eitaa logo
بذل الخاطر
937 دنبال‌کننده
885 عکس
1 ویدیو
11 فایل
کانالی جهت صید و بذل برخی خطورات و نکات توحیدی، علمی و اجتماعی در فضای دینی و مسائل دنیای نوین. و شاید کارگاهی برای تمرین طرز نگاه های جدیدتر و عمیقتر دینی با سبکی غیر رسمی. هدف ثبت افکار است نه جذب مخاطب (یک طلبه ساده) @ghorba :ارتباط با نگارنده
مشاهده در ایتا
دانلود
باسمه تبارک و تعالی (۹۲۵) «آیا ائمه ی اهل سنّت علمشان را از امام صادق علیه السلام گرفتند؟!» «تصحیح تصورات در زمینه جایگاه امام صادق علیه السلام در بین عامه و خاصه» 🔹شب شهادت مولایمان امام جعفر صادق علیه السلام برای عرض ارادت در مراسم عزاداری بعد از نماز نشستم. سخنران محترم در ضمن صحبتهایشان گفتند که برای مجلسی که علمای اهل سنّت بودند ایشان را برای سخنرانی دعوت کرده بودند و ایشان نقش امام صادق علیه السلام را در علم ائمه ی عامّه بیان نمودند. 👈بعد اضافه کردند دیگر این را آنجا نگفتند که اساسا امام صادق علیه السلام مانند بارانی بودند که باعث رویش درختان و گلهای زیبا شدند. در این بین خس و خاشاک و علفهای هرز هم طبیعی بود رشد کنند و این اقتضای عمومیّت بارش بود. اگر آنها علمی هم دارند به خاطر امام صادق علیه السلام است. 💡به ذهنم رسید مطلبی در این زمینه بنویسم. این انگاره عجیب که ائمه ی اهل سنّت مانند ابو حنیفه و مالک و شافعی و ابن حنبل بی واسطه یا با واسطه شاگرد امام صادق علیه السلام بوده اند خیلی شایع شده است. ✋برخی گمان میکنند این نوع نگاه کردن به تاریخ نشانگر عظمت امام صادق علیه السلام و مکتب تشیع خواهد بود. 👈ولی به گمانم اینگونه تصوّرهای خام و دور از واقع نه تنها خدمتی به امام صادق علیه السلام و تشیّع نیست بلکه باعث دورتر شدن از درک واقعیات تاریخ و ریشه ی مشکلات و عمق نورانیت امام صادق علیه السلام هم هست. 🚫ممکن است منصفین و مطّلعین عامّی مذهب هم با شنیدن چنین حرفهای دور از واقعیت و نتایجی که از آن میگیرند آن را نشانه ای بر ضعف شیعه و اهل گزافه گویی بودن آنها بدانند. ⬇️
🔹سالها با تاریخ سعی کردم بدون واسطه انس داشته باشم و مدّتها در رجال شیعه و سنّی مطالعه کنم و سیر شکل گیری مکاتب و علوم را از نزدیک بررسی کنم. خیلی سعی کردم در جزئیات تاریخ غور کنم و دیگر به فضل الهی از این مرحله ای که یک نقلی بشنوم و بخواهم کلّ تاریخ را مبتنی بر آن در ذهنم نقاشی کنم گذشته ام. 👈این درست است که امام صادق علیه السلام از نظر زمانی بر ائمه ی اربعه عامّه مقدّم است و این چهار تن یا بی واسطه مانند ظاهرا ابو حنیفه و تا اندازه ی محدودی مالک بن انس چیزهایی از امام صادق علیه السلام شنیده اند و یا با واسطه مانند شافعی و ابن حنبل مطالبی از حضرت اخذ کرده اند ✋ولی هرگز این را نباید به معنای آن گرفت که علم آنها ربط معناداری به امام صادق علیه السلام داشته است. اساسا مفهوم شاگرد در فضای حدیثی یک مفهوم خاصی است. همینکه کسی از دیگری مقداری حدیث اخذ کند از جهتی در آن چند حدیث شاگرد اوست. 👈لذاست که شاگرد به سادگی میتوانست اعلم از استاد باشد یا بشود. لذاست که به این معنا گاهی یک شخص ده ها استاد میتوانست داشته باشد که گاهی بسیار بیشتر از علومش را از آنها گرفته باشد. ✋نه اینکه معنایش این باشد که این فرزند علمی اوست و چیزی جز آنچه امام صادق علیه السلام گفته نداشته! اصلا اینها در تاریخ گفتن ندارد! اینگونه آبرو ریزی تاریخی نکنیم! 🚫حالا نروید بگردید دنبال کلام فلان آیت الله یا بهمان عالم بزرگوار و نقضش را بیاورید. دیگر با جنبه باشید. و باز نروید بگردید یک لیستی از نام علمای عامّه را بیاورید که میگویند بزرگان ما شاگرد امام صادق علیه السلام بوده اند! مثلا نام ابن صباغ مالکی یا شبلنجی شافعی یا ابن حجر هیثمی تا آلوسی و از معاصرین مثلا محمد ابوزهره را ردیف کنید و بخواهید آنچه گفته شد را ابطال کنید! 