هدایت شده از 🌱به شرط عاشقی باشهدا❤
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
برعندازا و وطن فروشا میدونید چرا نمیتونید کاری کنید؟
چون اینجا صاحب داره😎
🌿✾ • • • • •
╔═════════🌸🕊══╗
•●❥ @be_sharteasheghi
╚══🌸🕊═════════╝
هدایت شده از 🌱به شرط عاشقی باشهدا❤
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📱چه کنیم به نامحرم نگاه نکنیم⁉️
راهکار زیبای #استادحسینمومنی👌
🌿✾ • • • • •
╔═════════🌸🕊══╗
•●❥ @be_sharteasheghi
╚══🌸🕊═════════╝
هدایت شده از مستِ مهتاب
🥀
🥀🥀
🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀
🥀🥀
🥀
#رمان_آنلاین
#مستِ_مهتاب
#مرضیه_یگانه
#پارت_397
یوسف علنا بین همه ی افراد پایگاه بسته ی شکلات پخش کرد و همه را مطلع.
حدسم بیشتر به دکتر شهامت می رفت.
یعنی حدس می زدم که یوسف به خاطر دکتر شهامت که یکی از خواستگاران قبلی من بود، این کار را کرد.
به هر حال خبر عقد من و یوسف در همه ی پایگاه پیچید.
روزهای گرم تابستان فرا رسید.
هوای پایگاه در طول روز خیلی گرم بود و شبها خنک و سرد.
روزها همه ی ما مشغول کار بودیم و شبها که سرمان کمی خلوت می شد، یوسف به دیدنم می آمد.
لااقل برای خوردن یک چایی با هم!
به همین اندازه فقط وقت داشتیم با هم باشیم.
البته گاهی لیست ملزومات پزشکی مورد نیاز را هم من برای فرمانده می بردم.
چقدر سر به راه شده بودم!
منی که روزی حتی نمی خواستم یوسف را ببینم حالا دنبال هر بهانه ای بودم که او را ببینم.
حال آن روزهایم خیلی با گذشته متفاوت بود.
شاید به خاطر اینکه در گذشته ها، می خواستم محبتم به یوسف را پنهان کنم اما نشد..... بیشتر از آنچه تصورش را می کردم، دوستش داشتم.
و البته اینکه هر دویمان در یک پايگاه بودیم برای خیال و خاطر من خیلی خوب بود.
وقتی گاهی حتی با صدای بمبی که گه گاهی اطراف و دور پایگاه می زدند، از درمانگاه بیرون می دویدم تا ببینم سنگر یوسف سالم هست یا نه.... و او هم بی قرار اول نگاهش به سمت درمانگاه می چرخید، خودش نشان خوبی بود برای اینکه اگر با هم نبودیم چقدر دلتنگ و بی قرار و نگران هم می شدیم.
روزهای خوبی بود روزهای نامزدی ما.
با آنکه دیر به دیر هم را می دیدیم و با هم حرف می زدیم اما او عکسی از من داشت که آنقدر به قول خودش مرا بوسیده بود که عکس را لِه و لورده
کرده بود.
و من حلقه ای میان دستم بود که گویی تمام خاطرات را در برق طلایی رنگش می دیدم.
اما یکی از خاطرات تلخ یا شیرین دوران نامزدی مان در همان تابستان گرم سال 60 رقم خورد.
🥀#کپی_رمان_حرام حتی بالینک کانال و اسم نویسنده⛔️
🔴 پیگرد قانونی دارد ⚖
🥀
🥀🥀
🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀🥀🥀〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🥀@be_sharteasheghi🥀
〰〰〰〰〰〰〰〰
🥀🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀
🥀🥀
🥀
بدون درک تو همه چیز دلگیر است
حتی برف ، با تمام عاشقانه هایش...
#السݪامعلیڪیاصاحبالزمان 💚
🌿✾ • • • • •
╔═════════🌸🕊══╗
•●❥ @be_sharteasheghi
╚══🌸🕊═════════╝
#تلنگر⚡️
استاد پناهیان :
ابلیس وقتی نتواند بہ کسی بگوید
بیاخرابشو
مدام مۍگوید:
توالانخوبهستۍ
او را در همین حد متوقف میکند!
در حالۍ کہ این
مرگ ایمان و هلاکتِ انسان است💔
🌿✾ • • • • •
╔═════════🌸🕊══╗
•●❥ @be_sharteasheghi
╚══🌸🕊═════════╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خــــدایــــاحفـظ ڪن مردمِ سـرزمینـم را
از بلاها، سختیها،
مصیبتها و گرفتاریها
خدایا خودت پناه و
تسڪینِ دردهایشان باش
خدایا دلشوره و دلواپسے را
از ڪشور ما دور ڪن
آمیـــن
🌙شبتون در پناه امن الهــی🌙
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌷سلام به دوشنبه خوشآمدید🌷
🌺زندگی یک هنر است.
🌸نباید زندگی را ساده بنگاری.
🌺به دنیا آمدن همان زندگی نیست.
🌸به دنیا آمدن فقط یک فرصت است.
🌺تو باید خودسازی کنی.
🌸تو باید هزاران چیز را از وجودت بیرون بریزی.
🌺باید طمع، خشم، شهوت و... را دور بریزی.
