#رمان_مأوا
#پارت_نود_چهار
(از زبان آرش)
صدای باز شدن در اتاق، حواسم رو از قرآن پرت کرد
سرم رو بلند کردم
در باز شد و با دیدن چهرهای که سالها میشناختم، برای چند لحظه خشکم زد
من:آیسان؟
لبخند روی لبش نشست
آیسان:سلام داداش...
باورم نمیشد برگشته
۲ ماهی میشد که ندیده بودمش!
آروم از جام بلند شدم و سمتش رفتم
من:کی برگشتی؟
آیسان:همین الان
چند لحظه فقط به هم نگاه کردیم
بعد بغلم کرد
محکم بغلش کردم
من:دلم برات تنگ شده بود؛آبجی کوچولو
آیسان:منم همینطور
از هم فاصله گرفتیم
نگاهش روی پانسمان شونهام افتاد
اخم کرد
آیسان:این چیه؟
لبخند تلخی زدم
من:یه اتفاق کوچیک بود
با اخم نگاهم کرد
آیسان:تو هیچوقت از اتفاقات کوچیک پانسمان نمیبندی
من:ولش کن
چشمش روی قرآن روی میز افتاد
چند ثانیه بهش خیره موند
بعد با تعجب پرسید:
آیسان:تو قرآن میخونی؟
لبخند زدم
من:دارم یاد میگیرم
آیسان:کی؟
من با لبخند:فرشته
همین که اسمش رو آوردم، حالت صورت آیسان تغییر کرد
آیسان:همون دختری که توی خونهست؟
من:آره
آیسان:ازش خوشت میاد؟
با تعجب نگاهش کردم
من:این چه سؤالیه؟
آیسان شونه بالا انداخت
آیسان:هیچی... فقط پرسیدم
این همون دختره ست که کیان دنبالشه؟
کنار پنجره نشست
من با اخم:اره خودشه!
چند لحظه سکوت کرد
آیسان:داداش...
من:جانم؟
آیسان:تو هنوز هم همون خوابها رو میبینی؟
لبخند از روی صورتم محو شد
آرش:بعضی شب ها
آیسان نگاهش رو پایین انداخت
آیسان:دوباره درباره مامان و بابا؟
چند لحظه سکوت کردم
من:آره
آیسان دستهاش رو به هم فشرد
من:آیسان...
نگاهم کرد
من:یه چیزی هست که من نمیدونم؟
چشمهاش برای چند لحظه لرزید
اما خیلی زود خودش رو جمع کرد
آیسان:نه
من:مطمئنی؟
آیسان:آره
بهش خیره شدم
اما ته دلم...
برای اولین بار به جواب خواهرم هم شک کردم
آیسان از جاش بلند شد
آیسان:بهتره استراحت کنی
من:آیسان؟
برگشت
آرش:خوشحالم برگشتی
لبخند کمرنگی زد
آیسان:منم خوشحالم داداش
از اتاق خارج شد
در که بسته شد، دوباره چشمم به قرآن افتاد
اما این بار ذهنم جای دیگری بود
فرشته... مامانجون... آیسان...
همه انگار چیزی میدونستند
و من...
تنها کسی بودم که از گذشته خودش بیخبر بود
ادامه دارد....
۲۰۵ بشیم یه ادیت خفن میزارم براتون
به همراه تم از اساتید
ما رو به دوستانتون معرفی کنید
#قول_آماری
@bisaheldel
سلام رفقای قشنگم خوبید؛خوشید؟
سرحالید؟
بیشترمون کنید که ادیت خفنِ آماده است😉
زمان:
حجم:
11.8M
سوره واقعه آیات 75 الی 91
استاد حسنین
#تلاوت_صوتی
@bisaheldel
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه تلاوت قدیمی شاهکار از استاد شاکرنژاد
سوره اﻹنسان
إِنَّ ٱلْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ من كَأْسٍ كان مِزَاجُهَا كَافُورًا
#تلاوت_تصویری
#قدیمی
@bisaheldel
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تلاوت آیاتی از کلام الله مجید در خانه پدری سرلشکر شهید کاظمی
روستای افین زیرکوه
استاد شاکرنژاد
#تلاوت_تصویری
#حاج حامد
@bisaheldel
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اهداء پرچم حرم امام حسین علیه السلام به استاد شاکرنژاد در سال ۱۳۹۵
#کمتر_دیده_شده
#قدیمی
@bisaheldel
کپی نکن حبیبی فقط فوررر