزنن و يزيد رو بشدت مورد خطاب قرار ميدن كه نزنه و رقيه بي حال ميفته رو زمين و اسرا بشدت شروع به گريه ورازي مي كنند😭😭 🔺برخي از حاضرين مجلس از جمله يه زن از بارگاه يزيد كه در ايوان نشسته هم شروع به اشك ريختن ميكنن... 🔻 ابوبرزه نامي كه پيرمرده و صحابه ي رسول خداست ، مياد جلو و بشدت به يزيد ميتوپه كه اين دندونها و لبها رو بارها ديدم كه پيامبر مي بوسيد و تو حق نداري با چوب بزني... 🔴 مجلس براي مدتي بهم ميريزه و ماموران يزيد اون پيرمرد رو كشان كشان و با كتك ميبرند و بلافاصله بيرون بارگاه گردنش رو ميزنن....❗️ 🟠 يزيد دست از اين كار زشتش بر ميداره و بعد با اعتراضِ امام سجاد ، دستور ميده دستاي اسرا رو باز كنن و رقيه رو كه بيحال افتاده و سرش رو پاي بانوست رو ميبرن يه گوشه و آبي به صورتش ميزنن و وقتي حالش سرجاش مياد ، چشمش ميفته به راس پدرش و بلند بلند بابا بابا ميگه و دوباره شروع ميكنه به شدت گريه وناله كردن 😭 بانو زينب ، رقيه رو ميگيره تو بغلش و آرومش ميكنه.... @batno_daron
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا