eitaa logo
بخارِ چای.
133 دنبال‌کننده
117 عکس
12 ویدیو
0 فایل
شاعر شدنم علتش این بود ك هر شب، تک مصرع بیتی بنویسم ك بخوانی...
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از موومان.
یه‌جایی بالاخره برمی‌گردی و می‌بینی آدمایی که فکر می‌کردی "دارنت"، هیچ‌وقت نداشتنت. فقط چون خودت بهشون معنا داده بودی، فکر کردی برات معنا دارن. اما کافیه یه لحظه اون جایگاه رو ازشون بگیری، ببینی چه راحت عبور می‌کنن و اونجا می‌فهمی باید زودتر می‌رفتی. زودتر خودتو نجات می‌دادی از بازی‌ای که فقط تو جدی گرفته بودی.
انتها هم تنها با او زیبا بود.. آجر بود، دیوار بود، بن‌بست بود، انتها بود.. حتی اگر انتها برایشان،مردن در میان بن بست ها بود؛ باز هم مرگ تنها با او زیبا بود!
مرا تا جان بود جانان تو باشی ز جان خوش تر چه باشد؟ آن تو باشی :)
__
بخارِ چای.
__
ربنای این قنوتم، آتنای چشم توست حمد آن چشمان نازت ، قل هو الله منی :)
__
بخارِ چای.
__
تن بى سر شده چون بی‌کس ُ بى‌یار شود، بازى دست اراذل سر بازار شود، ترسم این است بلایى ك سر من‌ آمد، بین گودال سر جسم تـو تکرار شود...
قطعاً اگر می‌دانستم، چنین وضعی پیش خواهد آمد مرگ را بر زندگی ترجیح داده و اقلاً خود را از تحمل بار افکار جان خراش خلاص میکردم.
بخارِ چای.
؛
ول کن جهان را،قهوه‌ات یخ کرد.
بیا بگو که خبرها دروغ بود همه بیا بگو به کریمی بخوانَد « ای ایران »