چایتان را
«دبش» بنوشید.
فاطمی،
امین بیتالمال نبوده است؟
سَلَّمنا!
لکن
کیست که
حکمهای کلفت را
برای آدمکهای «ظریف»
در سیاست و اقتصاد
بنویسد؟!
ما را ببخش
آقای قاضیالقضات
که سالهاست
«سوتزن» پروندهی «کرسنت» شدهایم
و صدایمان
به هیچ گوشی نمیرسد...
شاید
عیب از ماست
که «سوت بلبلی»
بلد نیستیم.
از ما گفتن؛
مواظب باشید
که «بیژن خونتان نیفتد».
ما که نفهمیدیم
«ب.ز»
بابک زنجانیست
یا بیژن زنگنه؟!
اصلاً
انشاالله
که «بُــــز» بوده است!
این
صدای اذان است؛
من میروم
تا نمازم را
با جماعت «اَدا» کنم...
رخصت،
آقایِ
دستگاهِ
«قَضا»!
#مصعب_یحیایی
باز کن پنجره را بوی #خدا می آید...
روزی
خواهم آمد ، و پیامی خواهم آورد.
در رگ ها ، نور خواهم ریخت .
و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب! سیب آوردم ،
سیب سرخ خورشید.
خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد.
زن زیبای جذامی را ، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید.
كور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ!
دوره گردی خواهم شد ، كوچه ها را خواهم گشت .
جار خواهم زد: آی شبنم ، شبنم ، شبنم.
رهگذاری خواهد گفت : راستی را ، شب تاریكی است،
كهكشانی خواهم دادش .
روی پل دختركی بی پاست ، دب اكبر را بر گردن او
خواهم آویخت.
هر چه دشنام ، از لب ها خواهم بر چید.
هر چه دیوار ، از جا خواهم بركند.
رهزنان را خواهم گفت : كاروانی آمد بارش لبخند!
ابر را ، پاره خواهم كرد.
من گره خواهم زد ، چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق،
سایه ها را با آب ، شاخه ها را با باد.
و بهم خواهم پیوست ، خواب كودك را با زمزمه
زنجره ها.
بادبادك ها ، به هوا خواهم برد.
گلدان ها ، آب خواهم داد.
خواهم آمد ، پیش اسبان ، گاوان ، علف سبز نوازش
خواهم ریخت.
مادیانی تشنه ، سطل شبنم را خواهد آورد.
خر فرتوتی در راه ، من مگس هایش را خواهم زد.
خواهم آمد سر هر دیواری ، میخكی خواهم كاشت.
پای هر پنجره ای ، شعری خواهم خواند.
هر كلاغی را ، كاجی خواهم داد.
مار را خواهم گفت : چه شكوهی دارد غوك !
آشتی خواهم داد .
آشنا خواهم كرد.
راه خواهم رفت. نور خواهم خورد.
دوست خواهم داشت.
#سهراب_سپهری
#نوروز
#بهار
✍️#شعر
📚https://eitaa.com/joinchat/267059254Ca0035ab155
.
داغ از حرارت جگرم داد میزند
آتش به سوز سینه من باد میزند
هر لالهای که از جگر سنگ میدمد
دامن به آتش دل فرهاد میزند
از دل نمیرسد نفس عاشقان به لب
بلبل ز بیغمی است که فریاد میزند
آیینه خانه دل من از خیال او
چون کوه قاف موج پریزاد میزند
از ترکتاز عشق کسی جان نمیبرد
این سیل بر خرابه و آبادمیزند
صائب به پای خویش زند تیشه بیخبر
آن بیادب که خنده به استاد میزند
#صائب_تبریزی
.
✍️#شعر
📚https://eitaa.com/joinchat/267059254Ca0035ab155
من سرم گرم گناه است، سرم داد بزن.
