eitaa logo
بخارِ چای.
134 دنبال‌کننده
117 عکس
12 ویدیو
0 فایل
شاعر شدنم علتش این بود ك هر شب، تک مصرع بیتی بنویسم ك بخوانی...
مشاهده در ایتا
دانلود
_
بخارِ چای.
_
گلدانی را تصور کن که سال‌ها کنار پنجره مانده؛ خاک دارد، شکل دارد، اما خالی‌ست از هر آنچه باید در آن بروید. نه عطری، نه رنگی، نه حیاتی که نگاه را نگه دارد؛ فقط سکوتی کش‌دار که در عمقش جا خوش کرده. من نیز بی‌تو چنینم؛ ظرفی که بودنش را دارد، اما زیستن را نه. نه شکفتنی در من رخ می‌دهد، نه نغمه‌ای در دلم می‌پیچد. تو آن گلی که اگر در من بنشینی، جهانم معنا می‌گیرد، و من، گلدانی که بی‌تو فقط هست، اما زندگی نمی‌کند. -اسیر-
چیه این آدمیزاد؟! می‌خنده اما پلی‌لیستش پر از چاوشیه:))
چشمانت‌مانند‌غزلیست‌که‌حافظ‌سروده‌باشد وآهنگیست‌که‌چاوشی‌خوانده‌باشد:)
بخارِ چای.
_
امروز که محتاج توام جای تو خالی‌ست فردا که می‌آیی به سراغم نفسی نیست
شرح دلتنگی من بی‌‌تو فقط یک جمله‌ست تا جنون فاصله‌ای نیست از اینجا که منم
آری آن روز چو می‌رفت کسی داشتم آمدنش را باور من نمی‌دانستم معنی هرگز را تو چرا بازنگشتی دیگر...؟
بی تو چایُ عسلِ صبح؛ برایم تلخ است! پس بیا ای همه ی علت شیرینی ها...