☆ رُز آبی ...☆
من واقعا سعی میکنم اینجا برونمو بگرام ولی جدا نمیشه😂
سوالات و حرف هایی که منه درونگرا اکثرا میشنوم:
چرا همش به یه نقطه خیره میشی؟ارتباط چشمی برقرار کن!
نمیخوای هندزفری رو از گوشت در بیاری و به حرفای جمع گوش بدی؟
واییییی تو خیلی فکر میکنی!!
چرا وقتی باهات حرف میزنن فقط سر تکون میدی؟
ابراز محبتت اهنگ فرستادنه؟ ینی واقعا نمیتونی زبونی علاقتو نشون بدی؟
چندسال یبار از اتاقت میای بیرون؟
چرا تو همش از جمعیت فاصله میگیری و تنها میشینی حوصلت سر نمیره؟
تو که همین چندثانیه پیش داشتی لبخند میزدی چیشد دوباره به تنظیمات کارخونه برگشتی؟
اوههه کی رو میخوای بکشی اینجوری نگاه میکنی؟
واقعا به جای گفتن مشکلاتت اونا رو مینویسی؟ اینجوری که حل نمیشن باید با یکی در میون بزاری!
☆ رُز آبی ...☆
سوالات و حرف هایی که منه درونگرا اکثرا میشنوم: چرا همش به یه نقطه خیره میشی؟ارتباط چشمی برقرار کن! ن
البته بیخیال
به هر جهت سواله دیگه پیش میاد اصلا فاقد اهمیته
اما فکر کردن به جوابش میتونه به سکوت در این مسائل منجر بشه ولی در حقیقت حتی اگه راه سکوت هم در پیش گرفته نشه بازم مهم نیست☺️
من دارم در مورد چپتر جدید بانگو و خبرای جدید استدیو به یکی اطلاعات میدم :😎
من دارم پاراگراف درسی که ۵ بار از رو خوندمشو از حفظ میگم:🤓
*همه قانونا جابجا میشه😔✔️
به من ثابت گشت که مانگا به چاپ رسیده با ترجمه فارسی اصلا به درد نمیخوره✔️
یعنی هر صفحه ای که میخونی فکر میکنی داره به شعورت توهین میشه😔
هدایت شده از عمارت فراموش شده اقیانوس ماه
https://eitaa.com/coocytd/1690
وقتایی که کتابی ترجمه میکنن نه عامیانه😂💔
☆ رُز آبی ...☆
https://eitaa.com/coocytd/1690 وقتایی که کتابی ترجمه میکنن نه عامیانه😂💔
وقتایی که اسم شخصیتا رو بر اساس سلیقه مترجم بزرگوار تغییر میدن😂
آدمها!
چه موجودات پیچیدهای هستند همنوعان من! چه افراد دروغگویی! ولی من چی؟ من کیستم؟ من کیستم؟ بازیگر نقش خودم؟ بیرحمی است کسی که نقش مرا نوشت زندگی بود نه من. نویسندهای که نوشتههای زندگی را روی صفحه هستی به تصویر میکشد. نمیخواهم بازیگر رمان زندگی باشم. من؛ نمیخواهم تکهای از زندگی باشد. پس چه میخواهم؟ چه میتوانم بخواهم؟ ای کاش من خود نوشتههایم بودم! نوشتههایم را زندگی میکردم. غمهایم را گریه میکردم و شادیهایم را میخندیدم.
کاش آمیختهی فکر و احساسم را فدای احساس پوچ و خیالی زندگی که عشق صدایش میزنند نمیکردم. ایکاش آدمها را شناخته بودم. کاش میدانستم که همهشان بازیگرهای حرفهای هستند، دستنشانده های فریبنده زندگی!
زندگی ساده نیست، زندگانی هم. چه کسی این دفتر را میخواند؟ که میداند که بعد از من زندگی چگونه نقشی را برای بازیگرانش انتخاب میکند؟ نه هیچکس نمیداند. ایکاش فقط یک نفر بازیگری نه بلکه زندگی میکرد. مثل گربههای خیابانی که با تمامی خیابانهای شهرهایی که از آنها ساده گذر میکنیم و گهگاه با بعضی از آنها به یاد روزهایی که دست کسی را میفشردیم بغض میکنیم زندگی کرده و تا روز آخر زندگانی شان زندگی میکنند.
کاش معنای زندگی را بدون خواندن سکانس رمانش میفهمیدم آنوقت بود که هیچوقت آرزوی بزرگ شدن نمیکردم!
#دلم_تنگه_پرتقال_من🍊
#متنک