eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
506 دنبال‌کننده
224 عکس
13 ویدیو
0 فایل
واژه‌های بیهوده‌، اما پوچ نه. کپی بدون ذکر منبع ممنوع! شناسِ بنده: @Zahra_vm ناشناسِ بنده: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
البته قطعا راهکار به صبح رسوندنش لباس شستن نیست! ولی خب من یه طناب بلند به تاج مبل‌ها گره زدم و درست وسط خونه کشیدم که وقتی همه‌چیزو شستم روش پهن کنم، بالاخره متوجهم که این تازه دور دوم لباساس و قطعا جای رخت‌آویز کم میاد!
یه قاعده‌ایه هر وقت اوضاع روانیم بی دلیل و عجیب به هم می‌ریزه می‌رم دفتر خاطراتمو می‌خونم یا تاریخ این‌روزای به هم ریختگی رو تو سال‌های گذشته می‌جورم، و جالبه که هربار هم به یه نتیجهٔ منطقی می‌رسم! بارها هم درباره‌اش نوشتم.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
یه قاعده‌ایه هر وقت اوضاع روانیم بی دلیل و عجیب به هم می‌ریزه می‌رم دفتر خاطراتمو می‌خونم یا تاریخ ا
. این بارم دوباره رفتم سراغش و رسیدم به مهر، روزایی که شروعِ فروریختنِ همه چیز بود. دارم فکر می‌کنم که شاید دوباره نخِ روحم به تقویمِ چِرکِ مهر گیر کرده. عجیبه! زندگی جلو می‌ره، بزرگ می‌شی، اتفاق‌های تازه میفته، اما یهو تو یه روزِ معمولی، بی‌هیچ مقدمه‌ای، حوصله‌ات سر می‌ره از خودت، جهان به نظرت کج می‌شه، فکرت افسار پاره می‌کنه و مغزت یاتاقان می‌زنه... بعد که دنبال دلیلش می‌گردی، می‌بینی خودت یادت نیست ولی بدنت فراموش نکرده سالگرد چه روزاییه! هنوز نمی‌دونم اسمش قدرتِ حافظه‌ست یا نفرینِ خاطره‌؛
«تو واقعا ساعت شیشِ صبح داشتی به خاطر اینکه پشه‌ها نیشت زدن گریه می‌کردی؟!» مادرم می‌پرسد؛
هدایت شده از ولیمحمدی
رنج، قاشق قاشق از وجود آدم می‌کَنّه، بعد که خوب چاله شدی، بهت میگن عمیق.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
این یه بندِ عینکه که آلبالوهای میلی‌متری داره🍒😌.
تازه‌شم روی جا‌مدادیم یه فرشته‌ی خمیریِ صورتی با موهای قهوه‌‌ای بلند، و یه ابرِ نمدی با چشمای بسته و مُجِه‌های بلندِ دلبر دارم که رو سرش پاپیونم داره🎀 جاکلیدیم هم یه گربه‌ی مرواریدیه🤸🏻‍♀ اگه هنوز دلتون نسوخته اضافه می‌کنم که دخترام دستبند و انگشتر آبی هم برام ساختن که با سنجاقم سته⛷