💠بیوگرافی قرآنی #ابراهیم_پیامبر
🔆بخش پنجم🔆
💢سیـدنا ابراهیــم از همان کودکی تا سـن 16 سالـگی با دلایل قانع کننــده تمـام قومش را دعوت به یکتاپرستی میکرد و نه تنهـا قبول نمیکردند بلـکه روز به روز سرسختتر میشـدند تا اینکه #ابراهیم دنبـال یه فرصتــی بود که نقشهای که کشـیده را عملی کند و بتواند تکـانی به #افکـار و اندیشهی_خفتهی آنان بدهـد...
🗯️چـند باری خواست که بـرود و تبها را بِشْکند اما دور و بــرش شلوغ بـود و نمیتوانســت ؛ جلوی بتـها غذاهای زیادی میگذاشـتند تا آن غذا برکـت دار شود و بعد بخــورند...
🎉تا اینــکه یک روز جــشنی داشتند و همه بیرون شــهر میرفتند و به ابراهیــم نیز گفتند که با آنــان در جشن همــراه شود ولی ایشان گفتـــند:
📜فَــــــقَالَ إِنِّــــــــــي سَقِــــــيمٌ
📖 (ابراهیم) گفــت من #بیمارم (و با شما به مراسم جــشن نمیآیم)
◽️الصــافات_89
✍🏼 ابراهيمِ پیامبر به قــوم خودش گفت: سوگــند به خدا بعد از اینــکه شما برید من همــه بتها را میشکــنم و #قومش به ســرعت از او روی برگردانــدند و دور شدنــد...
شجاعت و دلیری این نوجوان 16 ساله و این پیــامبر نازنین را ببینــید!
📜فَتَــــــــوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِــــــرِينَ
📖 آنها از او روی برتافـته و به او پشت کردنـد (و به سرعت از او دور شــدند)
◽️الصــــافات_90
✍🏼سپس #ابراهیــم وارد بت خانه شــد در حالی که جــلوی بتها پر از غــذا بود...
📜فَــــرَاغَ إِلَىٰ آلِهَتِهِمْ فَــقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ
📖 مخفــیانه نگاهی به معبــودان آنها کرد و از روی تمسـخر گفت چرا نمیخــودید؟
◽️الصافـــات_91
📜مَا لَكُــــــــمْ لَا تَنــــــطِقُونَ
📖 (اصلا) چــــــرا سخن نمیگــویید؟
◽️الصــــافات_92
📜فَرَاغَ عَلَــــــيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَــــــمِينِ
📖 ســپس ضربه ای محــکم با دست راست و تــوجه به #پیکر آنها فــرد آورد و (جز بت بزرگ همــه را شکست)
◽️الصافــــــات_93
⛏ بعد وسیــلهای که با آن بتــها رو شکست را به گردن #بـت بزرگ آویزان کـــرد...
📝 ادامــــه دارد ان شـــــا ءالله...
#قرآن ۵
╭┅─────────┅╮
🔘 🆔 @bayan_akhlagh_ir
╰┅─────────┅╯