ماه ها پیش من برای این قسمت از داستان گره گشایی کرده بودم.
حتی دیالوگ های هر شخصیت را بنا به ترتیب اولیت در ذهنم چیده بودم.
اما افسوس که این کار راه حلی برای فرار از صحبت های بی ارزش جمع بود که هیچ از آنها نمیفهمیدم. بدتر از آن این بود که توانایی بیان و قلم و کاغذی برای نوشتن این چینش نداشتم و حال میان این همه مشغله آن ها را فراموش کردم.
البته من آنها را کمابیش به نازعلی انتقال داده بودم اما... مغزهایمان ماهی است.
اما ایده ای نوین برای جبران این فراموشی ماهی گونه مطرح شد که حاصل ۹۰ دقیقه گفت و گوی فرا منطقی با نازعلی بود و اکنون میتوان علت تاخیر پارت گذاری را گردن امتحانات انداخت.
امتحاناتی که بیرحمانه از دانشآموزان زامبی شب زندهدار میسازند😔✔️
☆ رُز آبی ...☆
من زندم فقط اعلائم حیاتی در چنل پیدا نیست
تعطیلی مدارس عالی مینوازد🏖🧃
☆ رُز آبی ...☆
تعطیلی مدارس عالی مینوازد🏖🧃
درس ها نیز...
امتحانات ترم نیز...
پارت های ننوشته نیز...