eitaa logo
بخارِ چای.
135 دنبال‌کننده
116 عکس
12 ویدیو
0 فایل
شاعر شدنم علتش این بود ك هر شب، تک مصرع بیتی بنویسم ك بخوانی...
مشاهده در ایتا
دانلود
با کسی که دوستش دارید ساعت ها حرف بزنید ؛ چای بنوشید ، او را از لا به لای روزمرگی ها نجات دهید و‌ نگذارید به همین سادگی بمیرد.
جایِ تو میانِ این شعرها بدجوری خالی‌ست ؛ انگار ′فعل′ را از جمله ′چای′ را از عصرانه و ′بوسه′ را از عشق دزدیده باشند.
کاش دُنیا انقدر کوچیك بود ، که تو مجبور بودی بچسبی به من.../
مرا محکم بغل کن زنده خواهم شد به آسانی... که گرمای تنت بر گردش خونم اثر دارد.
بخارِ چای.
مرا محکم بغل کن زنده خواهم شد به آسانی... که گرمای تنت بر گردش خونم اثر دارد.
تاصحبت‌آغوشِ‌توشدمرجع‌مان‌گفت: هرگونه‌گناهی‌که‌محال‌است،حلال‌است :)
جمعه شبیه غمه؛ شبیه چاییِ یخ کرده../
چشم های تو بابونه است. دم کرده‌اش حالم را خوش می‌کند، احساسم را جان می بخشد و قلبم را از عشق لبریز می دارد. چشم های تو مخدر است؛ چون نگاهت می کنم آرام می‌شوم از ابر چشمان تو باران آرامش می‌بارد...
بخارِ چای.
چشم های تو بابونه است. دم کرده‌اش حالم را خوش می‌کند، احساسم را جان می بخشد و قلبم را از عشق لبریز م
«برای تو، برایِ چشم‌هایت برای من، برایِ دردهایم برای ما، برایِ این همه تنهایی ای کاش خدا کاری کند!»
بخارِ چای.
داستانِ دست ها.
میگه که: اگه چشمات منو میخواست،تو نگاه تو میمردم اگه دستات مال من بود،جون به دستات می سپردم!