eitaa logo
My library 📚 | 🌕 کافه کتاب
202 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
324 ویدیو
61 فایل
سفر به صفحات و جملات کتاب ، با قلم و کاغذ📚 خوش اومدید به کانال کتابخوانی ناشناس: https://daigo.ir/secret/51138475850 ناشناس ها: @dailywizards تابستانه: @Tabestaneeh بهخوان: Lost_inside_books(کتابخون)
مشاهده در ایتا
دانلود
تصمیم میگیره دیگه نترسه. بخواد خودش باشه و این یک سال رو زندگی کنه. مدل موهاش رو عوض میکنه. رفتاری مطابق میل خودش در پیش میگیره. و از زندگی تنفرانگیزش دور میشه. آشنای قدیمی داشته که سخت بیمار شده. سیسیلیا گی با زندگی بسیار طاقت فرسا و شرم آور. که تا حالا دووم آورده اما زندگی هرگز روی خوشش رو بهش نشون نداده. و ولنسی برای کمک به این دختر میشتابه. خونه ش رو ترک میکنه و خانواده ی عصبانی ش رو پشت سرش رها میکنه و اونا رو با شایعات تنها میذاره. و بالاخره واقعا زندگی میکنه. لباس هایی که میخواد رو میخره. و زندگی براش یه سفر هیجان انگیز میشه. و بالاخره یه روزی زندگی ش معنا پیدا میکنه: اون عاشق میشه! از همون شب حس میکنه زندگیش ارزش داشته. اینکه تا اینجا اومده، خودشو رسونده و دووم آورده. از همون شبی که بالاخره عاشق میشه. و دیگه به خودش تعلق نداره. و بالاخره خودش، با زبون خودش، همون ولنسی خجالتی از اون مرد، درخواست ازدواج میکنه. و زندگیش تغییر میکنه. از این رو به اون رو. بالاخره قصر آبی ش رو پیدا میکنه. قصر زیبایی در اسپانیا بر فراز خیالاتش که اون رو در یه کلبه تو یه جزیره پیدا میکنه. پوشیده در مه یاسی رنگ و در حالی که آبی ترین آبی خلیج دور و برش رو فرا گرفته. اما اون فراموش نمی کنه که قراره خیلی زود بمیره. مرگ لحظه ای تنهاش نمی ذاره و اون حمله های دردناکی رو پشت سر میذاره اما این موضوع، به طرزی باورنکردنی، بی اهمیت جلوه میکنه چون اون بالاخره حس میکنه زندگی کرده. بالاخره، بعد از این همه سختی، لحظه هایی براش پیش اومده که فکر میکنه ارزششو داشته. بی آبرویی رو به جون خرید و زندگی محترمانه ش رو رها کرد. اما حالا واقعا زندگی میکنه نه اینکه فقط زنده باشه. به قول خودش : یه گیاه باشه. با توجه به علاقه ی مونتگمری به گربه ها عادیه که تو این کتاب هم ردپای پنجه ای از حضورشون وجود داشته باشه و حس بشه ، پس بارنی و ولنسی دو تا گربه هم دارن. اینم واسه علاقه مندان به گربه های گرم و نرم مثل خود من! زندگی بدون اینکه وقتی میخندی یه آدم اعصاب خرد کن باشه که بپرسه: به چی داری میخندی؟!!! بدون گیر دادن های مادرش و یه زندگی زیبا اما چی میشه اگه همه ی اینها یه دروغ باشه؟ اصلا بارنی واقعا کیه؟ نکنه اون شایعات درباره ی قاتل متواری واقعا درست باشه؟ چرا بارنی یه اتاق داره که هرگز به ولنسی اجازه نداده واردش بشه؟ شاید همه ی این ها مشکوک و مهم باشن، اما ولنسی به اینها اهمیت نمیده و فقط داره از زندگیش لذت میبره. بهتون پیشنهاد میکنم حتما حتما این کتاب رو بخونین. به خصوص اونهایی که شخصیت خودشون رو به ولنسی نزدیک میدونن یا اون رو درک میکنن. دختری که معتقده: دیگه از بوی مرده ها خسته شده. میدونم طولانی شد ، خیلی طولانی. اما حتما معرفی رو بخونین چون مطمئنم(تضمینی) به این کتاب علاقمند میشین.
اینم پی دی اف قصر آبی مون.
کی گفته بود: 《آن بند که بر خود خریم، بند نیست؟》 :《میبینی مهتاب. این تنها آزادی مان است. آزادی انتخاب بندمان. ما بیشتر از چیزی که فکر میکنیم ، در این دنیا اسیر هستیم.》 قصر آبی
قصر آبی باعث میشه به این جمله ایمان بیاریم که: بالاخره باز میشه این در؛ صبح میشه این شب...:)
شادی(joy): نمیدونی چقدر سخته که مدام وانمود کنم چیزیم نیست؟ اینکه مدام خودمو شاد نشون بدم و نقش بازی کنم که اوضاع ردیفه. درون و بیرون ۲
ادامه داد:《البته من هیچ وقت جوان نبوده ام》 قصر آبی
یه چیزیم بگم اینکه من بریده کتاب های آنی شرلی و و یادداشت های شخصی ال.ام.مونتگمری رو از ذهنم گفتم! و میدونین این چیو نشون میده؟ اینکه انقدر به این کتاب ها علاقمند بودم که میلیون ها بار خونده باشمشون و جمله هاش تا اعماق مغز و قلبم فرو بره. حالا هم که اینا رو مینویسم دلم میخواد دوباره و دوباره بخونمشون. حسی که بهم میدن اون حس قشنگیه که میخوای از شادی گریه کنی. شایدم چون دوره ای که این کتابها رو میخوندم دوست داشتم. ولی هر چیم که باشه اگه آنه و یادداشت ها رو نخونین واااقعا پشیمون میشین
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حس میکنم وسایل شکسته زیبایی غمگینی دارن...:) آنه با یک ئی
اگه بین انجام کار خوب و مهربونی موندی، مهربونی رو انتخاب کن اعجوبه