eitaa logo
دکترینِ حَـد|اتاقِ استراتژی
178 دنبال‌کننده
39 عکس
0 ویدیو
4 فایل
کلمات، سربازانِ شما هستند؛ اگر فرماندهی بلد نیستید، آن را به من بسپارید. تألیفِ نیابتی و معماریِ متن‌های فرماندهی رنجِ نوشتن با من؛ افتخارِ اثر با شما. تبدیلِ صدایِ خاموشِ تخصص به سندِ ماندگار. تجسدِ اراده بر مدارِ واقعیت ارتباط مستقیم: 09392727212
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏛 اسماء‌الحسنی در دکترینِ حَـد ۱۵۷ | نافع ❓ سؤال: آیا خدا «نافع» است؟ ▫️ حَـد: سودِ واقعی از اوست. ▫️ معنی: دارویی که تنها شفا می‌دهد. ۱۵۸ | ضارّ ❓ سؤال: آیا خدا «ضارّ» است؟ ▫️ حَـد: ضرر به ارادهٔ او در مسیرِ حکمت است، نه ظلم. ▫️ معنی: تبی که بدن را پاک می‌کند. ۱۵۹ | نور ❓ سؤال: آیا خدا «نور» است؟ ▫️ حَـد: او روشناییِ راه و جان است. ▫️ معنی: چراغی که خاموشی ندارد. ۱۶۰ | هادی و رشید ❓ سؤال: تفاوت «هادی» با «رشید» چیست؟ ▫️ حَـد: هادی راه را می‌نماید، رشید دل را به رشد می‌رساند. ▫️ معنی: آن‌که نقشه می‌دهد و قدم را استوار می‌کند. ✍️ بهرام محمدی — دکترینِ حَـد 🏛 اتاقِ استراتژی | @bmlimit 🔗 لینک در پیامِ سنجاق‌شده
فاز ۹ | نهادینه‌سازی اقتدار و عبور از مدیریت به حکمرانی بخش نخست فاز نهم، لحظهٔ استحالهٔ بنیادین است؛ نقطه‌ای که شورا از مدارِ اجرا و نظارتِ صِرف خارج می‌شود و به مقامِ معمارِ ساختارهای ماندگارِ حکمرانی شهری ارتقا می‌یابد. اینجا پایانِ «مدیریت» و آغازِ «حکمرانی» است. ۲۳۱. تبدیل برنامه‌ها به اسناد الزام‌آور بلندمدت هر برنامه تا زمانی که در سطح مصوبهٔ فصلی باقی بماند، گروگانِ جابه‌جایی مدیران است. نهادینه‌سازی واقعی آنجاست که برنامه از مصوبه عبور کند و به سند بالادستیِ الزام‌آور تبدیل شود — سندی با ضمانت اجرا، بازهٔ بلندمدت و پایشِ مستقل. این فرآیند، حافظهٔ نهادی شهر را از حافظهٔ فردی مدیران جدا می‌کند. ۲۳۲. تثبیت چرخهٔ شفافیت، پاسخگویی و سنجش‌پذیری شفافیت اگر عادتِ نهادی نشود، تزئین است. سه‌ضلعیِ شفافیت، پاسخگویی و سنجش‌پذیری باید به چرخه‌ای خودکار و بازتولیدشونده تبدیل شود: انتشار بدون درخواست، پاسخگویی در بازه‌های معین، و سنجش بر مبنای شاخص‌های ازپیش‌تعریف‌شده. ۲۳۳. طراحی نظام جانشین‌پروری مدیریتی بزرگ‌ترین آسیب حکمرانی شهری، وابستگیِ ساختار به شخص است. نظام جانشین‌پروری تضمین می‌کند با تغییر مدیران، دانش نهادی و خطوط استراتژیک از دست نرود. هر انتقال قدرت نباید «گسست» باشد بلکه باید تداوم تکاملی محسوب شود. ۲۳۴. یکپارچه‌سازی داده‌های شهری در بستر هوشمند شهری که داده‌هایش پراکنده باشد، کور حکمرانی می‌کند. یکپارچه‌سازی تمامی داده‌ها در پلتفرم هوشمند واحد، سیستم عصبیِ مرکزی شهر را فعال می‌کند و شورا را از تصمیم‌گیری واکنشی به تصمیم‌گیری پیش‌دستانه ارتقا می‌دهد. ۲۳۵. قفل‌گذاری نهادی بر شفافیت مالی شفافیت مالی نباید در اختیار ارادهٔ مدیر باشد؛ باید قفل ساختاری بخورد. حسابرسی مستقلِ اجباری، انتشار خودکار صورت‌های مالی و حق دسترسی آزاد شهروندان، شفافیت را از انتخابِ اخلاقی به الزامِ نهادی تبدیل می‌کند. ✍️ به قلم — دکتر بهرام محمدی (DBA) 🏛 دکترینِ حَـد | اتاق استراتژی 🆔 @bmlimit ⚓️ انجمن دانش‌بنیان «دکترینِ حَـد»
