eitaa logo
"غَرق‌ِدر‌افْکارِ‌پوچْ"
248 دنبال‌کننده
26 عکس
25 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
"غَرق‌ِدر‌افْکارِ‌پوچْ"
هرجا که میری برو فقط ببین من یادت نرم!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هم قرآن هم اسلام هر دو فدای ایران!
هدایت شده از هور
توقع رنجه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عذاب وجدان دارم عذاب وجدان زنده بودنم!
باران آرام می‌بارید، نه برای شستن خون، بلکه انگار برای پنهان کردن حقیقت. تالار خاموش بود؛ نه از نبود صدا، بلکه از سنگینی معنایی که دیگر جایی برای کلمات نمی‌گذاشت. مردی بر زمین افتاده بود که تمام عمرش ایستاده زندگی کرده بود ایستاده در برابر قضاوت، ایستاده در برابر نفرت، ایستاده در برابر سوءتفاهم. چشم‌هایش هنوز باز بود، نه برای دیدن دنیا، بلکه برای نگه داشتن آخرین تصویر: خاطره‌ای که تنها چیزی بود که واقعاً به او تعلق داشت. تمام آن سال‌ها، تمام آن سکوت‌ها، تمام آن نقشِ بازی‌کردن‌ها، حالا در یک لحظه جمع شده بودند؛ لحظه‌ای که دیگر نیازی به تظاهر نبود. او قهرمان نبود، چون قهرمان‌ها تشویق می‌شوند. او خائن نبود، چون خائن‌ها ساده‌اند. او چیزی بین این دو بود: انسانی که انتخاب کرده بود تنها بماند، تا دیگران تنها نمانند. خون از زمین پاک می‌شد، اما آن‌چه ریخته شده بود فقط خون نبود؛ سال‌ها عشقِ گفته‌نشده، وفاداریِ دیده‌نشده، و رنجی که هیچ‌وقت اجازه نداد نامش را بگذارد «قربانی بودن». و شاید تلخ‌ترین بخش مرگش این نبود که رفت… بلکه این بود که جهان، تازه بعد از رفتنش، فهمید چرا مانده بود. در آن سکوت، چیزی بیشتر از یک مرد مُرد. یک راز مُرد. و با آن راز، حقیقتی که همیشه دیر فهمیده می‌شود: بعضی از آدم‌ها تمام عمرشان را می‌دهند، فقط برای این‌که هرگز قهرمان صدا نشوند.