👈معنای این شاگردی چیز دیگری است و فضای احترام آمیز این بحثها امری قابل فهم است. عمق اختلاف خیلی عمیقتر از این حرفهاست. ✔کسی اندکی با مذاهب فقهی عامّه و یا کتب حدیثی معتبر آنها مانند صحیح بخاری و مسلم و مسند ابن حنبل و موطأ مالک یا کتب فقهی و اصولی شافعی مانند الامّ و الرسالة آشنا باشد میفهمد ربطی به امام صادق ما ندارد. آنها جریان دیگری را نمایندگی میکنند. ✋برای فهم عظمت امام صادق علیه السلام که نباید تاریخ را بد فهمید و بد گزارش کرد! 👈امام صادق علیه السلام نقش خاصی جز در نقل برخی روایات خیلی جزئی و بعضا مهم در تاریخ دانش اهل سنّت ندارد. آنها تاریخ خودشان را دارند که با سقیفه شروع شد و نسل به نسل علمایی پیدا کردند که کاملا شناخته شده هستند و ابناء علمی آنها چند نسل بعد در نیمه ی دوّم قرن دوّم معاصر امام صادق علیه السلام هستند و در سرتاسر دنیای اسلام پخش شده اند. ✋ابو حنیفه و مکتب فقه قیاسی او آخر چه ربطی به امام صادق علیه السلام دارد؟! حالا مدام تکرار میکنند: «لو لا السّنتان لهلک النّعمان» این مطلب اگر درست باشد باید به عنوان یک تعارف فهمیده شود و یا چیزی که ما نمیدانیم. 👈ولی آن ابوحنیفه ای که میشناسیم و مکتبی که داشته ربطی به امام صادق ما ندارد. همانطور که شاگردان بزرگش مانند ابو یوسف و محمد بن حسن شیبانی هم ربطی به ائمه علیهم السلام نداشتند. 👈اصلا مالک بن انس با وجود اینکه سالها معاصر و هم شهری امام صادق علیه السلام بوده به شکل خیلی معناداری از امام صادق علیه السلام در موطّأ خود نقل حدیث نمیکند. باز نروید یک حدیثی پیدا کنید که مالک در مورد حضرت چنان گفت! چیزی که تاریخ زندگی مالک تکذیبش میکند! 👈مذهب مالکی اصلا ابتنائی به امام صادق علیه السلام ندارد. مکتب شافعی و حنبلی هم همینطور است. 🔴بله چیزی که هست امام صادق علیه السلام نقش بی بدیلی برای شیعه داشتند. بعد از نهضتی که امام باقر علیه السلام در فضای علمی شیعه آغاز کردند امام صادق علیه السلام دیگر کار را در نشر علم بین مخصوصا شیعیانشان به جایی رساندند که از منظر فقهی و علمی و معرفتی از عامّه و رجوع به علمای آنها بی نیاز شده و آنها را به یک استقلال فرهنگی رساندند. 👈کسی که با فضای شیعیان زیدی آشناست میفهمد چه امر مهمی است. زیدیان چنین استقلالی را از فضای فرهنگی علمی عامّه ندارند. چون امام صادق علیه السلام ندارند. این نهضت بزرگ همانطور که خود امام صادق علیه السلام به یکی از اصحابش فرمودند و مرحوم کلینی نقل کرده با امام باقر علیه السلام شروع شد: 📖«كَانَتِ الشِّيعَةُ قَبْلَ أَنْ يَكُونَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ هُمْ لَا يَعْرِفُونَ مَنَاسِكَ حَجِّهِمْ وَ حَلَالَهُمْ وَ حَرَامَهُمْ حَتَّى كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ فَفَتَحَ لَهُمْ وَ بَيَّنَ لَهُمْ مَنَاسِكَ حَجِّهِمْ وَ حَلَالَهُمْ وَ حَرَامَهُمْ حَتَّى صَارَ النَّاسُ يَحْتَاجُونَ‏ إِلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا كَانُوا يَحْتَاجُونَ‏ إِلَى النَّاسِ وَ هَكَذَا يَكُونُ الْأَمْر» ⬇⬇
👈ولی این کار بزرگ را همانطور که مرحوم کلینی نقل کرده امام صادق علیه السلام به کمال رساند؛ هشام بن سالم جوالیقی در حدیثی صحیح از امام صادق علیه السلام نقل میکند که: 📖«لَمَّا حَضَرَتْ أَبِي ع الْوَفَاةُ قَالَ يَا جَعْفَرُ أُوصِيكَ‏ بِأَصْحَابِي‏ خَيْراً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ اللَّهِ لَأَدَعَنَّهُمْ وَ الرَّجُلُ مِنْهُمْ يَكُونُ فِي الْمِصْرِ فَلَا يَسْأَلُ أَحَداً» 👈نقل دیگرش را صاحب اثبات الوصیة اینگونه نقل کرده است که امام باقر علیه السلام هنگام رحلتشان به امام صادق علیه السلام فرمودند: 📖«يا أبا عبد اللّه! اللّه اللّه‏ في‏ الشيعة. فقال أبو عبد اللّه: و اللّه لا تركتهم يحتاجون الى أحد» 👈از طرفی امام صادق علیه السلام به عنوان فرزند رسول الله و به گونه ای بزرگ بنی هاشم و همینطور یک عالم بزرگ و محدّث بزرگ ثقه و یک انسان بزرگوار خیلی در فضای اهل سنّت هم برجستگی فرهنگی داشت. خیلی مورد احترام بود. 