eitaa logo
Ρόζι του Απόλλωνα
186 دنبال‌کننده
540 عکس
79 ویدیو
10 فایل
شاید این درخششی دوباره و ارتقای کابین حساب بشه‌ൃ꯭ᩛ🏹𑀂ַ᷎᷈᷁݃ัֵ֨ "به نظر می‌رسید که کابین شماره‌ی هفت از طلا ساخته شده باشد. آن قدر در زیر نور خورشید می‌درخشید که نگاه کردن به آن تقریبا غیر ممکن بود." -cabin7🌞Leo's team
مشاهده در ایتا
دانلود
اقا من از چنل زدن خسته شدم
Ρόζι του Απόλλωνα
اون روز گربه ی مدرسه دستمو چنگ زد و داشتم از راه پله ها میرفتم بالا که تو طبقه هشتم دیدمت و با عصبانیتی که از ته دل نبود بهت گفتم و دستمو بهت نشون دادم، از یکی از همکلاسیام چسب زخم گرفتم و دور انگشت شست و روی دستم چسبوندم زنگ تفریح بعدی حوصلم سر رفته بود پس از هر آدمی که می‌دیدم خواستم یه چیزی بکشه و همشون ستاره کشیدن جز یه نفر که گربه کشید و یه نفر که :> برام گذاشت، دیدمت و گفتم تو هم یه چیزی بکش یادمه لبخند نگران زدی و گفتی دستت بهتره و جواب دادم که کم میسوزه، خودکار قرمزتو برداشتی و قلب کشیدی، خیلی طولش دادی و دقیقا داشتی رو زخم میکشیدی و کمی درد داشت ولی برام مهم نبود و گذاشتم قلبت رو توش رو هم رنگ کنی. همه اینارو یادمه، همش رو یادمه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Ρόζι του Απόλλωνα
اون روز گربه ی مدرسه دستمو چنگ زد و داشتم از راه پله ها میرفتم بالا که تو طبقه هشتم دیدمت و با عصبان
برگشتنه وقتی داشتی وسایلت رو جمع میکردی هم یادمه که آری میگفت "یه بار دیگه دست به گربه بزن و زخمی بیا تا من اول تو رو میکشم بعد گربه رو" من فقط میخندیدم و وقتی میرفتیم بالا یادمه هردوتون داشتین ازم قول میگرفتین که حواسم به خودم باشه و اون حجم از اهمیت با اینکه چیز خاصی نبود برام واقعا ارزش داشت، واقعا ارزش داشت.
Ρόζι του Απόλλωνα
این یکی مال آخر سال بود و زنگ آخر تو کلاس داشتم به یکی دیگه میدادم روش چیز میز بکشه و پرسید عدد موردعلاقم چیه و اونموقع ۱۷ بود، اونم نوشتش و جلوش نوشت Roz و یادمه بهش گفتم که یاد rozii های پانی افتادم و اونم گفت Roz میتونه کوتاه تر شده ی Rosie باشه و ۱۷ عدد شانست چون دوستش داری
Ρόζι του Απόλλωνα
‌݁݁ ݁˖🦌⁴⁵ افتخار کردن به ژلهماهی، بازم پیتزا، بستنی، جعبه آبی پر از خاطرات سال هفتم، نقاشی نقاشی نقا
‌݁݁ ݁˖🦌⁴⁶ دوست کانن فن، نفس، ویدیومسیج های رندوم، موی جدید دریا که ناز شده، نیل و اسکل بازیاش، دلتنگی های زیاد و دلتنگی های زیاد و دلتنگی های زیاد، شنا کردن بین خاطرات و خفه کردن خویش باهاشون، دلتنگی های زیاد و دلتنگی های زیاد و دلتنگی های زیاد، "بودن".