#رمضان
#صابر_خراسانی
ای سراب از قدمت آینه پنهان کرده
گیسویت زمزمه ی رود پریشان کرده
ای تلنگر زده بر نبض مناجات همه
لال از مدح تو خمیازه ی گنگ کلمه
یوسف حزن به پیراهن تو دوخته اند
ناز را سینه به سینه به تو آموخته اند
در دل شب برس از راه قمر پاشی کن
روی بوم دل ما عاطفه نقاشی کن
ما پر و بال نداریم ولی بامت هست
نیستی نیستی اما همه جا نامت هست
مطلع فجر به سر آمده بیدارم کن
سخت آماده شدم سخت گرفتارم کن
پشت پا خورده ز مردم گله را می فهمد
این دل تنگ مگر فاصله را می فهمد
همه را با خبر از آمدنت کن برگرد
جامه ی آمدنت را به تنت کن برگرد
به تماشای تو ما باغچه را گل کردیم
گفته بودند می آیید تحمل کردیم
ای که از کوچه ی پاییزی ما با خبری
ما کجا گل بفروشیم که از ما بخری
نامه دادیم گرفتیم ولی نیست حبیب
ای غریب بن غریب بن غریب
راهمان گمشده دیباچه ی نور تو کجاست
بنشینیم کجا راه عبور تو کجاست
کفر در آمده ایمان مرا می گیرد
بی تو این نفس گریبان مرا می گیرد
من سرم گرم گناه است سرم داد بزن
سینه ات سخت به تنگ آمده فریاد بزن
جمعه هایی که نبودید به تفریح زدیم
ما فقط در غم حجران تو تسبیح زدیم
خشکسالیم کویریم تو ای رود بیا
شیعه مظلوم تر از قبل شده زود بیا
✍️#شعر
📚@befarma_sher
Eitaa.com/befarma_sher
46491520955996.mp3
9.76M
عنوان شعر : ماه عاشقی
#رمضان است و هوا پر شده از عطر دعا
میزند موج یمِ رحمت و و احسان خدا
هر که دارد به سرش میل وصال کوی دوست
رمضان ماه خوش بنده ی شرمنده ی اوست
نفسا تسبیحند خوابها ذکر و دعا
میوزد صوتِ خوشِ آیه های ربنا
قربان کرمت یارب نام خوشت دائم بر لب
در به رویم ز کَرَم واکن آمده بندهی تو امشب
ای کریم مهربان العفو پادشاه انس و جان العفو
جز خطا به کوله بارم نیست جان صاحب الزمان العفو
بار غم از دل من بر دار کار مرا به کسی نسپار
خوانده ای ام به درت یا رب از گهنم بگذر ای یار
قربان کرمت یارب نام خوشت دائم بر لب
در به رویم ز کَرَم واکن آمده بنده ی تو امشب
✍️#شعر
📚https://eitaa.com/joinchat/267059254Ca0035ab155
بهم ریختهام
شبیه شعرهای سپید
که نه وزن دارند
نه قافیه
-و گاهی-
نه حتی معنی!
آشفتهام
از خواب میپرم
به یاد اهالی غزه میافتم
بنیاسرائیل...
گرگ...
تپش قلبم بیشتر میشود
پنجره را باز میکنم
و در جملهای معترضه
از خدا میپرسم:
ای اله ابراهیم و اسماعیل و محمّد(ص)
ما را
برای کدام روز مبادا
کنار گذاشتهای؟!
#مصعب_یحیایی
#روز_قدس
✍️#شعر
📚https://eitaa.com/joinchat/267059254Ca0035ab155
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
غزل زیبای " گذشته ها گذشته "
از #ابوالفضل_عصمت_پرست
از خیر قدر، قضا گذشته
کار دلم از دعا گذشته
شبهای بلند بی عبادت
در حسرت ربّنا گذشته
سلطان شده روز بعد، هر کس
از کوی تو چون گدا گذشته
گیرم که گذشت آه از حال
حالا چه کنیم با گذشته
طوری ز خطای ما گذر کرد
ماندیم ندیدم یا گذشته
تصمیم به توبه تا گرفتم
فرمود گذشتهها گذشته
#رمضان
✍️#شعر
📚https://eitaa.com/joinchat/267059254Ca0035ab155
.
گفتم شبی کنار تو افطار میکنم
آقا نیامدی رمضان هم تمام شد
اللهم عجل لولیک الفرج 😔
.
آخر ماه شد و ماه نیامد آخر
سی سحر ناله زدیم آه نیامد آخر
با کلافی سر بازار نشستیم ولی
حیف شد یوسفم از چاه نیامد آخر
جان ما از غم دوریش به لب آمده است
صاحب غیبت جانکاه نیامد آخر
شام هجران رخش از سر ما رخت نبست
فجر امید سحرگاه نیامد آخر
ترسم این است دوباره به تباهی بروم
مشعل و روشنی راه نیامد آخر
شاعر: ﻣﺼﻄﻔﯽ ﻫﺎﺷﻤﯽ ﻧﺴﺐ
#عید_فطر
عاشقان عیدتان مبارک باد.
#عید_فطر
#آخر_ماه_عسل
#شعر
آخر ماه، گدا مانده و تنها مانده
همه رفتند فقط بنده ی رسوا مانده
درب مهمانی خود را کمی آرام ببند
یک نفر از صف بخشیده شدن جامانده
دستگیری بکنی یا نکنی هر دو رواست
دست تسلیم منِ غم زده بالا مانده
هیچ کس واسطه ی بنده ی آلوده نشد
مثل هر سال فقط یوسف زهرا مانده
همه ی زندگی ام حاصل لطف مهدی است
تازه آقایی او در صف عقبی مانده
عاقبت آبرویم ریخت و در چشم امام...
بی بها کرد مرا چشم بد وامانده
سخت دلتنگ نجف هستم و ایوان علی
بر دل غم زده ام، شوق تماشا مانده
محمد جواد شیرازی