𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟷𝟿
꒷⏝꒷
هواپیما فرود اومد💁🏻♀️
ماهرخ: بالاخره رسیدیم
فرید: من دیگه کمر ندارم
جانا: منم معده ندارم
مانی: منم گشنمه بریم دیگه
چمدونامونو گرفتیم و رفتیم بیرون
حامی: اول بریم ویلا بعد سفارش میدیم
فرید: موافقم من دیگه توان ندارم
<ماشین>
ماهرخ: چمدونارو گذاشتیم عقب و سوار شدیم
جانا همون لحظه کمربندشو بست و گفت
جانا: اگه تا یه ساعت دیگه غذا نخورم میمیرم
مانی: پنج دقیقه نشده رسیدیم
جانا: دارم از الان هشدار میدم
حامی خندید و ماشینو روشن کرد
چند دقیقه اول همه ساکت بودیم
من بیرونو نگاه میکردم
جانا تو گوشی بود
مانی آهنگ گذاشته بود
جانا: راستی بنظرتون فرید الان زندهست؟
مانی: چرا؟
جانا: از وقتی پیاده شدیم فقط گفته گشنمه
ماهرخ: احتمالا الانم داره به غذا فکر میکنه
حامی: احتمالا
جانا: صد درصد
جاده قشنگ بود از یه طرف درختا دیده میشدن و از یه طرف آسمون آبی
تقریباً چهل دقیقه بعد رسیدیم
حامی: رسیدیم
ماهرخ: پیاده شدم و داشتم به ویلا نگاه میکردم
حقیقتش خیلی قشنگ تر از چیزی بود که تصور میکردم
جانا: واااای
مانی: بالاخره
حامی ماشینو پارک کرد
چند دقیقه بعد بقیه ماشینا هم رسیدن
فرید هنوز کامل پیاده نشده بود که گفت
فرید: غذا از کجا میگیریم؟
علیرضا: قسم میخورم این آدم فقط برای غذا زندگی میکنه
فرید: ایرادی داره؟
شهرزاد: نه ولی حداقل بزار برسیم
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝🕯💙୨ৎ
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟷𝟿 ꒷⏝꒷ هواپیما فرود اومد💁🏻♀️ ماهرخ: بالاخره رسیدیم فرید: من دیگه کمر ندارم جا
پــارٹ جدید تــقـدیـم بــه نـگــاه هـاٹون💙୨ৎ
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟸𝟶
꒷⏝꒷
ماهرخ: چمدونامونو برداشتیم و رفتیم داخل
فرید همون لحظه گفت
فرید: فقط یه نفر به من بگه غذا کی میرسه
علیرضا: فریدد
فرید: گشنمه خبب
جانا کفشاشو درآورد و خودش رو انداخت رو مبل
جانا: من دیگه راه نمیرم
مانی: پنج دقیقه دیگه میگی بریم ساحل
جانا: خب اون فرق داره
شهرزاد: من اول میرم اتاقمو پیدا کنم
ماهرخ: منم
چمدونمو برداشتم و رفتم طبقه بالا
یه اتاق انتخاب کردم و وسایلمو گذاشتم کنار تخت
بعد بدون فکر خودمو پرت کردم رو تخت.
حقیقتا خسته بودم
هنوز یه دقیقه نگذشته بود که در باز شد
شهرزاد اومد داخل
شهرزاد: خوابیدی؟
ماهرخ: نه نه بابا فقط چشامو بسته بودم
شهرزاد: پاشو بیا پایین
ماهرخ: چرا؟
شهرزاد: چون همه پایینن
ماهرخ: خب باشن
شهرزاد: پوف پاشو
ماهرخ: برو میام
شهرزاد: نهه
ماهرخ: برو بیرون
شهرزاد: نمیرم
ماهرخ: اومدم چیزی بگم که صدای جانا از پایین اومد
جانا: ۱۰ دیقه دیگه میریم ساحل
ماهرخ: لعنتی
شهرزاد: پاشو حاضر شیم
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝🕯💙୨ৎ
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟸𝟶 ꒷⏝꒷ ماهرخ: چمدونامونو برداشتیم و رفتیم داخل فرید همون لحظه گفت فرید: فقط یه
پــارٹ جدید تــقـدیـم نـگــاه هـاٹون🌝💙୨ৎ