eitaa logo
بیم موج
2.2هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2.3هزار ویدیو
138 فایل
قال مولانا امیرالمؤمنین ❤ : وَ اللَهَ اللَهَ فِی الجِهَادِ بِاَموَالِکُم وَ اَنفُسِکُم وَ اَلسِنَتِکُم فِی سَبِیلِ اللَه چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم نه شبم نه شب پرستم که حدیث خواب گویم ادمین: @bimemoj1357
مشاهده در ایتا
دانلود
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 متکی: هیچ مذاکره‌ای بدون اذن رهبری صورت نگرفته‌ است 🔹۸۰ درصد متن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد به نفع ایران بود. 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
قرار شد پشت به پشت ظَهر به ظَهر وارد میدان شوید از دو سو شمشیر بزنید و لشکر را بدرید شریعه را فتح کنید و به قدرِ یک مَشک هم که شده آب بردارید... . به قصد ِ آب رفتید نه به قصدِ میدان که حسین هرگز تو را اذنِ میدان نداد که تو آرامِ حرم بودی تمام ِ سپاه بود و یک علمدار... تمامِ حرم بود و یک عمو... تمامِ حسین بود و یک عباس... حسین هرگز تو را اذن میدان نداد... . فقط قرار شد با هم بروید کمی آب بردارید و با هم بازگردید با هم بروید و با هم باز گردید! همین...! . اسب‌ها را جولان دادید تکبیر برآوردید و با هم تاختید و لشکر از هیبت شما از هم پاشید... . هیچ بدر و حنین و خیبری چنین شکوهی بر خود ندیده بود کربلا تنها میدانی بود که دو حیدر یک‌باره بر آن تاختند! . خاک تکبیر برآورد آسمان تهلیل گفت دشت پر از تسبیح شد... حسین به شریعه رسید... و تو نیز... . هنوز خنکای ِ آب قدم‌هایش را نبوسیده بود که... تیر چانه‌اش را از هم درید و خون فواره زد لشکر هلهله به پا کرد و بر حسین هجوم برد... میان‌تان فاصله افتاد تو در شریعه و حسین بیرون... . آب به طواف قامتت برخاست فرات، به التماسِ لب‌هایت نشست... نهر جرعه جرعه تمنای نوشیدنت کرد... امّا تو در جاریِ نهر، العطش می‌دیدی و در انعکاسِ آب، پیراهن‌های بالازده و شکم‌های خوابانده بر رطوبت خاک... حتی لب تر نکردی! حتی دست در آب فرو نبردی! بی‌درنگ فرات را میانِ مشک ریختی و بر اسب نشستی... . محاصره‌ات کردند از هر سمت و سو... . بر تو هجوم آوردند... نیزه و تیر و کمان بر تو باریدن گرفت... خون از تمامِ وجودت فواره ‌زد و تو دلهره‌ات فقط مشک بود... . هلهله و عربده و بغض... تمامِ علی را از تو انتقام گرفتند... کسی بازوی حیدری‌ات را نشانه رفت و ... و یمین از تو جدا کرد... مشک را به دست ِ چپ سپردی و باز تاختی... . امّا دست چپت را هم... دست ِ چپت را هم به غارت ِ نیزه‌ها بردند... . مشک را به دندان گرفتی... و باز تاختی... هیچ چیز تو را از مسیر باز نمی‌داشت حتی تیری که تمامِ نگاهت را به خون نشاند... می‌تاختی... با عشق... بی دست... بی چشم... و هنوز تمامِ دلهره‌ات فقط مشک بود... که یکباره... آب شرّه کرد و بر دلت تیر کشید خنکای ِ آب آتشت زد... مشک پاره شد... بند ِ دلت از هم گسست... و تاختنت از حرکت ایستاد... و عمود فرصت ِ فرود پیدا کرد.. فرقت از هم شکافت... و با سر... بی دستی که حائل شود میان ِ تو و زمین... از اسب فرو افتادی... فریاد برآوردی: برادر... و حسین.. خدا می‌داند که چطور خویش را بر پیکر ِ تو رساند... آیه آیه‌هایت را از زمین برداشت... تکه تکه‌هایت را بوسید... و تمامِ علقمه انگار که عباس شده بود... تکه تکه روی زمین... تکثیر شده بودی... و حسین، لحظه لحظه، کنار