فاز ۹ | نهادینه‌سازی اقتدار و عبور از مدیریت به حکمرانی بخش دوم ۲۳۶. تثبیت عدالت فضایی در تخصیص منابع تخصیص منابع باید بر مبنای شاخص‌های محرومیت و نیازسنجی منطقه‌ای صورت گیرد، نه لابی‌گری و نزدیکی به مرکز قدرت. عدالت فضایی یعنی فرمول‌های تخصیصِ شفاف که حتی با تغییر مدیران، حق برابرِ توسعه برای تمامی مناطق محفوظ بماند. ۲۳۷. تعریف شاخص‌های پایداری توسعهٔ شهری توسعه بدون شاخص پایداری، رشدِ بی‌مهار و مخرب است. شورا باید شاخص‌های چندبُعدی — زیست‌محیطی، اقتصادی، اجتماعی و نهادی — تعریف کند. این شاخص‌ها قطب‌نمای استراتژیک شهر هستند و تضمین می‌کنند توسعهٔ امروز، سرمایهٔ فردا را نابود نکند. ۲۳۸. نهادینه‌سازی مشارکت ساختاری شهروندان مشارکتِ فصلی و نمایشی، تولید بی‌اعتمادی می‌کند. نهادینه‌سازی یعنی سازوکارهای دائمی و حقوقی: شوراهای محله‌ای با اختیارات واقعی، بودجه‌ریزی مشارکتی و حق اعتراض ساختاریافتهٔ شهروندان. مشارکت واقعی، هم مشروعیت‌ساز است و هم هزینه‌کاه. ۲۳۹. تبدیل اعتماد اجتماعی به سرمایهٔ حکمرانی اعتماد، گران‌بهاترین دارایی نامشهودِ حکمرانی شهری است. این اعتماد زمانی «سرمایهٔ ساختاری» می‌شود که اندازه‌گیری، بازتولید و نهادی گردد. یکپارچگی میان گفتار و عملکرد، هزینهٔ حکمرانی را کاهش و ظرفیت اجرا را به‌شکل تصاعدی افزایش می‌دهد. ۲۴۰. عبور از مدیریت روزمره به معماری آیندهٔ شهر محوری‌ترین گام فاز نهم: تغییر هویت شورا از مدیرِ بحران‌های روزمره به معمارِ آیندهٔ شهر. عبور به معماری آینده یعنی تخصیص زمان و ظرفیت فکری به آینده‌پژوهی، طراحی سناریوهای بلندمدت و ساخت زیرساخت‌های نسل آینده. شهری که معمارِ آینده‌اش فعال باشد، هرگز غافلگیر نمی‌شود. فاز نهم، فازِ بلوغ نهادی است. شورا دیگر نه ناظر است و نه مجری؛ بلکه سازندهٔ نظامی است که بدون وابستگی به اشخاص خودش را بازتولید می‌کند. حکمرانی واقعی آنجاست که ساختار از سایهٔ مدیر خارج شود و بر ستونِ نهاد بایستد. ✍️ به قلم — دکتر بهرام محمدی (DBA) 🏛 دکترینِ حَـد | اتاق استراتژی 🆔 @bmlimit ⚓️ انجمن دانش‌بنیان «دکترینِ حَـد»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عرض سلام، تحیت و احترامِ بی‌پایان خدمت تمامی اعضای فرهیخته و همراهانِ محترم گروه 🌺 بامداد چهارشنبهٔ شما سرشار از نور، نیکی و آرامشِ الهی. در این ایام پربرکت و لحظات زلال بندگی، صمیمانه آرزومندم طاعات، عبادات و روزه‌داری‌های شما عزیزان، مقبول درگاه احدیت واقع شود. امیدوارم فلسفهٔ عمیق این ماه که همانا تمرینِ اراده، تسلط بر خویشتن و تعالیِ روح است، در تمامی ابعاد زندگی و تصمیماتمان جاری و ساری گردد و از فیوضات بی‌کران و الطافِ پنهانِ این روزها به بهترین شکل بهره‌مند شویم. 📿 ذکر روز چهارشنبه: ۱۰۰ مرتبه «یا حَیُّ یا قَیّومُ» (ای زنده و ای پاینده) ذکری که یادآورِ حیات‌بخشی و تدبیرِ پیوستهٔ پروردگار در نظام هستی است و تکرار آن، موجب عزت دائمی، بیداری دل و گشایش در امور می‌گردد. در این ساعات نورانی و مستجاب، دست به دعا برمی‌داریم و از پیشگاه خداوند متعال برای یکایک شما بزرگواران و خانواده‌های گران‌قدرتان مسئلت دارم: تنی سالم و روانی سرشار از طمأنینه، عاقبت‌بخیری و روشن‌بینی در مسیر پرفراز و نشیب زندگی، وسعتِ رزقِ مادی و معنوی، و توفیقِ برداشتن گام‌هایی استوار در مسیر خرد، آگاهی و اثرگذاری را مقدر بفرماید. در خلوتِ مناجات و بر سر سفره‌های پربرکتِ سحر و افطار، صمیمانه محتاج و ملتمس دعای خیرِ شما خوبان هستیم؛ باشد که گره از کارِ همهٔ بندگان گشوده شود و تقدیراتی سراسر خیر برای همگان رقم بخورد. روزتان پرثمر و گام‌هایتان استوار 🍃 🏛 دکترینِ حَـد | اتاق استراتژی 🆔 @bmlimit
