eitaa logo
به سوی بی نهایت
6 دنبال‌کننده
31 عکس
18 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸 یک سبد خاطره🍃 🍀 مسئولیت پذیری🍀 💠 علی رضا، جوان مسئولیت پذیری بود. عجیب به حرف پدر و مادرم گوش می داد و کاری را که به او محول می کردند تا انجام نمی داد رها نمی کرد. هرگز کلمه چشم از دهان او نمی افتاد وتکیه کلام او فقط چشم بود. 💠 هرگاه پدر و مادرم تنها به مشهد می رفتند، مسئولیت زندگی وخرج ومخارج را به عهده می گرفت. پدرم می دانست که او هر مسئولیتی را به نحو احسن انجام می دهد. پدرم حتی مغازه کفاشی را به او تحویل می داد و او تمام کارهایی که پدرم در مغازه انجام می دادند را یاد گرفته بود ودر کنار درس خواندن در این چند روز با سن کمی که داشت عجیب در مغازه کار می کرد و مخارج زندگی را تأمین می کرد. 💠 مثل یک مرد تا برگشت پدر و مادرم نمی گذاشت ما هیچ احساس تنهایی بکنیم وچیزی کم داشته باشیم. سن کمی داشت اما روح او بزرگ بود. ۴ 🆔 @besooyebinahayat