👈مخصوصا از منظر سیاسی ایشان خیلی برجستگی داشت. نگاه ها به ایشان بود. اینها چیزهایی خیلی بالاتر از فضاهای علمی آن زمان بود. ابعاد سیاسی و اجتماعی داشت. 🚫اصلا امام صادق علیه السلام با امثال مالک و ابو حنیفه قابل مقایسه نبود. با سفیان ثوری و سفیان بن عیینه و امثال اینها قابل مقایسه نبود. بعدا این مقایسه ها در کتابها و در فضاهای علمی به وجود آمده است. اینها در تاریخ بزرگ شده اند و در آن زمان نزد برخی شاگردانشان بزرگ بودند ولی وضعیت امام صادق علیه السلام اصلا چیز دیگری بود. به گونه ای رقیب خلیفه بود. امام شیعه بود. 🔹هر چند عامّه فکر میکردند شیعیان به حضرات دروغ میبندند. از طرفی به دلیل شدّت تقیه ی حضرات علیهم السلام اهل سنّت گاهی برای شنیدن حدیث و اخذ علم خدمت ایشان هم میرسیدند. ولی آن طور که برای بنده روشن است در همان زمان افراد دیگری را در فضای علمی برجسته تر میدانستند. ✋حالا شاید تعارف کنند و نگویند ولی واقعیّت روشنی است. اگر قضیه جدی شود آن وقت میبینید که مثلا سفیان ثوری یا مالک بن انس عظمت بیشتری واقعا برای آنها دارد. 👈بلکه اگر جدی تر هم شود ابائی هم ندارند از اینکه بگویند ایشان به دیگر علمای عامّه نمیرسند! بلکه اگر مسأله جدّی تر شود حتّی در میزان وثاقت و ضابطیت حدیثی ایشان هم تشکیک میکنند کما اینکه در برخی کتب رجالی عامّه دیدم که برخی از قدماء رجالیون آنها حضرت را به شکلی تضعیف کرده اند! 👈اگر میخواهید عمق تفاوت علمی و استقلال شیعه و سنی را ببینید و اینکه جایگاه امام صادق برای شیعه کجاست و برای سنی کجا کافی است اسانید کتاب شریف کافی را با اسانید صحیح بخاری و مسلم مقایسه کنید. 👈در صحیحین آنها تنها چیزی که یافت نمیشود نامی از امام صادق علیه السلام ماست. آخر کجا مدیون و شاگرد امام صادقند؟! اصلا دو تا دنیای مختلف حدیثی اند. آن وقت است که عظمت امام صادق علیه السلام در نشر علوم را میفهمیم. اینکه یک تنه چه حماسه ی علمی در شیعه ایجاد کرده اند. 👈حالا برای ما که این حرف اوج انحراف است ولی به نظر بنده یک عالم سنّی واقعی اگر نخواهد تعارف کند و واقعا صادقانه حرف بزند باید همین را بگوید که امام صادق جایگاه ویژه ای در دنیای علم ندارد. آنها به خاطر تعارفشان ترجیح میدهند شیعه را متّهم کنند نه امام شیعه را! سابقا در بذل الخاطر ۲۷ مطلبی در این زمینه نوشته بود. 👈یکبار وقتی بحث جدّی شده بود دیدم ابن تیمیه که باطن گویای عامّه است صریحا در منهاج السنّة گفت امثال طبری و دیگر بزرگان عامّه آن زمان مانند ابن حنبل به مراتب از امثال امام هادی و امام عسکری علیهما السلام ما عالمتر بوده اند! 👈برخی از عامه نیز مانند سکونی و حفص بن غیاث و مقاتل بن سلیمان و... هم مدّتی نزد حضرت حتّی حاضر میشدند تا سماع حدیث کنند ولی نزد دیگران هم بیشتر میرفتند. امری طبیعی بود. 🔹اصلا فضای علم در دنیای عامه تاریکتر از آن است که بتواند نورانیّت امام صادق علیه السلام را ببیند! همانطور که فضای فرهنگی آنها تاریکتر از آن بود که با وجود فضائل باهره امیر المؤمنین بتوانند برتری مطلق ایشان را بر دیگر صحابه ببینند. خیلی فضا را شلوغ کرده اند! 👈باز نروید بگردید و یک نقلی پیدا کنید که مثلا ابو حنیفه گفت اعلم علما جعفر صادق علیه السلام است. چون عالم به اختلافات است. چون هم در فضای تعارفات است که خود آنها هم جدّی نمیگیرند و هم چنین معنایی از علم اصلا قدح بر حضرت است. 👈در چنین فضایی بود که تشیّع و شاگردی خاص شخصی مانند ابان بن تغلب که خود از بزرگان دانش آن زمان بود اینقدر مورد احترام و تکریم امام باقر و امام صادق علیهما السلام واقع میشد. 👈میفرمودند خوشحالیم تو شیعه ای و مردم میبینند چنین عالم بزرگی شاگردی ما را میکند! ببینید داستان چه خبر بوده! بلکه ظاهر نقلها طوری است که وقتی ابان بن تغلب مدینه می آمده گویا نزد مردم از نظر علمی شاید احترام بیشتری داشته است. ⬇⬇⬇
