eitaa logo
کافه کتاب(خلاصه)☕📚🎧
11.5هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
774 ویدیو
0 فایل
✨به نام خدا✨ به دنیای کتاب‌واندیشه خوش آمدید🌹 بخوانید و با آگاهی کتاب بخرید❤️ کپی = حق‌الناس 🚫🙏 مطالب تأملی در @zharfa_1 قصه های مریم @cafenojavan90 تدریس خصوصی زبان چینی @maryam_4979 تبلیغات 🥰👌👇👇 @cafeketabb
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿🌿خلاصه رمان خمار 🌿🌿 ✍🏻نویسنده:فتانه حاج سید جوادی رمان از زبان عمه محبوبه، زنی میانسال، روایت می‌شود. او داستان زندگی‌اش را در قالب داستانی بلند برای سودابه، برادر زاده اش، بازگو می‌کند؛ دختری جوان که عاشق پسری از طبقه اجتماعی پایین‌تر شده و قصد ازدواج با او را دارد. عمه محبوبه که سال‌ها پیش خودش نیز تصمیم مشابهی گرفته و به‌شدت شکست خورده، اکنون با روایت تجربه تلخش می‌خواهد سودابه را از تکرار اشتباه باز دارد. محبوبه، دختری از خانواده‌ای اصیل، ثروتمند و مذهبی در تهران قدیم، در اوایل جوانی‌اش عاشق رحیم، شاگرد نجاری جوان و خوش‌چهره، اما از طبقه‌ای فرودست می‌شود. رحیم پسری بی‌سواد و عامی است، اما صداقت و سادگی‌اش دل فروغ را می‌برد. با وجود مخالفت شدید خانواده‌اش، مخصوصاً مادرش، محبوبه بر عشقش پافشاری می‌کند و تصمیم به ازدواج می‌گیرد. مادر محبوبه که زنی خردمند، سنت‌گرا و واقع‌بین است، بارها به دخترش هشدار می‌دهد که این عشق پایدار نخواهد بود. او با شناختی که از تفاوت فرهنگی و طبقاتی میان خودشان و خانواده رحیم دارد، پیش‌بینی می‌کند که این ازدواج به شکست منجر خواهد شد. اما محبوبه، سرمست از عشق، گوشش بدهکار هیچ منطقی نیست. پس از کشمکش فراوان، بالاخره محبوبه با رحیم ازدواج می‌کند و از خانه پدری رانده می‌شود. زندگی در خانه‌ای محقر در جنوب شهر برای دختری تربیت‌شده در ناز و نعمت، دشوار است. در ابتدا با امید و عشق تحمل می‌کند، اما به‌تدریج، واقعیت تلخ زندگی با رحیم آشکار می‌شود: رحیم مردی است خشن، سنتی، حسود و جاهل. محبوبه اجازه ادامه تحصیل یا رفت‌وآمد با خانواده‌اش را ندارد. رفتار خانواده رحیم، به‌ویژه خواهرشوهرها و مادرشوهر، تحقیرآمیز و خصمانه است. رحیم نمی‌تواند نیازهای عاطفی، فکری یا مالی فروغ را درک کند یا پاسخ دهد. محبوبه که زمانی گمان می‌کرد عشق می‌تواند همه موانع را از میان بردارد، کم‌کم دچار فروپاشی روانی و ناامیدی می‌شود. فاصله‌ی طبقاتی و اختلاف فرهنگی، باورها، سطح سواد و آداب زندگی، عشق را نابود می‌کند. پس از تحمل تحقیر، سرکوب و محدودیت‌های شدید، محبوبه در نهایت تصمیم به جدایی می‌گیرد و با شکست، به خانه پدری بازمی‌گردد. اما چیزی درون او برای همیشه شکسته شده است. اکنون سال‌ها گذشته و محبوبه زنی میانسال و باتجربه است. وقتی سودابه، برادرزاده اش، عاشق پسری از طبقه پایین‌تر شده، محبوبه با گفتن این داستان، ماجرای تلخ زندگی‌اش را روایت می‌کند تا به او نشان دهد: «فقط عشق کافی نیست. تفاهم، هم‌سطح بودن فرهنگی، فکری و خانوادگی برای ازدواج حیاتی است.» ✨اگر از خواندن این خلاصه لذت بردید ممنون میشم واسه دوستان خود ارسال کنید تا به جمع کتابخوان ها بپیوندد❤️☺️ ✿⃟♥️@cafeketab71
