eitaa logo
بخارِ چای.
134 دنبال‌کننده
116 عکس
12 ویدیو
0 فایل
شاعر شدنم علتش این بود ك هر شب، تک مصرع بیتی بنویسم ك بخوانی...
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم گرفته بود! آمدی، چای آوردی، لبخند زدی، همین و جهان دوباره جای خوبی شد برای زندگی.
بخارِ چای.
دلم گرفته بود! آمدی، چای آوردی، لبخند زدی، همین و جهان دوباره جای خوبی شد برای زندگی.
چاي دم كن با محبت ميهمانت می‌شوم من همان قند دو پهلوی لبانت می‌شوم:)
بخارِ چای.
برایت چای خواهم ریخت؛ برایم زندگی دم کن...
/مَگر چای بهانه کَمیستْ؟
با کسی که دوستش دارید ساعت ها حرف بزنید ؛ چای بنوشید ، او را از لا به لای روزمرگی ها نجات دهید و‌ نگذارید به همین سادگی بمیرد.
جایِ تو میانِ این شعرها بدجوری خالی‌ست ؛ انگار ′فعل′ را از جمله ′چای′ را از عصرانه و ′بوسه′ را از عشق دزدیده باشند.
کاش دُنیا انقدر کوچیك بود ، که تو مجبور بودی بچسبی به من.../
مرا محکم بغل کن زنده خواهم شد به آسانی... که گرمای تنت بر گردش خونم اثر دارد.
بخارِ چای.
مرا محکم بغل کن زنده خواهم شد به آسانی... که گرمای تنت بر گردش خونم اثر دارد.
تاصحبت‌آغوشِ‌توشدمرجع‌مان‌گفت: هرگونه‌گناهی‌که‌محال‌است،حلال‌است :)