🌸آنها چون علفهای هرز هستند.
🌺وجود ما را انبوهی از علفهای هرز فراگرفته.
🌸باید تمام خاک را عوض کنیم
🌺تا گلهای سرخ سر برآورند. #اوشو
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥دو توصیه از طرف شیطان / شهید آیت الله دستغیب
#السݪامعلیڪیاامیرالمومنین 💚
🌿✾ • • • • •
╔═════════🌸🕊══╗
•●❥ @be_sharteasheghi
╚══🌸🕊═════════╝
6.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥تکنیک اشـکِ تمساح
مدرس : عبیدالله بن زیاد😏
🌿✾ • • • • •
╔═════════🌸🕊══╗
•●❥ @be_sharteasheghi
╚══🌸🕊═════════╝
هدایت شده از مستِ مهتاب
🥀
🥀🥀
🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀
🥀🥀
🥀
#رمان_آنلاین
#مستِ_مهتاب
#مرضیه_یگانه
#پارت_398
در یکی از روزهای گرم تابستان بود که در درمانگاه مشغول به کار بودیم که صدای مهیب بمب توجه مان را جلب کرد.
چندین بار پایگاه را بمباران کردند و ما همگی در همان درمانگاه پناه گرفته بودیم که سر و صداها خوابید و طبق عادت همیشه، من اولین نفر از درمانگاه بیرون دویدم.
تمام رزمنده ها داشتند به یک طرف می دویدند و من.... با چشمانی که نمی خواست باور کند، به سنگر یوسف که چیزی جز یک تل خاک از آن باقی نمانده بود، خیره شده بودم.
پاهایم مرا نمی کشید سمت سنگر و تنها با چشمانی که هنوز بهت زده بود به سنگر یوسف خیره شدم.
حتی عادله هم از درمانگاه بیرون دوید و با دیدن رزمندگانی که داشتند کیسه های
شن و خاک را از روی هم بر می داشتند، گفت :
_فرشته!.... اون.... اون سنگری که زدن..... اون سنگر فرمانده نیست؟!
و شاید همان جمله ی سوالی، با یک جواب، و تعجب عادله بود که باعث شد تا کمی از خیال و تفکر بیرون بیایم.
_چرا..... خودشه....
و همانجا در حالیکه با چشمانی پر اشک به سنگر خراب شده ی یوسف نگاه می کردم 1000 صلوات نذر امام زمان کردم که یوسف سالم باشد و دویدم سمت سنگر. خیلی از رزمنده هایی که داشتند آوار را از روی سنگر بر می داشتند با دیدن من، کمی متاثر شدند.
_چیزی نیست خانم پرستار.... فرمانده حتما حالش خوبه.
ولی من چیز دیگری می دیدم.
من هم با چشمانی پر اشک همراهشان شدم.....آن بمباران پایگاه، هیچ مصدوم و مجروحی نداشت جز یوسفی که زیر آوار مانده بود.
خدا می دانست که با چه حالی پنجه هایم را در خاک فرو می بردم و مشت مشت خاک به اطراف می پاشیدم.
در میان آن همه خاک و دود و گرد و غبار، عادله سمتم آمد و گفت :
_فرشته تو اصلا نباید تو این گرد و غبار باشی..... واسه ریه هات خوب نیست.
و من با صدایی گرفته از شدت خاکی که در گلویم نشسته بود و بغضی که رهایم نمی کرد جواب دادم:
_ولم کن عادله..... یوسف زیر این خاکه.
ساعت ها زیر آفتاب گرم تابستان در میان آن خاک و گرد و غبار تلاش کردیم تا بتوانیم یوسف را از زیر آوار بیرون بکشیم اما....
🥀#کپی_رمان_حرام حتی بالینک کانال و اسم نویسنده⛔️
🔴 پیگرد قانونی دارد ⚖
🥀
🥀🥀
🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀🥀🥀〰〰〰〰〰〰〰〰〰
🥀@be_sharteasheghi🥀
〰〰〰〰〰〰〰〰
🥀🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀🥀
🥀🥀🥀
🥀🥀
🥀
هدایت شده از 🌱به شرط عاشقی باشهدا❤
❤️
میگویم:
«دوستت دارم»
میشکفی،
گلهای باغچه تقلید میکنند
خدا میخندد و میگوید:
امان از عشق...
#حامد_نیازی
🌸🍃
🌿✾ • • • • •
╔═════════🌸🕊══╗
•●❥ @be_sharteasheghi
╚══🌸🕊═════════╝
هدایت شده از 🌱به شرط عاشقی باشهدا❤
❪بِهنَظَرَمیِکیاَزقَشَنگتَرینعِبارَتهایقُرآن
جاییهکِهخُدامیگِه:وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّکَ بِأَعْيُنِنَا
وَدَربَراربَرحُکمپَروَردِگارَتشَکیباییکُنکِهتو
تَحتِنَظَرومُراقِبَتماهَستی🤍❫
*(آرامشِ مَن صَدهِزارمَرتبه شُکرِت کِه هَستی و راهِ دُرُست رو نِشونِمون میدی ᳝
#التماس دعا
🍃🌸
🌿✾ • • • • •
╔═════════🌸🕊══╗
•●❥ @be_sharteasheghi
╚══🌸🕊═════════╝