eitaa logo
Bear skin
24 دنبال‌کننده
95 عکس
0 ویدیو
0 فایل
کانال اصلی: https://eitaa.com/Nummer_ett
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شماره "۱"
سی روز برای حسین خواهم نوشت. سی روز از مظلومیت چشمانش خواهم گفت، آنقدر می‌نویسم که هیچ شیری زاری نکند، آنقدر می‌نویسم که هیچ نوزادی تیر نخورد. که هیچ کودکی یتیم نشود. آنقدر می‌نویسم که تاریخ عوض شود، یا من تمام خواهم شد یا اشک‌هایم. آنقدر می‌نویسم که همه بفهمند این ملت از پا نخواهند ایستاد، یک ایران است و یک اسلام، یک اسلام است و یک حسین. آنقدر می نویسم که حسین آب بنوشد و شهید شود.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از شماره "۱"
_هی به من نگاه کن هانیبال، من ضد گلوله‌ام من شکست ناپذیرم نفرین شده، و فرسودگی ناپذیر. +به نظر من که حماقتت وصف ناپذیره _آره! من احمق هم هستم هانیبال. راست میگی
هدایت شده از شماره "۱"
اشک ریختن بدیهی ترین کاری‌ست که می‌توان کرد. ساده‌ترین کار، اما همینش همم جوری قلب را می‌سوزاند که اشک‌ها رود بشوند و دردها دریا. امروز اولین طبل‌ها به صدا درآمدند، امام من می‌بینی؟ هر طبل پژواک قدم‌های توست به سوی میدان نبرد. هر طبل پژواک تیرهای پروازکرده و اتفاقات ناگوار آینده‌ست. و چقدر نام تو مقدس است، چقدر همچو شهادت زیباست که او زمانی از این دنیا برود که ما طبل‌هایمان را برای عزاداری تو بیرون می‌آوریم.
هدایت شده از شماره "۱"
ما فراموش‌شدگان بودیم، ارواح معلق در جهان. گوشت و خون داشتیم، ولی مگر کسی می‌دید؟
هدایت شده از شماره "۱"
سایه‌های درونمان ترشح می‌شدند و ما را در خود غرق می‌کردند
هدایت شده از شماره "۱"
و در آخر، آیا واقعا اهمیت داشت؟
هدایت شده از شماره "۱"
تنها چیزی که حالا می‌خواهم، این است که عضو جایی باشم، عضو چیزی. و وقتی رفتم، اثری از من بماند.
هدایت شده از شماره "۱"
و من پایین بودم. در پایین‌ترین نقطه جهان ذهن آدم‌ها...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از شماره "۱"
من همه‌چیزم را فدا کردم، رویاهایم را گریستم و دنیایم را شکافتم تا از آن محافظت کنم. من هر روز بیشتر عاشقش شدم و حتی وقتی آن، سیگارش را روی پوستم خموش می‌کرد و قلبم را می‌شکافت لب نمی‌زدم چون عاشقش بودم. چون من عاشق چیزی شدم که حتی انشان هم نبود اما قلب مرا به گونه‌ای ربود که حس می‌کردم از ابتدا قلب نداشتم.
هدایت شده از شماره "۱"
چه شد که تبدیل به همان فرشته‌هایی شدی که روی برف می‌ساختی؟ حالا که تابستان شده چه کنم؟