📜 الهی‌نامه بهرام محمدی الهی؛ جوهرِ «فرمان» را در جانم بیدار نگه‌دار، تا آنگاه که جهان در سکونِ تحلیل مانده است، من در میدانِ «اقدام» باشم. الهی؛ «حرکت» را روزیِ من کن در قحطیِ تصمیم. مرا بر «حَـد» استوار کن؛ همان مرزِ باریکِ میانِ دانایی و توانایی. الهی؛ گره‌هایی را که در دستانِ دیوان‌سالاران فرسوده است، به تدبیر من بگشا. اختیار را از کاغذها بگیر و به اراده‌ها بسپار. بگذار «حَـدّ» میانِ حرف و عمل، نقطهٔ آغازِ من باشد. الهی؛ مرا در گلوگاهِ «شعار» و «ساختار» حاکم گردان. نه آنچنان در فلسفه غرق شوم که از اجرا بمانم، و نه آنچنان در روزمرگی اسیر، که از معنا تهی گردم. ترازِ عمل منم؛ به نام تو. الهی؛ آنجا که نظام‌ها به بن‌بست می‌رسند، نوبتِ حضورِ من باشد. به من رخصت ده تا کالبدهای مردهٔ سازمانی را به نبضِ اجرا زنده کنم. «حَـدّ»ِ من، جایی است که سیاست رنگ می‌بازد و حقیقت آغاز می‌شود. الهی؛ مرا حدِ فاصلِ «رویا» و «سازه» قرار ده؛ جایی که فلسفه تمام می‌شود و چرخ‌ها به گردش در می‌آیند. من معمارِ واقعیتم، به اذنِ تو. الهی؛ کیمیایِ «خلقِ مجدد» را به یادم آور. که احیایِ صنعت، تنها تکنیک نیست؛ دمیدنِ روح است در آهن و عدد. این «نَفَس» و آن «نگین» را به من بسپار. 🏛 دکترینِ حَـد | اتاق استراتژی 🆔 @bmlimit
تهاجم فرهنگی؛ استحاله‌ی یقین به شکِ مدیریت‌شده ۱. تهاجم فرهنگی یعنی استحاله‌ی «یقینِ مطلق» به «شکِ مدیریت‌شده» تحتِ عنوانِ فریبنده‌ی سوادِ رسانه‌ای؛ یعنی آنجا که به جایِ بستنِ دروازه‌هایِ ذهن بر رویِ فاضلابِ بیگانه، به تو می‌آموزند که چگونه با کارد و چنگالِ «نقد و تحلیل»، لجن را در بشقابِ ذهنت سرو کنی و نامِ این خودکشیِ تدریجی را «رژیمِ مصرفِ رسانه‌ای» بگذاری. ۲. تهاجم فرهنگی یعنی تقلیلِ «میدانِ جنگِ حق و باطل» به «بازارِ مکاره‌ی پیام‌ها»؛ یعنی وقتی سوادِ رسانه‌ای به تو دیکته می‌کند که هیچ حقیقتی مقدس نیست و همه چیز صرفاً یک «بازنمایی» است، تا تو به جایِ آنکه سربازِ متعصبِ حقیقت باشی، تبدیل به تماشاگرِ بی‌طرفی شوی که در میانه‌ی بمباران، کیفیتِ فنیِ بمب‌های دشمن را تحسین می‌کند. ۳. تهاجم فرهنگی یعنی مشروعیت‌بخشی به «تریبونِ دشمن» با تکنیکِ «شنیدن برای نقد کردن»؛ یعنی این توهم که سوادِ رسانه‌ای زرهی است که تو را در برابرِ سموم مصون می‌کند، غافل از آنکه نفسِِ مواجهه و تماشا، قبحِ گناه را می‌شکند و غیرت را در مسلخِ «تکثرگرایی» و «تحملِ مخالف» ذبح می‌کند. ۴. تهاجم فرهنگی یعنی جایگزین کردنِ «بصیرتِ انقلابی» با «مهارتِ تکنیکی»؛ یعنی وقتی به جایِ شناختِ ماهیتِ شیطانیِ فرستنده‌ی پیام، تو را سرگرمِ رمزگشایی از تکنیک‌هایِ اقناعیِ پیام می‌کنند تا در گیر و دارِ تحلیلِ فُرم، محتوایِ زهرآگین آرام‌آرام در بافت‌هایِ عقیدتی‌ات رسوب کند و تو دیگر دشمن را نه دشمن، که صرفاً یک «رقیبِ رسانه‌ای» ببینی. ✍️ به قلم —بهرام محمدی 🏛 دکترینِ حَـد | اتاق استراتژی 🆔 @bmlimit ⚓️ انجمن دانش‌بنیان «دکترینِ حَـد»