👈همین است که مرحوم کلینی در نقل دیگری در کافی از سدیر نقل میکند که با امام باقر علیه السلام در خانه ی خدا بودیم و صحبتهایی فرمودند و سپس فرمودند سدیر! میخواهی به تو بگویم اینهایی که مانعهای بزرگ دین خدا هستند چه کسانی هستند؟! 👈سپس به آن طرف اشاره کردند که ابو حنیفه و سفیان ثوری حلقه هایی علمی تشکیل داده بودند و مردم دورشان حلقه زده بودند. سپس فرمودند: 📖«هَؤُلَاءِ الصَّادُّونَ عَنْ دِينِ اللَّهِ بِلَا هُدًى مِنَ اللَّهِ وَ لَا كِتَابٍ مُبِينٍ إِنَّ هَؤُلَاءِ الْأَخَابِثَ لَوْ جَلَسُوا فِي بُيُوتِهِمْ فَجَالَ النَّاسُ فَلَمْ يَجِدُوا أَحَداً يُخْبِرُهُمْ عَنِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عَنْ رَسُولِهِ ص حَتَّى يَأْتُونَا فَنُخْبِرَهُمْ عَنِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عَنْ رَسُولِهِ» ⚪ولی امام صادق علیه السلام حقیقتا در فضای شیعه انفجار دانش کردند. خود عامّه در روایاتشان نقل کرده اند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند بعد از من زمانی میرسد که شخصی در مدینه ظهور میکند که کسی اعلم از او نخواهد بود: «یوشک أن یضرب الناس أکباد الابل بطلبون العلم فلا یجدون احدا اعلم من عالم المدینة» 👈یکی از مشکلات حدیثی عامّه این است که این شخص کیست؟ به هر کسی که تطبیقش کنند درست در نمی آید. علم آنها طوری نیست که مثلا مالک بن انس را بتوانند مصداق آن معرّفی کنند. بقیه مذاهبشان چه بگویند؟! و اصلا مگر مالک چنین جایگاهی دارد؟! 👈ولی این شیعه است که به راحتی میتواند آن را به کشّاف حقائق امام جعفر صادق علیه السلام تطبیق کند. علم اهل سنّت عمدتا همان غث و سمینی است که از روایات نبوی صلی الله علیه و آله نقل کرده اند که البته در نزد آنها هم بسیاری از حقائق دینی یافت میشود. ✋نباید گمان کنیم هر چه در روایات و فرهنگ عامّه هست بی ریشه است! در روایت صحیحی مرحوم صفّار در بصائر نقل میکند که محمّد بن مسلم با تعجّب از امام صادق علیه السلام پرسید که برخی از روایات شیعه را در دست سنی ها هم میبینیم. 👈حضرت فرمودند چه تعجّبی دارد؟! نکند فکر میکنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیکار بود و علوم را نزد امّتش پخش نکرد؟! نه نه! پیامبر به همه جا علوم و معارف را منتشر کرد ولی اصل علم و میزان آن نزد ماست: 📖«قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّا نَجِدُ الشَّيْ‏ءَ مِنْ أَحَادِيثِنَا فِي أَيْدِي النَّاسِ قَالَ فَقَالَ لِي لَعَلَّكَ لَا تَرَى أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَنَالَ وَ أَنَالَ ثُمَّ أَوْمَأَ بِيَدِهِ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ إِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ عِنْدَنَا مَعَاقِلُ الْعِلْمِ وَ ضِيَاءُ الْأَمْرِ وَ فَصْلُ مَا بَيْنَ النَّاسِ» 👈به همین قیاس میتوان در مورد اهل کتاب و نشر معارف الهی توسط حضرت موسی و عیسی و دیگر انبیاء علیهم السلام هم بیان مشابهی آورد. آری دین اسلام و سپس تشیع راستین مهیمن بر معارف آنهاست. 👈اهمیت روایات امام صادق علیه السلام مخصوصا از اینجاست که با تأکید ایشان روایاتشان توسّط اصحابشان از همان ابتدا بسیاری نوشته شد و با طرق قابل اعتماد در تاریخ ثبت شد. 👈طوری که حتّی اگر اهل کتاب و یهود و نصارا هم بخواهند حضرت موسی و حضرت عیسی علیهما السلام و حقائق مذهبشان را بدانند باید بگردند ببینند امام صادق علیه السلام چیزی در این زمینه فرموده است؟! اینقدر گنجینه ی روایات امام صادق علیه السلام ارزشمند است. 👈راستی که بسیاری از این گنجینه ی بسیار بسیار با عظمت روایات امام صادق علیه السلام هنوز هم بکر و ناب مانده است. شاید تعجب کنید ولی حتّی در حوزه های ما هم بسیاری از اینها خوانده نمیشود و همینطور مانند قرآن کریم مهجور مانده است. 👈علم را باید در قرآن کریم و این احادیث نورانی یافت. مخصوصا از آنهایی که با توصیه حضرت و تلاش اصحابشان با طرق قابل اعتماد رسیده است.
