eitaa logo
شـب آبی ‌
28.1هزار دنبال‌کننده
211 عکس
14 ویدیو
1 فایل
﷽ سرآغاز { 1401/7/10 } سرگشته و حیران در میان کوچه‌ها به دنبال تو می‌گردم؛ فقط می‌خواهم مثل آن شب‌آبی در آغوش تو آرام گیرم! ‌• کپی؟ به جز #آیهان_نویس که نویسنده‌ی خودمون می‌نویسه مانعی نیست☕️ • تبلیغات🌱 @tb_bluenight • صندوق پستی📬 @BluePostman
مشاهده در ایتا
دانلود
. «مردم می‌گن شخصیت هر آدمی تغییرناپذیره ولی اغلب، این نقابه که بدون تغییر باقی می‌مونه و نه شخصیت. و در زیر این نقاب غیرقابل تغییر، موجودی هست که دیوانه‌وار در حال تکامله و به شکل غیرقابل کنترلی ماهیتش تغییر می‌کنه.» –جزء از کل– 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. «مهربان باشید، اما از آدمهای پرتوقع فاصله بگیرید. آن‌ها مقیاست را به هم می‌زنند وحرمتِ مهرت را می‌شکنند. آن‌ها حافظه‌ی ضعیفی دارند، خوبی‌ها را زود فراموش می‌کنند.» - محمود دولت آبادی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز. - سعدی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. انسان‌هایی که خوب حرف می‌زنند جز ترسناک‌ترین نوع انسان‌ها هستند؛ زیرا کلمات قدرمند ترین سلاح‌ند و این سلاح در دستان آن‌ها به بهترین شکل قرار دارد. و به قولی دشمنی که سخنانش شیرین‌تر است، شمشیرش برنده‌تر است. 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. «شما آنجا باختید که، صداقت داشتید با کسانی که سیاست داشتند.» - فرانتس کافکا 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. کتابم را مخوان! تنها تو را آشفته خواهد کرد سراسر شرحِ اندوه است دیوانی که من دارم - حسین دهلوی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. جانم از جامِ میِ عشقِ تو ديوانه و مَست - خواجوی کرمانی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
شـب آبی ‌
#بی‌کلام 🎧🎶
دریا بود یا اشک نهنگ‌های غمگین؟ کسی نمی‌داند. تخته‌ای بر امواج آن شناور بود. یکی دست در دست دیگری، گویی تمام دنیا را داشت. آن یکی به انعکاس‌ش در آب خیره بود. یکی در کنار دیگری آینده را امید داشتند؛ با هم و برای هم. دریا آن یکی را در آغوش کشید؛ در حالی که به آفتاب چنگ می‌زد تا چشمی او را دریابد. اما... در تماشای آن دو، جزئی از دریا شد. حباب‌ها روی آب جان می‌دادند. یکی پرسید: غرق شد؟ دیگری گفت: غرق شد. دریا همچنان مواج بود. یکی دست در دست دیگری، گویی تمام دنیا را داشت. 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. فطرس اگر ز یمن حسین پر گرفته است جبریل را حسن پر پرواز داده است - محمدحسین باقری 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
شـب آبی ‌
#بی‌کلام 🎧🎶
هر لحظه خود را به سخره‌ها می‌کوبند. می‌دانم تو را می‌خواهند! از بیچارگی‌ست این کوبیدن امواج بر سخره‌های سنگی دلم. در طول روز هیچ‌کس صدایشان را نمی‌شنود؛ راستش هرگز کسی صدایشان را نمی‌شنود. گاهی در همهمه و شلوغی، برای من هم مبهم است نجوای غم‌انگیزشان. اما امان از شب و سکوت و تنهایی... دگر نیستی. عزیز دل، دگر کنارم نیستی. ماه که بالا می‌آید، انگار هوای تو بیشتر به سرشان می‌زند. آرام‌‌آرام بالا می‌آیند و تمام وجودم را لبریز می‌کنند. و تو هر شب در دریای اشکی چشمانم غرق می‌شوی. 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