eitaa logo
مَنِ‍‌ـــــــــ اُو‌
212 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
30 فایل
همانا که دل ها فقط با یاد خدا آرام میگیره . https://eitaa.com/hamenin89 لینک چنل ناشناس مَنِ‍‌ـــــــــ اُو‌✨️👆🏻 . https://eitaa.com/delgarmbisahel لینک چنل ناشناس رمان مأوا ☕️👆🏻 . کاری داشتین در خدمتیم @Nasim_rh_88 @Negar12345n کپی❌️فور فقطط✅
مشاهده در ایتا
دانلود
(از زبان آرش) صدای باز شدن در اتاق، حواسم رو از قرآن پرت کرد سرم رو بلند کردم در باز شد و با دیدن چهره‌ای که سال‌ها می‌شناختم، برای چند لحظه خشکم زد من:آیسان؟ لبخند روی لبش نشست آیسان:سلام داداش... باورم نمی‌شد برگشته ۲ ماهی میشد که ندیده بودمش! آروم از جام بلند شدم و سمتش رفتم من:کی برگشتی؟ آیسان:همین الان چند لحظه فقط به هم نگاه کردیم بعد بغلم کرد محکم بغلش کردم من:دلم برات تنگ شده بود؛آبجی کوچولو آیسان:منم همینطور از هم فاصله گرفتیم نگاهش روی پانسمان شونه‌ام افتاد اخم کرد آیسان:این چیه؟ لبخند تلخی زدم من:یه اتفاق کوچیک بود با اخم نگاهم کرد آیسان:تو هیچ‌وقت از اتفاقات کوچیک پانسمان نمی‌بندی من:ولش کن چشمش روی قرآن روی میز افتاد چند ثانیه بهش خیره موند بعد با تعجب پرسید: آیسان:تو قرآن می‌خونی؟ لبخند زدم من:دارم یاد می‌گیرم آیسان:کی؟ من با لبخند:فرشته همین که اسمش رو آوردم، حالت صورت آیسان تغییر کرد آیسان:همون دختری که توی خونه‌ست؟ من:آره آیسان:ازش خوشت میاد؟ با تعجب نگاهش کردم من:این چه سؤالیه؟ آیسان شونه بالا انداخت آیسان:هیچی... فقط پرسیدم این همون دختره ست که کیان دنبالشه؟ کنار پنجره نشست من با اخم:اره خودشه! چند لحظه سکوت کرد آیسان:داداش... من:جانم؟ آیسان:تو هنوز هم همون خواب‌ها رو می‌بینی؟ لبخند از روی صورتم محو شد آرش:بعضی شب ها آیسان نگاهش رو پایین انداخت آیسان:دوباره درباره مامان و بابا؟ چند لحظه سکوت کردم من:آره آیسان دست‌هاش رو به هم فشرد من:آیسان... نگاهم کرد من:یه چیزی هست که من نمی‌دونم؟ چشم‌هاش برای چند لحظه لرزید اما خیلی زود خودش رو جمع کرد آیسان:نه من:مطمئنی؟ آیسان:آره بهش خیره شدم اما ته دلم... برای اولین بار به جواب خواهرم هم شک کردم آیسان از جاش بلند شد آیسان:بهتره استراحت کنی من:آیسان؟ برگشت آرش:خوشحالم برگشتی لبخند کم‌رنگی زد آیسان:منم خوشحالم داداش از اتاق خارج شد در که بسته شد، دوباره چشمم به قرآن افتاد اما این بار ذهنم جای دیگری بود فرشته... مامان‌جون... آیسان... همه انگار چیزی می‌دونستند و من... تنها کسی بودم که از گذشته خودش بی‌خبر بود ادامه دارد....
۲۰۵ بشیم یه ادیت خفن میزارم براتون به همراه تم از اساتید ما رو به دوستانتون معرفی کنید @bisaheldel
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام رفقای قشنگم خوبید؛خوشید؟ سرحالید؟ بیشترمون کنید که ادیت خفنِ آماده است😉
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه تلاوت قدیمی شاهکار از استاد شاکرنژاد سوره اﻹنسان إِنَّ ٱلْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ من كَأْسٍ كان مِزَاجُهَا كَافُورًا @bisaheldel
یه عکس کمتر دیده شده از استاد حسنین حسنین @bisaheldel
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تلاوت آیاتی از کلام الله مجید در خانه پدری سرلشکر شهید کاظمی روستای افین زیرکوه استاد شاکرنژاد حامد @bisaheldel
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اهداء پرچم حرم امام حسین علیه السلام به استاد شاکرنژاد در سال ۱۳۹۵ @bisaheldel کپی نکن حبیبی فقط فوررر