بخارِ چای.
؛
دل به دل راه ندارد که اگر داشت،دلت
لحظهای یادِ منُ این همه دلتنگی بود...
بخارِ چای.
(:
به دلتنگی قسم دردی شبیه درد دوری نیست؛
که جانت میرود هر لحظه اما زنده میمانی...
ز تمام بودنی ها، تو همین از آنِ من باش
که به غیرِ با تو بودن، دلم آرزو ندارد