تکه‌هایت شکست... . فَبکی الحسین بُکاءً شدیداً... آمد کنارِ تو... صدایش به گریه بلند شد... بلند... بلند... گریست... به وسعت ِ تمام ِ دشت، گریست... شکست... خم شد... ألان إنکَسرَ ظَهری وَ قلّت حیلَتی وَ شمَّت بی عَدوّی... . حالا حسین، بی تو... . قرار بود با هم بروید و با هم باز گردید... ✍ملیحه سادات مهدوی اجر این روضه و اشکهایش تقدیم به سقایی که همه‌ی آبهای عالم را شرمنده‌ی ادبش کرد. ❌ با احترام به جهت رعایت حق مولف نشر مطالب بدون نام نویسنده و لینک کانال جایز نیست🙏🌱 https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
. یک نویسنده بیشتر از آنکه کلمه‌ها را بنویسد، کلمه‌ها را می‌بیند! کلمه‌ها حیات دارند، در قلب و جان نویسنده در حرکتند و او به روشنی تصویرشان را مقابل خودش می‌بیند. مثلا من هر بار زیر لب تکرار می‌کنم "انگار تمامِ علقمه عباس شده بود" بی‌اختیار چشم‌هایم تر می‌شود! من با همین عبارتِ کوتاه، شریعه را می‌بینم که خیز برداشته و موج روی موج می‌ریزد انگار دارد جان می‌کنَد برای آنچه در حوالی‌اش رخ داده! من با همین جمله، صدای شیهه‌ی اسبها و نعره‌ی مردهای جنگی را می‌شنوم، صدای هلهله و طبل و شیپور پیروزی، و صدای گریه‌های بلند بلندِ ابی‌عبدالله! من زیر لب می‌گویم "انگار تمام علقمه عباس شده بود" و بعد اباعبدالله را می‌بینم که از شدت گریه آستین به دهان گرفته و بی‌هیچ اعتنایی به هلهله‌‌های دور و برش، عین یک مادرِ بچه‌مُرده، های های گریه می‌کند. من با این چند کلمه، عمه را می‌بینم که رنگ از رخسارش پریده و با این حال سعی می‌کند ضعف نشان ندهد و نگذارد آب در دل کسی تکان بخورد! من با هر بار تکرار این جمله، بچه‌ها را می‌بینم که با افتادن عمود خیمه‌ی عمو از وحشت در آغوشِ هم لرزیده‌اند و برای فردای بعد از عمو به حال خودشان گریسته‌اند. من با تکرار این کلمه‌ها، قمر بنی‌هاشم را می‌بینم که حتی از پشت پرده‌ی خونی که روی صورتِ ماهش نشسته، باز هم نگرانیِ چهره‌اش معلوم است! من با زمزمه‌ی این جمله، دست‌های علمدار را می‌بینم که هر کدام سمتی افتاده و گرگها گِردَش زوزه می‌کشند. من برای گریه کردن برای آن لحظه‌ها‌ی جانکاهِ اباعبدالله به هیچ چیز بیشتری نیاز ندارم همین که زیر لب تکرار کنم "انگار تمام علقمه عباس شده بود" بساط روضه‌ام باز می‌شود... من کلمه‌ها را نمی‌نویسم، کلمه‌ها را زندگی می‌کنم.... من با همین عبارت، تمام آن صحنه‌ها را می‌بینم... پ‌.ن‌: "انگار تمام علقمه عباس شده بود" یک عبارت از 👈این روضه @sharaboabrisham
War report71 mohammadi 115405 part3.mp3
زمان: حجم: 10M
🔰گزارش به‌روزرسانی وضعیت جنگ - شماره 71 - بخش سوم (سناریوی جنگی احتمالی دشمن) 🔹مهدی محمدی کارشناس مسائل سیاسی ❗️- 11 مرداد 1405 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
War report72 mohammadi 115405.mp3
زمان: حجم: 8.3M
🔰گزارش به‌روزرسانی وضعیت جنگ - شماره 72 - (بروزرسانی وضعیت راهبردی) 🔹مهدی محمدی کارشناس مسائل سیاسی ❗️ - 11 مرداد 1405 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
🔰انتشار برای اولین‌بار | بخش اول | دست‌نوشته‌های دکتر علی لاریجانی در سفر اربعین سال ۱۴۰۳ هجری شمسی، ۱۴۴۶ هجری قمری روایت آغاز سفر اربعین؛ از تصمیم تا حرکت 🔹از حدود یک ماه پیش آقا مرتضی درباره سفر اربعین سؤال می‌کرد. کشش این سفر، علی‌رغم هوای داغ آن، امری نبود که به سادگی بتوان با آن کنار آمد. در سال قبل نیز چنین تجربه‌ای داشتم. اجمالاً قرار شد تمهیدات اولیه انجام شود. آقای جواهری، دوست عزیز، مرتباً سؤال می‌کرد. تعداد افراد و اصل سفر را؛ در هفته قبل تصمیم قطعی شد و تعداد نیز مشخص شد. به آقا مرتضی گفتم هر کدام از محافظین که مایل بودند بیاییند. دو نفر از دوستان آقا مرتضی نیز همراه ما آمدند. امسال آقا مهدی به خاطر نمایشگاهی در آلمان از صنایع دریایی، نتوانست بیاید. ساره خانم هم همراه محمد آقا ( محمد آقای مطهری ) و خانواده دکتر عباسپور، قبل از اربعین رفتند و امروز، سه‌شنبه، ما عازم نجف هستیم. آنها نیز شب ساعت ۸ باز می‌گردند. هفته پیش، یک‌شنبه، با دوستان عازم دماوند برای کوهپیمایی شدیم و دوشنبه صعود کردیم و سه‌شنبه به تهران بازگشتیم. یعنی هفته قبل، قدری از نظر بدنی دوستان تحت فشار صعود به دماوند بودند. این دو هفته هم، از روز شنبه، بحث داغ سیاسی کشور، رأی اعتماد به کابینه آقای پزشکیان بود که عملاً فضای کشور را تسخیر کرده بود. روایتی از سه شب مجلس روضه؛ سلوک اخلاقی، گناه و مسیر معنویت سه شب متوالی تا دیشب، منزل آقای دکتر غفاری روضه بود که شرکت کردم. انصافاً مراسم خوبی تدارک نموده بودند. آقای هاشمی، منبری آن است که اهل عرفان می باشد و فردی فاضل است و مداح، آقای نبوی، که او نیز در کار خود متبحر است. مراسم بسیار قابل استفاده است. آقای حقیقت و عطریانفر نیز شرکت می‌کردند. شب قبل، آقای هاشمی درباره مسیر پیشرفت معنوی و سلوک مطالب خود را بیان کردند و در دو شب قبل‌ نیز درباره اهمیت ولایت و توحید سخن گفتند به عنوان ارکان سلوک. شب سوم پیرامون ملزومات این راه؛ در هر مرحله شرایط خاص دارد. که کف آن، اطاعت از اوامر الهی و ترک معاصی است؛ معاصی کبیره و صغیره. البته معاصی صغیره وقتی با توجه انجام گیرد و تکرار شود، همان وضع گناه کبیره را پیدا می‌کند. فصلی از مشاکل امروز و فضای مجازی را مطرح کرد که کمتر در رسانه‌ها به این وجه طرح می‌گردد. دیشب آقا محمدرضا دیروقت به تهران رسید. من هم چند ساعتی استراحت کردم؛ حدود ۴ ساعت، لذا کمبود خواب دارم. در آستانه سفر؛ گفت‌وگوهایی درباره زیارت و صلاحیت چند اثر معنوی درباره امام حسین(ع) همراه آورده‌ام که مطالعه می‌کنم؛ یکی از آن‌ها اثری از مرحوم ضیاءآبادی است که شامل چند سخنرانی ایشان است. ساعت ۵:۵۰ به سوی فرودگاه حرکت کردیم. در فرودگاه جمعیت زیادی از مشتاقان امام حسین(ع) بودند. برخی آشنایان از نماینده‌های سابق را دیدم. مردم ابراز لطف داشتند. [ یکی از مسئولان ] اوقاف آمدند و ابراز محبت کردند و گفتند از کار شورای نگهبان ناراحت شدیم. گفتم لابد خیری در آن هست. گفتند برای کشور صدمه بود. یکی از زائران کتابی درباره اسرار زیارت امام حسین (علیه‌السلام) داد و گفت مطالعه کنم و گفت مؤلف آن بیمار است و دعا کنید. فرصتی که در فرودگاه بود، مطالعه کردم. جمع‌آوری خوبی بود، از مقدمات زیارت و آداب آن به تقصیر آمده است. البته با توجه به ازدحام اربعین، نمی‌توان به‌سادگی همه این آداب را انجام داد، اما هر کدام نکته‌ای در بر داشت. روایتی از امام سجاد(ع) در فضیلت زیارت حضرت عباس(ع) آمده است که مقام او افضل از همه شهداست؛ یعنی همه شهدای تاریخ اسلام تا قیامت، حتی شهدای کربلا. در مقام مقایسه نزد خداوند این‌گونه است. خیلی عجیب است. باب‌الحوائج بودن حضرت ابوالفضل(ع)، منشاء آن عظمتی است که در نزد خداوند دارد. سلام بر او و راه او و قیام او و اطاعت از ولی خدا. 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
