🌸 یک سبد خاطره🍃
🍀 شوق به جهاد و انجام وظیفه 🍀
💠 برای جبهه اسم او را نمی نوشتند.
فرمانده بسیج مسجد گفته بود هم سن شما کم است و هم قد شما کوتاه است. او هم آمد به سراغ مادر و گفت می شه در شناسنامه ام دست ببرم؟
مادر گفتند: نه، این کار درست نیست ، صبر کن ، اگر خدا بخواهد کار شما هم درست خواهد شد.
💠 خلاصه او به یک نحوی جزء نیروی رزمی راهی جبهه شد.
چند ماهی در جبهه بود و بعد از یک عملیات به مرخصی آمد.
آنقدر با آن لباسها ی رزمی بزرگ و زیبا شده بود که همه می گفتند: چقدر قد او کشیده وبزرگ شده است.
💠 او برایمان تعریف کرد که برای خط شکنی جبهه انتخاب شده است. مادرمان به او گفتند: علی رضا خط شکن بودن خطرش بیشتر است. او گفت: من قبول کرده ام آرپیجی هفت زن باشم.
و به گفته هم رزمان او در حالت زدن آرپیجی به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
#شوق_به_جهاد
#شهید_علیرضاناصری
#خاطره۶
🆔 @besooyebinahayat