eitaa logo
مَنِ‍‌ـــــــــ اُو‌
210 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
30 فایل
همانا که دل ها فقط با یاد خدا آرام میگیره . https://eitaa.com/hamenin89 لینک چنل ناشناس مَنِ‍‌ـــــــــ اُو‌✨️👆🏻 . https://eitaa.com/delgarmbisahel لینک چنل ناشناس رمان مأوا ☕️👆🏻 . کاری داشتین در خدمتیم @Nasim_rh_88 @Negar12345n کپی❌️فور فقطط✅
مشاهده در ایتا
دانلود
"این روزها بیشتر از همیشه، جای خالیِ یک سلام رو‌به‌روی ضریح را حس می‌کنم" @bisaheldel
"اربعین که می‌شود،دلم شبیه مادری‌ست که فرزندش را گم کرده... بی‌قرار است بی‌آنکه بداند کِی و کجا پیدایش خواهد کرد" @bisaheldel
"امشب دلم شبیهِ کفش‌های پشتِ درِ موکب‌هاست؛ جا مانده، اما رو به حرم" @bisaheldel
"این روزها،حتی سکوتِ خانه هم بوی دلتنگی می‌دهد انگار دیوارها هم نام حسین(ع) را شنیده‌اند" @bisaheldel
"دلم نه ویزا می‌خواهد و نه جاده فقط یک بار «طلبیدن» کافی‌ست" @bisaheldel
"سخت است عاشق شوی و یار نخواهد دلتنگ حرم باشی و ارباب نخواهد:)" @bisaheldel
"حسرت به دل ماندم ضریحت را بغل بگیرم آقا مگر شوق زیارت؛شکر نعمت نیست..؟!" @bisaheldel
"با من از غم حرف نزن! من زائرای کربلا رو دونه دونه بدرقه کردم درصورتی که خودم طلبیده نشدم:))💔" @bisaheldel
"من فرشته‌ای هستم که هر سال، مرا به زمین می‌فرستند؛ اما مأموریت من، همراهیِ زائران نیست. من مأمورِ دل‌هایی هستم که قرار است تغییر کنند. سال گذشته، نام جوانی را به من دادند و گفتند: «مراقبش باش.» تعجب کردم. او نه زائر بود، نه اهل روضه و نه حتی دل‌تنگِ این روزها. گفتم: «اشتباهی نشده؟» گفتند: «نه، امسال نوبتِ اوست.» تمام این روزها، فقط نگاهش کردم. نه خوابِ عجیبی دید، نه معجزه‌ای اتفاق افتاد. فقط یک روز، بی‌دلیل، میان شلوغیِ خیابان، چشمش به پرچمی افتاد که روی آن نوشته بود: «السلام علیک یا اباعبدالله.» ایستاد... و من، برای اولین بار دیدم که چگونه یک دل، در چند ثانیه متولد می‌شود. آن روز فهمیدم که ما فرشته‌ها مأمورِ معجزه‌های بزرگ نیستیم؛ مأمورِ همان «بی‌دلیل»هایی هستیم که سرنوشتِ آدم‌ها را عوض می‌کنند" @bisaheldel
زیبا✨️🥀 "شخصی می‌گفت: «سال‌ها وقتی اسم حسین(ع) را می‌شنیدم، فقط سرم را تکان می‌دادم و رد می‌شدم. نه اشکی داشتم، نه دلتنگی‌ای. اربعین هم برای من فقط یک تاریخ در تقویم بود. تا اینکه یک روز، مادرم زنگ زد و گفت: "برای من یک سلام به آقا بده." گفتم: "من که زائر نیستم." فقط گفت: "مگر سلام، ویزا می‌خواهد؟" آن شب، برای اولین بار روبه‌روی پنجره اتاقم ایستادم و آرام گفتم: "السلام علیک یا اباعبدالله." نمی‌دانم چه شد؛ فقط یادم هست که بعد از سال‌ها گریه کردم. حالا چند سال از آن شب می‌گذرد و هنوز به کربلا نرفته‌ام؛ اما یک چیز را خوب فهمیده‌ام... بعضی آدم‌ها اول به کربلا می‌رسند و بعد عاشق می‌شوند، بعضی‌ها اول عاشق می‌شوند و بعد، تمام عمرشان در راهِ رسیدن می‌مانند.»" @bisaheldel