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
موری با لبخندی آرام که انگار تمام دردهای در حال پیشرفت جسمش را به بازی گرفته بود، به چشمانم خیره شد و گفت: «می‌دانی، بزرگ‌ترین فریب این دنیا این است که فکر می‌کنیم برای شاد بودن باید به چیزی فراتر از خودمان برسیم، باید بیشتر داشته باشیم یا بزرگ‌تر دیده شویم. اما حقیقت، آن‌قدر ساده است که آدم‌ها از آن فرار می‌کنند: زندگی یعنی همین پیوندها، همین لحظه‌هایی که در آن واقعاً حضور داری و به یک نفر گوش می‌دهی. ما آن‌قدر درگیر مسابقه‌ی بی‌پایان "داشتن" شده‌ایم که یادمان رفته "بودن" چه طعمی دارد. وقتی به پایان مسیر نگاه کنی، هیچ‌کس در بستر مرگ، حسرت اسباب‌بازی‌های گران‌قیمت یا اعتبار کاری‌اش را نمی‌خورد؛ همه، فقط دلتنگ دست‌هایی هستند که در دست نگرفته‌اند و کلماتی که برای ابراز عشق، در گلو حبس کرده‌اند. پس چرا می‌ترسی؟ چرا اجازه می‌دهی زمان، تو را مثل یک عروسک خیمه‌شب‌بازی به هر طرف که می‌خواهد بکشد؟ دست از این دویدن بی‌حاصل بردار، بایست و اجازه بده عشق و انسانیت، در قلبت خانه کنند؛ چون تنها چیزی که با خود به آن‌سوی مرزها می‌بریم، عشقی است که نثار کرده‌ایم و عشقی که از دیگران دریافت کرده‌ایم. 📚 سه‌شنبه‌ها با موری ـــ میچ البوم ✿⃟📚@cafeketab71
مرگ صرفاً خاموش‌شدن نفس نیست؛ فروبستن مرزی‌ست که به ما امکان معنا می‌دهد. اگر پایان نبود، آغاز هم تهی می‌شد. مرگ چون خطی ناپیداست که زندگی را قاب می‌گیرد و به هر لحظه شکل می‌دهد؛ بدون آن، رنج بی‌نام می‌ماند و عشق بی‌ضرورت. انسان مرگ را نه به‌عنوان واقعه، بلکه به‌مثابه امکان درک می‌کند: امکانی که او را وادار می‌کند انتخاب کند، دل ببندد، و مسئول بودن خویش باشد. شاید مرگ دشمن زندگی نباشد، بلکه شرط فهم آن است؛ حضوری خاموش که به هر آنچه زنده است می‌گوید: «اکنون، جدی بگیر.» 📚 از جهان تا ابدیت ــ‍ـ موریس میتلرینگ ✿⃟📚@cafeketab71
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹متنوع‌ترین مطالب ادبی🌹 زندگی بزرگان ادبیات📒 مَثَل فارسی و جهان داستان کوتاه📕 معرفی کتاب‌های ادبی کاریکلماتور 🌹 آرایه‌های ادبی سخنان عارفان 🌷 مناسبت‌های ادبی و ... 📚 تمام مطالب با نام کتاب و صفحه 📚 توسط کارشناس ارشد ادبیات https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303 🟢 یک کانال ادبی پرمحتوا، برای حال خوب شما. 🌹🌻🌹🌻🌹🌻
🌺 اگر فرصت مطالعه‌ ندارید، 🌺 اگر علاقه‌مند به ادبیات و فرهنگ ایران عزیز هستید، 🌺 بفرمایید مهمان ما باشید. https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303 🔴🟡🔴🟡🔴🟡
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا