eitaa logo
نفور「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
175 دنبال‌کننده
126 عکس
22 ویدیو
0 فایل
بـــه نــام خــدا✨ بـــه چــنـل خــودتـون خـوش اومـدیـن🌝 رمـان: ســرنـوشـت آبـــی درحـال تـایـپ💙🕯 اســتـارت مــا: ୨ৎ𝟷𝟺𝟶𝟻/𝟶𝟹/𝟶𝟹 ایــدی: @hm_haamim لـیــنـک چــنـل: @blue_desting 📝𝟭𝟮𝟵 "عضو جمعیت نویسندگان📖" #تابع_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟏 ꒷⏝꒷ ساعت𝟿صبح ماهرخ: مامانم ساعت 𝟿 هم من هم شهرزاد رو بیدار کرد <شهرزاد خونه ماهرخ اینا مونده بود> رفتم دست و صورتمو شستم با شهرزاد رفتیم پایین مامانم صبحونه حاضر کرده بود سپیده: بخورید برید الان دیرتون میشه شهرزاد: میگم ماهرخ امروز بعد کافه بریم خرید از اونجا من برم خونمون ماهرخ: اوکیه چرا؟ بمون دیگه شهرزاد: نه بازم میام خونه یکم کار دارم مامانمم گفت فردا مهمون داریم ماهرخ: حله پاشو بریم حاضر شیم مامان مرسی شهرزاد: بریم خاله دستت درد نکنه ماهرخ: با شهرزاد رفتیم بالا تو اتاق ساعت 𝟿:𝟹𝟶 بود یکم میکاپ کردم موهامو بافتم یه استایل زدم کلاهم گذاشتم حاضر بودم شهرزاد: تا ماهرخ میکاپ کرد منم لباس پوشیدم و بعدش یکم میکاپ کردم با ماهرخ رفتیم پایین ماهرخ: خدافظ مامان شهرزاد: خداحافظ خاله سپیده: خدا به همراهتون برین ماهرخ: رفتیم سوار ماشین شدیم حرکت کردیم شهرزاد: ماهرخ فردا شب که مهمون داریم پس‌فردا بیا با بچه ها هماهنگ کنیم بریم بیرون ماهرخ: اوکیه کجا بریم؟ شهرزاد: نمیدونم سینمایی جایی ماهرخ: اوکی هماهنگ میکنم رسیدیم شهرزاد:.. 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝🕯💙୨ৎ
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟸 ꒷⏝꒷ شهرزاد: اوکی(پیاده شد) ماهرخ: ماشینو پارک کردم و با شهرزاد وارد کافه شدیم شهرزاد: درود برهموطنان گرامی🦦 ماهرخ: سلاام بروبچ بچه های کافه: سلاام خوش اومدین ماهرخ/شهرزاد: مرسی ماهرخ: با شهرزاد رفتیم روپوش کافه رو پوشیدیم و رفتیم پیش بچه ها شهرزاد: دیگه باز کنیم درو بنظرم ماهرخ: آره باز کنید دیگه ساعت 𝟷𝟶:𝟹𝟶عه بچه ها: اوکی ماهرخ: شهرزاد رفت و در و باز کرد یکم که گذشت مشتریا ظاهر شدن🦦 یکم بعد که مغازه پر شد با شهرزاد رفتیم دونه دونه سفارش مشتری هارو گرفتیم ساعت حدود 𝟷𝟸اینا بود که حامیم اومد اکثر روزها اینجا بود شهرزادم ام طرفدارش بود و طبق روال اکثر روزا تا میومد میرفت ازش سفارش می‌گرفت و باهاش عکس مینداخت اما ایندفعه چون دسشویی بود من رفتم سفارش گرفتم ماهرخ: سلام آقای صالحی خوش اومدین ، چی میل دارین؟ حامیم: سلام ممنونم یه آمریکانو لطفا ماهرخ: چشم میارم خدمتتون حامیم: ممنون هردفعه میومدم یکی دیگه ازم سفارش می‌گرفت البته باید بگم یکی از طرفدارام بود ولی ایندفعه دوستش اومد.. ماهرخ: رفتم سفارشش رو حاضر کردم و براش بردم ماهرخ: بفرمایین نوش جان حامیم: ممنونم 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝🕯💙୨ৎ
تـــایـــم فـــداتون🕯💙୨ৎ
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟹 ꒷⏝꒷ ماهرخ: سفارشش رو تحویل دادم و رفتم شهرزاد ظهور کرد ماهرخ: چه عجبب کجایی دو ساعته شهرزاد: دسشویی بودم دیگه اسب🦦 ماهرخ: حدس بزن کی اومده شهرزاد: من چه بدونم ماهرخ: حامیم شهرزاد: چییی(جیغ) ماهرخ: یواشش حیوانن چتهه؟ شهرزاد: برو بابا کدوم میزه سفارشش و گرفتی چی میخواست؟ ماهرخ: تارای دیوونه خیلی وقته اومده آره آمریکانو شهرزاد: چرا واینستادی من بیامم ماهرخ: یارو رو دوساعت معطل میزاشتم میگفتم تو دسشویی ای؟🦦 شهرزاد: مرض میرم باهاش عکس بگیرم ماهرخ: بزار بدبخت سفارشش و بخوره موقع حساب کردن برو شهرزاد: باش <یکم بعد> حامیم: آمریکانومو که خوردم چون فضای کافه آروم بود تصمیم گرفتم یکم کتاب بخونم رفتم سمت کتابخونه ی کافه ماهرخ: چند روز پیش یکی از کتابای کتابخونه رو برده بودم خونه بخونم الان آوردم ببرم بذارم سر جاش حامیم: رفتم سمت کتابخونه دنبال یکی از کتابا میگشتم ولی نبود دیدم اون دختره که ازم سفارش گرفته داره میاد تصمیم گرفتم ازش بپرسم 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝🕯💙୨ৎ
شـبــتـون بــخـیـرر👀🤍
𝟼𝟸ٹـایـیـمـون مـبــارکـک👀✨ خـوش اومـدیـن💁🏻‍♀🤍