باسمه تبارک و تعالی (۹۲۶) «تأثیر رسانه در تحقق انقلاب اسلامی و انقلاب مهدوی» 🔹برای اصلاح موهای سر و صورت به حمام رفته بودم. بدون هیچ مناسبتی یکی از آن خطورات سرگردان آمد. شاید عجیب باشد ولی مضمون خطور این بود: «تأثیر رسانه در تحقّق انقلاب اسلامی»! 👂گویا نوای امام راحلمان را شنیدم که: ای علمای اسلام به داد اسلام برسید و صدایش به همه جای ایران میرسید. ✔همیشه ی تاریخ مانع اساسی رسولان و هادیان راه حق این بوده که چطور این صدای بیدار کننده ی فطرتها را با نبود امکانات و وجود موانع به گوش جان خلق الله برسانند! 💭ولی به نظرت اگر این بلندگو و نوار کاست و امکانات حمل و نقل و دستگاه چاپ اعلامیه و دیگر امکانات نوین برای تبلیغ و رساندن صدا به مردم نبود مردم میتوانستند صدای امام راحلمان را بشنوند و این انقلاب میتوانست به پیروزی برسد؟! واقعا سؤال تأمّل برانگیزی برایم بود! ✋دشمن کی فکر میکرد آن وسائل و امکانات نوینی که با آن بر سر فضاهای دینی میزد به ضررش تمام میشود. ✔فضای مجازی نیز بعید ندان که همینطور شود! الآن را نبین که جولانگاه ناپاکی و قتلگاه جوانان ماست. بعید ندان این فضا هم روزی وبال طواغیت و ناپاکان عالم شود. این نادانان نمیدانند! هر چه ماهیت و ابزار تبلیغ و رساندن پیام است در نهایت به ضرر آنهاست. 👈ابزار اطلاع رسانی و تبلیغ جهانی نوید بخش پیام آور و دادگستر جهانی است. هر چقدر هم در تبلیغات سوء ماهر باشند آخر الامر دروغ و فریب رسوا میشود. آن وقت است که همین ابزاری که بزرگترین ابزار شرارتشان بود بزرگترین ابزار هدایت خواهد بود إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَريب‏
باسمه تبارک و تعالی (۹۲۷) «ماجرای وقت ملاقات پسر مقام معظّم رهبری» «لَوْ عَلِمْتَ مَا مَنْزِلَةُ الْمُؤْمِنِ مِنْ رَبِّهِ مَا تَوَانَيْتَ فِي حَاجَتِه‏» 🔹بنده خدایی با بنده درخواست ملاقات داشت. نمیدانم چرا چندان تمایلی به آن نداشتم! شاید بی دل و دماغ بودم و شاید هم ...! خدا رحم کند! 📖«عَبَسَ وَ تَوَلَّى *أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى‏*وَ ما يُدْريكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى*أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى‏» 💡به دلم افتاد اگر این شخص پسر یا نوه ی رهبرت هم بود باز اینطور بودی؟! اینطور بی میلی میکردی؟! والله نه تنها شادمان بودی بلکه به این دیدار افتخار هم میکردی! ✋میدانی چرا اینطور برایت فرق میکند؟ برای آن مضاف الیه است. برای آن اضافه و نسبت بین آن فرزند و یا نوه با رهبر عزیزت است. چون بوی رهبرت را میدهد. یا اگر خالص هم نباشی بوی انتساب به قدرت برتر مملکت را میدهد. 👈بگو ببینم خدا نزدت بزرگتر و محبوبتر و مقتدرتر است یا این رهبری که بنده ای از بندگان اوست؟! کدام مضاف الیه نزدت برتر است؟! اضافه و نسبت بین این شخص با خدایت برتر و شریفتر است یا آن اضافه و نسبت بین آن فرزند و نوه با رهبرت؟! کجای کاری؟! 📖«لَوْ عَلِمْتَ مَا مَنْزِلَةُ الْمُؤْمِنِ مِنْ رَبِّهِ مَا تَوَانَيْتَ فِي حَاجَتِه‏» 👈مگر نمیدانی این شخص مخلوق خداست! عیال خداست! چرا وقتی آمد از اینکه یکی از مخلوقات خدا برای حاجتی نزدت آمده از عمق درون خرسند و شادمان نشدی؟! به آمدنش افتخار نکردی؟! مگر خدایت نفرمود: 📖«الْخَلْقُ عِيَالِي فَأَحَبُّهُمْ إِلَيَّ أَلْطَفُهُمْ‏ بِهِمْ‏ وَ أَسْعَاهُمْ فِي حَوَائِجِهِمْ»
