بیوگرافی قرآنی #ابراهیمِ_پیامبر
🔆 بخش دوم🔆
✍🏼 جایـی که سیدنا ابراهــیم زندگی میکرد سرزمیـنی بود که مثل قومان گذشته صاحــب تمدن و دولت خودشــان بودند و حتی بت خانه ای داشتــند که حدود دو هــزار بت در آن قرار داشت و این نشــان میدهد که شهری خیــلی بزرگ بوده...
💢 سیدنا #ابراهیم قبل از اینــکه به مقام نبوت برســه به مقام بزرگِ صداقت و راستگویی رسیـــده بود...
📖وَاذْكُـــرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِـــيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيـــقًا نَّبِيًّا
📖در این کتـاب از ابراهیم یاد کن که او بســـیار راستگو و پیامـــبر خدا بود.
◽️مریـــم_41
👌🏼صدیق یعـــنی اوج تواضع در پذیرش حق و آنچــه از جانب الله متـعال امر میشود...
♥️صداقت قلبی و عملیَ ایـــن پیامبر نازنین در انجـام #اوامر_الهی به حـدی بود، وقتی که خداونــد او را امر به سر بریــدن جگر گوشه اش کــرد که خداوند بعد از سالها به او بخشیـده بود اصلا نگفــت چرا؟! بدون هیـچ معطلی پـذیرفت که پسرش را با دســتان خودش قربانی کنـد...
✍🏼 ایشـان در همان سـنین کودکی از #اخلاق بســیار زیبا و نرمی برخــوردار بود و دعوتــش را چاشنی با همـین اخلاق زیبا و محبت آمیزش شروع کــرد...
🗿با وجــود اینکه شغل پدر (و در بعضی نقل ها عموی) سیـــدنا ابراهیم بت تراشی بــود و از این راه امرار معاش می کرد اما این #پیامبـر محبوب با بهتـرین سخنان او را بـه #یکتاپرستی دعوت مینمود...
📖إِذْ قَـالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِــمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْـصِرُ وَلَا يُغْنِي عَنـكَ شَيْئًا
📖هنگـامی که به پدرش گـفت پدر جان چرا چیزی را پرسـتش میکنی که نمیشــنوند و نمیبینند و هیـچ مشکلی را از تو را حــل نمیکند؟
◽️مریـــم_42
📝 ادامــــــه دارد ان شــــــا ءالله
📖 #قرآن ۲
╭┅─────────┅╮
🔘 🆔 @bayan_akhlagh_ir
╰┅─────────┅╯
بیوگرافی قرآنی #ابراهیمِ_پیامبر
🔆بخش چهارم🔆
✍🏼 #ابراهیــم همواره بر آگــاه کردن خانواده و قــوم خودش مصمم بود و از هیچ بشــری باکی نداشـت...
🗯دنبال ایــن بود که عقـول خُفتهی آنان را با دلایل روشنی بیدار کنــد وقتی که میگــفت این مجسمههای بی روح چیــــــست که #پرستــش میکنید؟ اینــگونه جوابــش را میدادنــد...👇🏼
📖قَالُــوا أَجِئْتَنَا بِالْــحَقِّ أَمْ أَنتَ مِــنَ اللَّاعِبِيــنَ
📖 گفتنــد: ما پدران خود را دیــدیم که آنها را #عبادت میکــنند
◽️الانبیــــاء_54
📝 ادامــــه دارد ان شــــــا ءالله...
📝 #قرآن ۴
╭┅─────────┅╮
🔘 🆔 @bayan_akhlagh_ir
╰┅─────────┅╯
💠بیوگرافی قرآنی #ابراهیم_پیامبر
🔆بخش پنجم🔆
💢سیـدنا ابراهیــم از همان کودکی تا سـن 16 سالـگی با دلایل قانع کننــده تمـام قومش را دعوت به یکتاپرستی میکرد و نه تنهـا قبول نمیکردند بلـکه روز به روز سرسختتر میشـدند تا اینکه #ابراهیم دنبـال یه فرصتــی بود که نقشهای که کشـیده را عملی کند و بتواند تکـانی به #افکـار و اندیشهی_خفتهی آنان بدهـد...
🗯️چـند باری خواست که بـرود و تبها را بِشْکند اما دور و بــرش شلوغ بـود و نمیتوانســت ؛ جلوی بتـها غذاهای زیادی میگذاشـتند تا آن غذا برکـت دار شود و بعد بخــورند...
🎉تا اینــکه یک روز جــشنی داشتند و همه بیرون شــهر میرفتند و به ابراهیــم نیز گفتند که با آنــان در جشن همــراه شود ولی ایشان گفتـــند:
📜فَــــــقَالَ إِنِّــــــــــي سَقِــــــيمٌ
📖 (ابراهیم) گفــت من #بیمارم (و با شما به مراسم جــشن نمیآیم)
◽️الصــافات_89
✍🏼 ابراهيمِ پیامبر به قــوم خودش گفت: سوگــند به خدا بعد از اینــکه شما برید من همــه بتها را میشکــنم و #قومش به ســرعت از او روی برگردانــدند و دور شدنــد...
شجاعت و دلیری این نوجوان 16 ساله و این پیــامبر نازنین را ببینــید!
📜فَتَــــــــوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِــــــرِينَ
📖 آنها از او روی برتافـته و به او پشت کردنـد (و به سرعت از او دور شــدند)
◽️الصــــافات_90
✍🏼سپس #ابراهیــم وارد بت خانه شــد در حالی که جــلوی بتها پر از غــذا بود...
📜فَــــرَاغَ إِلَىٰ آلِهَتِهِمْ فَــقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ
📖 مخفــیانه نگاهی به معبــودان آنها کرد و از روی تمسـخر گفت چرا نمیخــودید؟
◽️الصافـــات_91
📜مَا لَكُــــــــمْ لَا تَنــــــطِقُونَ
📖 (اصلا) چــــــرا سخن نمیگــویید؟
◽️الصــــافات_92
📜فَرَاغَ عَلَــــــيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَــــــمِينِ
📖 ســپس ضربه ای محــکم با دست راست و تــوجه به #پیکر آنها فــرد آورد و (جز بت بزرگ همــه را شکست)
◽️الصافــــــات_93
⛏ بعد وسیــلهای که با آن بتــها رو شکست را به گردن #بـت بزرگ آویزان کـــرد...
📝 ادامــــه دارد ان شـــــا ءالله...
#قرآن ۵
╭┅─────────┅╮
🔘 🆔 @bayan_akhlagh_ir
╰┅─────────┅╯