eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
502 دنبال‌کننده
223 عکس
13 ویدیو
0 فایل
. خانوم معلم|علاقه‌مند به شعر و نقاشی|مبتلا به آسمون|ساکن حاشیهٔ خیال|ملقب به خورشید|مسلح به امید|خواهر آفتابگردون|رفیق کلمات|بچهٔ پایین|صاحب سبک|در حسرت دریا|عاشق... کپی بدون ذکر منبع ممنوع! من @Zahra_vm ناشناس https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
| نورْ گَرْدونْ | از سهم اولین لحظه‌هایِ آخرین ماهِ تابستون.
می‌گفت مثل غنچهٔ آفتابگردونی که تو شب باز شده!
✍🏻 - زهرا جان امروز ۴ شهریورماه و من در نیمه شبی که همه در ارامش و بی خبری خواب به سر میبرند با دلی گرفته میگشتم در میان مخاطبینم و رسیدم به تو از سر بی حوصلگی و کنجکاوی به سراغ عکس های پروفایلت رفتم رسیدم به ادرس کانالت و بازهم خواندم و خواندم تا رسیدم به تاریخ پانزدهم تیر ماه و با نوشته هایت انقدر اشک ریختم که چشمانم صدایشان درامد و شقیقه هایم درد گرفت اما... انا دلم کمی ارام شد و به قدر روزهای دلتنگی که بسیار زیادند خدارا شکر کردم که امشب این مطالب رسیدم چون از نهم ماه قشنگ رمضان که از روز دهم آن قشنگی عبادت هایش گره خورده بود با غمی عمیق و جگرسوز،دلم غم داشت،جگرم میسوخت و چشمانم دم به دم با دیدن تصویر اقا جانم از قاب تلویزیون بارانی میشد ولی باز قلبم ارام نمیگرفت و گوشه ی ذهنم صدایی می آمد که درد عمیق تر از این حرف هاست اما کسی نیست که بتواند ان را به زبان بیاورد و مرهم هرچند کوچکی روی دل های سوخته یمان بگذارد اما امشب خدای همیشه هوادارم مرا به به اینجا کشاند و مرهم دلم را از قلم آرامبخش شما به من داد ممنونم از تو دوست غریبه و آشنا + الحمدالله... •|🌌|• @bidelijat
چیزی که جدیداً باهاش درگیرم و روح و روانم رو مشغول کرده، احساسِ دل‌سوزیه! ممکنه عجیب به نظر برسه؛ من هیچ‌وقت تو زندگیم آدم سنگ‌‌دل یا بی‌تفاوتی نبودم، اما هرگز هم این‌جور دلم برای بقیه نمی‌سوخت! خیلی دوست دارم منشأ این حال رو بفهمم؛ چه چیزی در من تغییر کرده که این حس توی وجودم انقدر پررنگ، شدید و گاهی حتی کلافه‌کننده شده؟
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
چیزی که جدیداً باهاش درگیرم و روح و روانم رو مشغول کرده، احساسِ دل‌سوزیه! ممکنه عجیب به نظر برسه؛ من
شایدم به خاطر اینه که زیاد به ترسناک بودن دنیا فکر می‌کنم! و به اینکه آدم‌ها چقدر بی‌پناه، ضعیف و ظریفن... یعنی دلم فقط برای اتفاق‌های وحشتناک نمی‌سوزه، برای همین زندگیِ روزمره دل‌سوزی می‌کنم! برای خودِ مفهومِ انسان بودن وسط این جهانِ چغر و سخت و بی‌رحم...
خدایا شکرت(: آخه ما با این دلِ نازک‌ با این دنیای خشن چطور تا می‌کردیم اگه نمی‌شناختیمت؟
سه تا موضوع دیگه ام هست که این روزهای کم‌رنگ، زیاد بهشون فکر می‌کنم و احتمال میدم اینجا نوشتنشون میتونه بار مشغلهٔ ذهنمیم رو کم کنه. یکیش اینه که گاهی خودِ این مقولهٔ "انسان بودن" خسته‌ام می‌کنه! زندگی انسانی، روابط انسانی، نیاز‌های انسانی و مهم‌تر از همه محدودیت‌های انسانی؛ همشون در تعارض با چیزیه که تَهِ وجود آدم دلش می‌خواد و‌ حوصله‌شو داره! من نمیدونم اینو چجوری میشه توضیح داد، اما خب عمیق و زیاد به این موضوع فکر می‌کنم که انگار تو حصار انسانیت حد خوردم و بلد نیستم ازش رها شم.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
سه تا موضوع دیگه ام هست که این روزهای کم‌رنگ، زیاد بهشون فکر می‌کنم و احتمال میدم اینجا نوشتنشون میت
دومیش هم یکی از تهوع‌آورترین پارادوکس‌های رفتار انسانیه! یک نوع دورویی. دیدین آدمایی که درباره هرچیزی مثلا یک آدم یا یک موقعیت، فعالیت، پروژه، جایگاه یا حتی یک شئ و... بذر شک به دل آدما می‌پاشن، نفرت پراکنی و انتقاد تند می‌کنن و خلاصه تا می‌تونن ازش بد میگن و وقتی قشنگ همه رو دلزده و منصرف کردن، خودشون با طمأنینه و اتوکشیده پشت همون میز میشینن، همون کار رو انجام میدن، با همون آدم صمیمی میشن و...! اینا خیلی چندش آورن...
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
دومیش هم یکی از تهوع‌آورترین پارادوکس‌های رفتار انسانیه! یک نوع دورویی. دیدین آدمایی که درباره هرچیز
سومی یه تجربه‌ی عجیب و خنده داره که هنوز به چرایی و چگونگیش فکر می‌کنم، یه بار می‌خواستم چند نفرو نام ببرم، تمام مدت به یه نفر فکر کردم تا حواسم جمع باشه اسمشو نگم! بعد یهو به خودم اومدم دیدم این‌همه یادش کردم که یادم نره نباید یادش بیفتم! عجیب بود.
✍🏻 برو زاهد که من دیدم شب هجر تو ترسانی ز روز رستخیزم؟ •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 ملت‌ها نه با آنچه به دست می‌آورند، بلکه با آنچه به آن وفادار می‌مانند دوام می‌یابند. •|🌌|• @bidelijat