باسمه تبارک و تعالی (۹۲۸) 🍏«چیدن میوه ی شهادت»🍏 🔹نمیدانم چه شد بعد از نماز در مسجد به فکر شهادت افتادم. خوشا به حال آنها که مرگشان شهادت بود. «أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِي قَتْلًا فِي‏ سَبِيلِكَ‏ تَحْتَ رَايَةِ نَبِيِّكَ‏ مَعَ‏ أَوْلِيَائِك‏» 💭 به یاد کلام یکی از اولیاء الهی افتادم که فرموده بودند این شهدا زیرکترین تاجران عالم انسانیّت بودند. کیمیاگرانی که روغن ریخته جان فانی را نذر امام زاده کردند! زهی تجارت! 💡به دلم افتاد شهادت تنها خون ریخته و جان رفته که نیست! شهادت یک مقام، درجه و مرتبه است. اگر شهید نشدی مقام شهید که هست. بلکه بالاتر از مقام شهید! 🔸شرطش این است که اهل اطاعت خدا و رسول باشی تا راهرو صراط آن «أنعمت علیهم»ـهایی شوی که روز و شب طالب انعام ویژه ی الهی آنانی! «وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ ...» 🔹رفقا در دار هستی مقامی هست که از سنخ درجه ی قرب و رضایت خداوند متعال است. یکی از راه های وصول به آن شهادت است. ولی راه های دیگری هم دارد که به مقام این شهدا میتوان رسید. 🍏شهادت یک میوه ای دارد. آن میوه اش همین حالت ایستادن تا پای جان در راه حق و خداوند است. این را بچین! همانکه مولایمان حسین نشانش داد که (یا بنی اصبر علی الحق و ان کان مرّا). این صبر همان روح شهادت است. 🔸حتّی میتوان از مقام شهید هم عبور کرد. مانند مقام عالم شهید پرور که از مقام شهید هم برتر است. راستی اگر ریخته شدن خون جسم در جهاد اصغر چنین است ریخته شدن خون گلوی انانیتها در جهاد اکبر دیگر چه اجری خواهد داشت؟! (ما المجاهد فی سبیل الله باعظم درجه ممن قدر فعفّ)
باسمه تبارک و تعالی (۹۲۹) «گیرم بخشید تو چگونه خودت را میبخشی؟!» 🔹تا حالا چند باری در باب استغفار نوشته ام. استغفار از آن توجّهاتی است که تا نفس میکشیم به آن نیاز ضروری داریم. خدایا این نواقص و خطاها و معصیتها را میبینی؟! مگر با لطف تو ...! 🔻استغفار دمیدن روحی توحیدی در مبارزه با تاریکی ها و زدودن زنگارهاست! تا انسان با حول و قوّه ی الهی و بیرون از یأسها و غرورها و أنانیّتها به تطهیر وجودش بپردازد!🔺 🔸مدّتی است دیگر نگرانیم از آن طرف ماجراست. اینکه حالا فرض کن بخشید! با شرمندگی بعدش چه میکنی؟! چرا اینقدر خودخواهانه به مسأله نگاه میکنی! با آن همه کرامت و بزرگواری که میکند چه میکنی؟! او که: «لَا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصَاهُ وَ لَا تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ‏ أَطَاعَه‏» بود. 🔹با دهن کجی ات به اویی که همه چیزت از او بود و خیرت را میخواست چه میکنی؟! با این بخشش دوباره اش چه میکنی؟! 💔اگر خودش دستی بر دلمان نکشد آنقدر عذاب این شرمندگی بالاست که شاید خودمان باشیم بگوییم خواهش میکنم نبخش! اینقدر بزرگواری نکن! اینقدر بیچاره ام نکن! اینقدر با لطف و کرمت عذابم نده! 💭فکر کن رهبرت با آن عظمتی که در نگاهت دارد مهمان منزلت شده! میخواهی غذا بیاوری! از روی غفلت همه ی خورشت روی سر و لباس رهبرت بریزد! آیا بیشتر به دنبال عذرخواهی خودخواهانه هستی یا از روی حیای عاشقانه میخواستی اصلا دیگر نبودی و اینطور نمیشد! گیرم او تو را بخشید ولی خودت میتوانی تا عمر داری خودت را ببخشی؟! ✋اگر هم بخشید باز خودت را از حدّ تقصیر خارج نکن و به آن عائشه نفست بگو: «يَا عَائِشَةُ أَ فلَا أَكُونُ‏ عَبْداً شَكُورا»
باسمه تبارک و تعالی (۹۳۰) «نکاتی پیرامون فیلم میان ستاره ای» «قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقيكُمْ» 🔹شب جمعه جایی مهمانی بودیم. وقتی برگشتیم دیدم تا اذان شاید کمتر از ۳ ساعت مانده! خیلی وقت بود به پیشنهاد خانواده قرار بود یکبار با هم فیلم میان ستاره ای (Interstellar 2014) ساخته ی کارگردان مشهور انگلیسی آمریکایی کریستوفر نولان را ببینیم. استخاره کردم و خوب آمد. 👈ارزش دیدن هم برای آشنایی با برخی تفکرات و جهان بینی های مادی امروزی دارد. دقیق و مبتنی بر نظریات و فرضیات رایج فیزیکی ساخته شده است. مخصوصا چون فیلمی جهانی و مشهور است و به همین دلیل یک مثالی شده که میشود برای بیان نکات به آن ارجاع داد. ✔️آنچه من دیدم تلاشی مذبوحانه برای نجات کیهانی عقیده ی الحادی و برون رفت از چالشهای آن بود. آنهم یک برون رفت قهرمانانه که نه تنها آن را از موضع ضعف خارج کند بلکه نقطه ی قوّتی هم برای خودش قلمداد کند! نوعی فرار رو به جلو! عظمت هستی را با یک چشم بندی ماهرانه به نفع ساینس و تمدّن نوین مصادره و فاکتور میکند! توجّه به عجایب این پهنه ی بی کران آسمانها را در فضا و امتداد نوعی نگاهی الحادی آزاد میکند. 👈اینکه هیچ غیب و ماوراء و نیروهای روحانی در کار نیست و انسان باید خودش با توسّل به علم و پیشرفت دانشش و امیدواری به آینده دانش بر مشکلاتش غلبه کند. با یک هنر نمایی سعی کرده بود تا حتّی در دل کیهان هم برود و این عظمتها را به تصویر بکشد ولی به بیننده لحظه ای اجازه توجّه به احتمال وجود یک صانع مجرّد و یک مدبّری به نام خدا ندهد. ⬇️
