گاهی اوقات یه تصمیماتی توی زندگیم میگیرم که خود خدا از عرشش پا میشه ، با دست زدن میگه فتبارک الله احسن الاحمقین .
کاراکال .
_
زندگی یعنی ببوسی دست مادر را فقط ،
گرچه لب های توام بدجور ، اصلا بگذریم .
کاراکال .
_
خنده ات توبهشکن هست و لبت قندونبات ،
آخر از دست تو کافر نشوم من صلوات .
کاراکال .
_
من از آداب مهمان داری ات چیزی نمیدانم ؛
ولی در شهر من رسم است میبوسند مهمان را .
کاراکال .
- خودماجازهمیدادمچشات ، حریفمنشه .
- کاراکال -01.Mahyar - Toam Beri[128].mp3
زمان:
حجم:
3.5M
- اگهتلخیشدهبینمنوچشمات ،
بذارجبرانبشهمیشورتشبارون .
آدمیزاد تاب نمی آورد . بالاخره باید یک جایی را داشته باشد تا به آن پناه ببرد ؛ شهری ، دیاری ، خانهای ، سایهای ، تنی ، وطنی ، بغلی .