جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری
برای اینکه حجت را تمام و خودش را امام معرفی کند
اماده شد تا بر پیکر مطهر امام حسن عسکری علیه السلام نماز میت بخواند
جعفر جلو رفت هنگامی که خواست تکبیر بگوید پسر بچه ای ردای جعفر را گرفت و به او گفت: ای عمو، من برای نماز خواندن بر پدرم سزاوارترم.
جعفر در حالی که چهرهاش عبوس و زرد شده بود پا پس نهاد و پسر بچه جلو آمده وبر او نماز خواند.
و بعد از نماز از دیدگان مردم پنهان شد😞
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش ارتباط ما با امام زمان،
مثلِ حاج ملا آقاجان بود که وقتی
هم میخواســــت بخوابه، دستش رو مثلِ
گداها باز میذاشت و میخوابید و به حضرت
میگفت:«من گدایِ شما هستم یا صاحـــبالزمان! اگه گذرت از این مسیر افتاد،
یه چیزی هم به ما عنایت کن..»
قبل از هرکاری هم رویِ پا میایستاد سلام
میداد و میگفت: «آقاجان من صبحم رو به
یاد شما شروع میکنم؛
شما فرماندهیِ منی،
من غلام شما هســــتم؛
خودم و زندگی و همه چیزم رو به شما میســــپارم...💔
سلام امام زمانم
تسلیت میگم آقاجان شهادت پدرت رو
السلام علیک یا امام حسن عسکری ع
https://eitaa.com/khaharaneeee
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیییییی بچهها بریم آبتنی :))
خانمها به شوهرشان بگویند: نانی که سر سفره میآوری، اگر کم باشد و حلال، بهتر است که حرام باشد و زیاد. رزق مختصر و حلال، همان جاده تنگی است که منتهی به پل میشود، که آخرش سلامتی است. سفره اگر رنگین باشد و حرام، آن جاده پهنی است که ماشین میتواند بهسرعت در آن بتازد، اما پل ندارد و به دره سقوط میکند.
ای مرد! این را خوب دریاب که تو راننده ماشین هستی و اهل و عیال تو مسافرانت. مبادا وسوسهات کنند که «چرا در این جادۀ سنگلاخ و تنگ آمدهای؟ ما یک ساعت در ماشین فلانی نشسته بودیم، چقدر کیف داشت، جادهاش صاف بود و نرم».
راه تقوا راهی است که سرازیری و سربالایی، سنگلاخ و گردنه، تنگنا و معبر دارد، اما آخرش «پل» دارد. ولی جادۀ دنیا، اتوبانی است که هرچه سریعتر بروند، زودتر به ته جاده که پلی در کار نیست میرسند و به دره پرت میشوند. گاهی یک عابر، لنگلنگان میگذرد، نهتنها ماشین ندارد و پیاده است، که لَنگ هم میزند، اما او در راهِ نجات است، با نظر حقارت به او نگاه نکن!