👈آنچنان باور به نظام مدرن بشری و غرور قارونی علم پرستانه در آن موج میزند که حتّی بحرانهای لا ینحلّ ناشی از این نوع عقلانیّت مدرن مانند بحران زیست محیطی را میخواهد با رجوع دوباره به اصول همین مدرنیته یعنی اعتماد افراطی به خود بسندگی علم انسانی و خوش بینی محض به آینده و توسّل به دست مشکل گشایی به نام پیشرفت حل کند! 👈مشکل آفرین میخواهد خودش را در سیمای ناجی نشان دهد. به عبارتی میخواهد هرگونه بن بستی که بشر را به تجدید نظر در افراطش پیرامون اصول تمدّن نوین دعوت میکند را از گشوده و تصویری نجات بخش پیشا روی بحرانهای عمیقی که میتواند آینده ی تفکّر مادّی را به تاریکی فرو ببرد نشان دهد. 🔹ولی برهانش برای این امر چیست؟! این است که همین تکنولوژی است که دستگاه ام آر آی را برای تشخیص زودهنگام سرطان ساخته تا انسان دیرتر بمیرد! پس باید دیگر هیچ اشکالی نکنید! عجب! یا این است که همه چیز به قول داروین زیر سر تلاش برای بقاست. حتّی یاد فرزندان هنگام مرگ آخرین تلاش مغز برای بقاست. ✔راهکارشان چیست؟! تکیه بر یک سری فرضیّات جذّاب و اثبات نشده در فیزیک که با چاشنی خیال پردازی و قدرت موسیقی و جادوی سینما و جا سازی معمّاهای جذّاب و جملات و واژه های تأثیر گذار ... . ⚪برخی امور به خاطر تبارشان به گونه ای هستند که به شدّت انسان را به فکر فرو میبرند! دقیق و عمیق هستند! ولی هیچ دلیلی نداریم که هر فرضیه یا نظریّه ی دقیق و عمیقی حق هم باشند! در اینجا نیز با مطرح کردن برخی فرضیّات دقیق و عمیق که اصلا معلوم نیست حق هم باشند مخاطب را به خودشان مشغول میکنند! 👈مثلا این فیلم تصوّر عرفی را پیرامون مفهوم زمان و مکان به چالش میکشد و نشان میدهد که چطور پدری بعد از یک مسافرت فضایی جوانتر از دخترش که در حال مرگ است برمیگردد! 👈یا اینکه در اوج فیلم هنر پیشه اصلی وارد سیاهچاله میشود از نظریه ی نسبیت انیشتین استفاده شده که گویا بُعد زمانی در سیاهچاله تبدیل به بعدی مکانی میشود و زمان بسان یک سری اتاقهای مکانی قابل دسترسی میگردد! 👈همه ی زمانهای مختلف کتابخانه منزلش را میبیند که به شکل مکانی همه با هم در سیاهچاله وجود دارند! حالا برای فرضیه بد نیست ولی اینکه بد مستی کنند و آن را امری اثبات شده قلمداد کنند و بدون هیچ ملازمه ای بر تفکّر دینی با آن فخر فروشی کنند دیگر عجیب است. 👈میگویند ملا نصر الدّین میخ طویله اش را جایی فرو کرد و گفت اینجا وسط زمین است! هر کس هم قبول ندارد برود متر کند! حالا ایشان هم دارد از داخل سیاهچاله برایمان خبر میدهد! هر کسی قبول ندارد برود خودش ببیند! 👈در انتها هم در کمال ناباوری بعد از این همه تعسّف و تکلّف و تمحّل و ادّعاهای اثبات نشده و گزافه گویی های عجیب ولی با چاشنی سحر عظیم هنری فریاد یوریکا یوریکای این فیلم بلند میشود که دانش انسان بر همه ی مشکلات پیروز شد! 👈در آخر فیلم هم فضانورد خانم با بیرون آوردن کلاهش نشان میدهد که علم توانست سیّاره ی قابل سکونت جدیدی را پیدا کند! بشر دیگر پایبند زمین نیست! میتواند برای نجات خودش راه حلّی در سیّاه ی دیگری پیدا کند! اینقدر غرور و تکبّر! به چیزی نیاز ندارد. ✋خلاصه دنبال استدلال نباشید! آنچه هست ارائه ی یک تصویر برای باور پذیر کردن و داشتن یک تصوّر اوّلیه برای ایجاد تکیه گاهی برای زندگی و تمدّن مادّی و برون رفت از بحرانهای آن است. میخواهد خیالشان را خوش کند. 