💢 غایت زیارت اربعین؛ مشارکت در عاشورا! • برای داشتن ناب و خالص هرچیز باید نمونه اصلی و اصیل آنرا دید. چه بسا گوهرهایی که در طول تاریخ دچار ناخالصی و شوائب شوند! • نمونه اصلی زیارت اربعین، همان اربعین اول است. زیارت جابرانصاری و عطیه کوفی در آن روز قطعی است. جابر از صحابه رسول الله(ص) و صاحب سرّ اهلبیت و صدیقه طاهره(س) است. عطیه نیز از فقها و مفسرین امامی کوفه است. راوی احادیث از جمله خطبه فدک و صاحب ۵جلد تفسیرقرآن است. این دو شخصیت موجه شیعی اولین زیارت اربعین را بنیان نهادند.۱ • نکته مهم و حائز اهمیت جمله جابر پس از زیارت سیدالشهداء و شهدای کربلاست که با قسم گفت: والله لقد شارکناکم فیما دخلتم فیه! به خدا سوگند ماهم در آنچه شما داخلش شدید(عاشورا) شریکیم! عطیه هم مثل من و شما از این ادعا تعجب کرد و پرسید: جابر! چگونه ما با آنها شریکیم در حالیکه در دره ای فرو نرفته، بر کوهی بالا نرفتیم و شمشیری نزدیم؟! در حالیکه اینها بین سرها و بدن هایشان جدایی افتاده و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه شدند! پاسخ جابر این بود: عطیه! از حبیبم رسول الله شنیدم که می فرمود: هرکس قومی را دوست بدارد با آنها محشور است و هرکس عمل قومی را دوست بدارد شریک عمل آنهاست! به خدایی که محمد(ص) را به حق مبعوث کرد نیت من و همراهانم بر همان جاری است که حسین(ع) و اصحابش بودند...!۲ • اگر پاسخ جابر را غیر معصومانه می دانی و حجت بیشتر طلب می کنی ، خطبه۱۲ نهج البلاغه را ببین! آنجا پس از پیروزی جمل یکی از یاران می آید و می گوید: کاش برادرم با ما بود و پیروزی شما را می دید! حضرت پرسید: میل اش با ما بود؟ گفت : آری! فرمود: پس او در لشکر ماست! بعد بالاتر فرمود: در همین لشکر(جمل) اند کسانی که الان در اصلاب مردان و ارحام زنان اند؛ زمان آنها را به هم می رساند و با آنها ایمان تقویت می شود! • آخر چگونه "صرف نیّت" و "میل و محبت"، بتواند کسی را هزار سال بعد ملحق به عاشورا یا جمل کند؟! این که در را برای تنبل ها، محافظه کاران تاریخ و باز می کند تا حق ها را یاری نکنند و بعدا با گریه و زیارتی با محبت و نیت، خود را ملحق به آن مجاهدان شهید کنند!!! درس خوانده هایی هم پیدا می شوند که با مشارب شبه عرفانی و تصوفی چیزی از محبت و نیت بسازند که با بی عملی و بی تعهدی هم ناسازگار نیاید! • به نظرم پاسخ روشن و همه فهم در خود جابر و عطیه است! جابر، پسر شهیدی از اُحد و رزمنده ۱۸غزوه با رسول الله و بعدا با امیرالمومنین است. شواهدی کافی در دست است که اگر یک جامانده از عاشورا، معذور بود، او حتماً جابر بود! عطیه هم ظاهرا چنین است هم از منتقمین خون حسین(ع) با مختار است و هم در قیام علیه امویان همراه با عبدالرحمن بن محمد بن اشعث می شود. حاضر میشود به دستور حجاج ۴۰۰تازیانه بخورد اما سبّ علی(ع) نکند! اینها شاید شواهد خوبی برای نیت و محبت باشد! • زیارت اربعین -در نمونه اصیلش- غایتش این است که زائر بتواند مثل جابر با صداقت بگوید: ما هم شریک عاشورای شماییم! • لذا: - نه هر خروج و شورش و تلاشی، کشته اش بدون محبت و پیوند با امام حق(ع) به عاشورا ملحق می شود! چون بدون اعتقاد و نیّت، عمل به کمال نمی رسد. - و نه هر زائر و محبی که قیامِ عاشورایی را "استثناء" و ماموریت خاص حسین(ع) شمارد و "ادله تقیه" را حاکم همیشگی بر "ادله امر به معروف" و"اظهار کلمه حق نزد جبّار" یا جهاد و دفاع مقدس کند! البته اگر مجتهد یا مقلّد باشد، ماجور؛ اما ملحق به شهدای کربلا شدنش مشکل بنظر می رسد! • زائران اربعین از حیث باز شدن با مجاهدت شهدا، قدردان امام خمینی و شهدایش هستند؛ تو بیشتر قدردان آن مجتهد عارف باش که را باز کرد! "بر اساس عاشورا فتوا داد" و جایی که ارکان اسلام در خطر باشد، "تقیه را حرام دانست."