eitaa logo
بخارِ چای.
133 دنبال‌کننده
116 عکس
12 ویدیو
0 فایل
شاعر شدنم علتش این بود ك هر شب، تک مصرع بیتی بنویسم ك بخوانی...
مشاهده در ایتا
دانلود
می آیی چای تلخ بنوشیم؟ صدایت چای مرا شیرین می کند، و نترس اگر نگفتم دوستت دارم چشمم به جای من می گوید...
دلم گرفته بود! آمدی، چای آوردی، لبخند زدی، همین و جهان دوباره جای خوبی شد برای زندگی.
بخارِ چای.
دلم گرفته بود! آمدی، چای آوردی، لبخند زدی، همین و جهان دوباره جای خوبی شد برای زندگی.
چاي دم كن با محبت ميهمانت می‌شوم من همان قند دو پهلوی لبانت می‌شوم:)
بخارِ چای.
برایت چای خواهم ریخت؛ برایم زندگی دم کن...
/مَگر چای بهانه کَمیستْ؟
با کسی که دوستش دارید ساعت ها حرف بزنید ؛ چای بنوشید ، او را از لا به لای روزمرگی ها نجات دهید و‌ نگذارید به همین سادگی بمیرد.
جایِ تو میانِ این شعرها بدجوری خالی‌ست ؛ انگار ′فعل′ را از جمله ′چای′ را از عصرانه و ′بوسه′ را از عشق دزدیده باشند.
کاش دُنیا انقدر کوچیك بود ، که تو مجبور بودی بچسبی به من.../