👈واقعا برای من که تأسّف آور بود! رسما با یک سری مغزهای کوچک زنگ زده ی خیالاتی مواجهیم! در این میان تلاش بی معنای سازندگان فیلم برای پیوند دادن این سرگردانی انسانی با مفهوم فداکاری و عشق دیگر از آن عجایب است. بیشتر نوعی تدلیس ماشطه است. 👈حالا ابتناء آن بر گزاره های فلسفی و انسان شناسی و جهان شناسی و فیزیکی بسیاری که باید از آن بحث کرد بماند! ولی یک چیزی که خیلی چشم آدم را میگرفت نوعی تلاش بی ثمر برای زنده ماندن بود. 👈اینکه هیچ زندگی جز همین زندگی دنیا وجود ندارد. اینهایی که میمیرند در واقع نفله شده اند! هیچ و پوچ شده اند. همه باید بجنگند تا بتوانند این دنیا زندگی کنند. هیچ پاسخی در مواجهه با پرسش فلسفه ی زندگی و مرگ نداشت. معنای زندگی در آن ذبح شده است. 👈ولی به شکل ضمنی یک حالتی در این نوع مرگ گریزی وجود دارد. آن هم نوعی توهّم عجیب که گویا انسان میتواند تا ابد زنده بماند! گویا همه میدانند که روزی میمیرند ولی این را باور ندارند وطوری رفتار میکنند که میتوانند هرگز نمیرند! 👈به خاطر همین باور و نگرش وجودیشان است که چندان چالش مرگ آنها را به کام خود فرو نمیبرد! واقعا فکر میکنند نوعی خلود دارند و مردن خودشان را باور ندارند! همه ی این هیاهوها زیر سر همین است. یحسبُ أنّ علمَه أخلَده! طوری زندگی میکنند که زبان حال این است که دارند قسم میخورند که ما لهم من زوال! ⬇⬇
👈این همان حقیقتی است که قرآن کریم در آیاتی آن را تذکّر میدهد و میفرماید: 📖«قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون‏» 🔹خب اینها و مثل اینها در مورد نقد این فیلم مشهور بود. قصد اطاله کلام هم نداشتم. ولی با همان نوع نگاه ایمانی که به این فیلم داشتم یک سری حالاتی برایم به وجود آمد که آنها هم برایم جالب بود. وقتی این فیلم را میدیدم برخلاف جریان فیلم همینطور عظمت هستی وجودم را میگرفت. 👈اینکه چقدر ما کوچکیم و با چه عظمت بی انتهایی طرفیم! خدایا در این عالم چه خبر است؟! چه آفریدی؟! چه قصدی داشتی؟! ربّنا ما خلقتَ هذا باطلاً! این آسمانها خیلی با عظمت تر و پر رمز و راز تر از آن است که پوک و پوچ آمده باشد! یک عظمت و هیبتی از خالق هستی بر قلبم وارد میشد! 👈طوری که احساس میکردم هیچ مناسبتی بین من کوچک و مبدأ این عظمت بی پایان نیست! یک ذرّه ی بسیار بسیار بسیار ریزی در برابر این همه بزرگی! طوری شد که نزدیک سحر مدام دوست داشتم ذکر «یا عظیم یا عظیم» را با خودم زمزمه کنم. 👈ولی نوعی ترس و خشیت ناشی از هیبت این آفرینش من را گرفته بود. مانع انس شده بود. نوعی جلال و شوکتی که گویا میخواهد کوچکی انسان را به رخش بکشد! 👈بنده خدایی میگفت در عالم رؤیا دیدم روی یکی از این کرات آسمانی قرار گرفته ام! همینطور اجرام آسمانی را میدیدیم. یکباره این اجرام شروع به چرخش و حرکت کردند! یک احساس جدیدی در من تولید شد که تا آن زمان شبیهش را تجربه نکرده بودم. یک حس هیبت و خشیت عجیب که دل انسان را بلرزاند! 👈میخواستم انس بگیرم ولی گویا نمیشد! با خودم میگفتم چطور سابقا اینقدر راحت با چنین خدایی حرف میزدی! میدانستی در محضر چه عظمتی قرار میگرفتی! واقعا هیبتش می خواهد انسان را آب کند! 💡در همین حال این درک در وجودم قوّت گرفت که در برابر چنین خدایی هر گناهی ولو کوچک خیلی بزرگ است! و در برار چنین خدایی هر گناه خیلی بزرگ، خیلی کوچک است! تازه معنای این فراز صحیفه برایم واضحتر شد: 📖«فَأَمَّا أَنْتَ يَا إِلَهِي فَأَهْلٌ أَنْ لَا يَغْتَرَّ بِكَ الصِّدِّيقُونَ، وَ لَا يَيْأَسَ‏ مِنْكَ‏ الْمُجْرِمُونَ، لِأَنَّكَ الرَّبُّ الْعَظِيم‏» 👈در آن حال یک تواضع بیشتری نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام پیدا کردم. اینطور برایم جلوه میکرد که میدانی که این انوار پاک فرستادگان چه خدای با عظمتی اند؟! همینطور یک احساس شگفتی از قلب و درون آدمی پیدا میکردم که در این درون چخبر است که این همه آسمانها و زمین در برابرش گویا هیچ است! برای او آفریده شده! راستی این عبودیت و بندگی چه سری دارد که گوهر این صدف شده است؟