۳؛ بعد شرایط جاری زمانش را به درستی به خطر افتادن اساس اسلام دید و فرمود: تکلیف ما را سیدالشهدا معلوم کرده است! از اینجا "حکومت ادله تقیه" در فقه برافتاد و و مبارزه شکل گرفت و راه برای زائر در جهت قدم صدق و الحاق به عاشورا باز شد! ................................... ۱. اگر زیارت اسرای کربلا در اربعین اول هم ثابت باشد هرچه درباره جابر می گوییم به طریق اولی برای آنها ثابت است. ۲. متن روایت ۳.ر.ک : رساله التقیه امام خمینی 📝 محسن قنبریان ۱۴۰۳/۵/۲۸ 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
🔰 اظهارات نابجای یک مدعی ناآگاه 🔹متاسفانه کلیپی از سیدمحمد باقر خرازی در حال انتشار است که ادعا کرده رهبر، پزشکیان را تهدید کرده که اگر یک بار دیگر استعفا دهد قبول می‌کند و همین باعث شده که پزشکیان غلاف کند و دیگر تهدید به استعفا نکند. 🔹حتی ادعا کرده که پزشکیان بیست هشت بار تهدید به استعفا کرده. 🔹فرض کنید چنین اتفاقی افتاده (که نیفتاده) و این سطح از تنش در رأس حکمرانی کشور وجود داشته باشد (که ندارد). 🔹آیا افشای این تنش در شرایط جنگی، کار درستی است؟ 🔹ایشان با کدام عقل و تدبیر چنین ادعاهایی (بر فرض صحت) می‌کند؟ اتفاقا همین نکته که ایشان در شرایط جنگی چنین ادعاهایی می‌کند نشان می‌دهد که کاسه ای زیر نیم کاسه از سوی ایشان هست. 🔹این آقا تا الان کجا بوده؟ 🔹چطور شده که ناگهان بیرون آمده و چنین ولوله ای در میان طرفداران نظام انداخته و دشمن را شاد کرده؟ کار ایشان بسیار بو دار است. بماند که تعداد استعفاهای آقای پزشکیان به ادعای این شخص، شبیه داستان سرایی است. بیست و هشت بار تهدید به استعفا؟ چطوری حساب کرده؟ 🔹نکته دیگر اینکه قطعا قطعا این ادعاها بدون سند است و پشتوانه ندارد. هیچ دلیلی اقامه نمیکند. دارد ادعاهایش را به خودش مستند میکند. کسی در آن جمع از او نمی‌رسد این اخبار از کجا به گوش او رسیده؟ 🔹از من به شما نصیحت: هر حرف و سخنی که خروجی آن، دشمن را تقویت کند و جبهه داخلی را تضعیف کند، بی واسطه یا با واسطه از سوی دشمن دارد هدایت می‌شود. حال فرقی نمی‌کند صاحب آن سخن بداند که در زمین دشمن بازی میکند یا نداند. 🔹این آقای خرازی هم دارد در پازل دشمن صهیونی آمریکایی بازی می‌کند ولو نداند. 🔹رهبر شهید فرمود مواظب باشید پازل دشمن را تکمیل نکنید. 🔹این شخص دقیقا دارد همین کار را میکند. ✍ پیر پالان دوز 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
🔰این آدم شده نماینده مجلس!😒 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
16.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰محسن رضایی: وحدت‌مان را حفظ کنیم و اختلافات بین نیروهای انقلاب را پایان دهید؛ نباید نقد را به سمت تخریب و اهانت بکشیم. 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
19.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 چهل روز رو قد چهل سال رفتم ... 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خواب دیدم توی دشت از نعنا روی پاهای تو خوابم برده 🇮🇷🇮🇷🇮🇷 @bimemoj