eitaa logo
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
1.5هزار دنبال‌کننده
494 عکس
38 ویدیو
0 فایل
سایت چمدان آبی - دانشنامه دزفول: Https://chamadaneabi.ir مدیریت: @mh_dorchin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹 واژگان، کلمات و اصطلاحات دزفولی به ترتیب حروف الفباء در چمدان آبی https://chamadaneabi.ir/kalamat-dezfuli/ ✍ جای بسی سربلندی و افتخار است که شهر من دزفول، از فرهنگ و پیشینه ی والایی برخوردار است. فرهنگی غنی که با تأمل و تدبّر در گوشه های کوچکی از آن  قدمت و دیرینگی اش به وضوح نمایان می شود. باشد که این تحقیق گام کوچکی باشد برای شناساندن فرهنگ و ادبیات کهن دزفول برای دیگران. مردم دزفول به گویش دزفولی که از گویش‌های زبان فارسی است سخن می‌گویند. این لهجه شامل دو گویش عمده حیدرخانه و صحرابدری است. لهجة غالب مردم دزفول حیدرخانه است . گویش‌های لری بختیاری و لری خرم‌آبادی نیز در این شهر به کار می‌رود. ✳️ آدرس سایت 🔵 (چمدان آبی) 🔵 دانشنامه شهرستان دزفول⬇️ https://chamadaneabi.ir/ ✳️ شما جهت عضویت در کانال 🔵 (چمدان آبی) 🔵 در پیامرسان ایتا می توانید روی آدرس و یا لینک زیر کلیک نمائید.⬇️ @chamadaneabi https://eitaa.com/chamadaneabi
🔹 تعداد محدودی از واژگان، کلمات و اصطلاحات دزفولی به ترتیب حروف الفباء دیگر کلمات دزفولی در سایت و جدول پیوست ⬇️ ✍ اَشَد = عطسه اشکم چَرون = کسیکه به دنبال خوردن زیاد هست یا شکمپاره فارسی بی حِلمَتونَه = حرکتی ناگهانی و بدون تامل انجام دادن که غیر ارادی باشد بیکَمبو = به شخص منتظر و تک و تنها نشسته می گویند تُلو مُلو = بچه های قد و نیم قد تِنجِر = ورود غذا یا آب به مجرای تنفسی است که با سرفه شدید همراه است. تنجر کلمه ای انگلیسی است به معنی برخورد نای و مری که وارد گویش دزفولی شده است تیفِرِنگ = تلنگر، ضربه ای با گره کردن دو انگشت شست و سبابه و بعد بشدت باز کردن و زدن ضربه پِتِ غِژ غِژ = سرک کشیدن مستمر پِرسِنیدَن = چیزی با دو انگشت شست و سبابه خرد کردن- کلمه ی percipitateاز همین کلمه ماخوذ است. با توجه به اینکه زبان هنداروپایی ریشه فارسی دارد بنابر این میتوان معتقد بود که این کلمه از زبان قدیمی تر به زبان جدید تر منتقل شده باشد. جِن جِلیقَ = ضعیف و لاغر این کلمه ترکیبی است از جنجن عربی و لیق فارسی. جنجن به معنی استخوان سینه و دنده است و جمع آن جناجن است و لیق به معنی پا، جنجلیق به کسی گفته میشود که از فرط لاغری فقط استخوان سینه و دنده و پایی برای او مانده باشد. چُمبُل بُک = تحریف شده ی "صُمٌ بُکم" است به معنی کر و لال و در اصطلاح به کسی که ساکت نشسته باشد گفته میشود. و در آیه ای از آیات شریف قرآن آمده: صمٌ بُکمٌ عمیٌ فهُم لایَسمعون چِنگه پا = نشستن روی کف پا به طوریکه زانو و ران روی زمین نباشد و به اصطلاح سرچنگ نشستن و آماده بلند شدن را چنگه چا میگویند حِنطارَه = عربی و صفت است و تحریف شده ی کلمه حنطاوه به معنی مرد شکم گنده و کوتاه قد است که اصطلاحاً شبیه کیسه گندم باشد. حِنطه در زبان عربی به معنی گندم است. رِنگِ بِنگ = همان رنگ به رنگ دیدن است در زبان فارسی، که در موقع خستگی چشم ناشی از بی خوابی و مطالعه زیاد و ... عارض کسی میشود زیچَه = ابراز شوق و رضایتمندی همراه با صدایی از حلق سینَه سُل = سینه خیز، حرکت اطفال چند ماهه روی سینه شات شیت = داد و فریاد بی خودی شوفر = راننده- کلمه شوفر در زبان فرانسه مأخوذ از "سافر" در زبان عربی است شوَق دَمون = وقت دمیدن شفق و آغاز روز است.لیکن در این اصطلاح از کلمه شفق بجای فلق که به معنی شکافته شدن و پدید آمدن آفتاب است استفاده شده است زیرا شفق سرخی متمایل به زردی پس از فرو شدن آفتاب غروب است-در سوی مغرب- ولی فلق یا فجر ٬هنگام طلوع آفتاب زرتاب و از سوی مشرق عَززِی‌ نَگِرات » ، یا « عَززِی‌ مَگِرات یا نَگِراد » = یه نوع دعاست و به معنی : (الهی) عزادار نشوید ، و ( عزیزی از شما نمیرد ) است قپِ ریت = چنگ زدن و خراش دادن، تقلا کردن قُشّه = تحریف شده غشه فارسی است به معنی سستی، ضعف و غضب کاشِ واش = خمیازه کن پِشکِن = کندن و پخش کرن، مرغ با نوکش زمین را می کند و با پایش خاک را پخش میکند تا از لابلای آنها دانه پیدا کند لچَری = فضولی-کلمه ی lecheryدر زبان انگلیسی بهمین معنا است لنتی = دراز و بلند- از کلمه lenthy بمعنی درازا در زبان انگلیسی ماخوذ است مجري = صندوقچه اي چوبي براي نگهداري اسناد و مدارك مِرزِنگ = مژه مسقنه = تُنگي مسي و یا از جنس برنج و مخروطي شکل كه از پایین پهن بوده و دهانه اي گشاد داشت و براي حمل و نگهداري آب استفاده مي شد مولِه = بد جنس- بد ذات-کلمه mole در انگلیسی به همین معنا است یَتیمِ بولعِز = بولعز تحریف شده ی"بلعه" عربی به معنی شکمو، شکمباره و پرخور است. یعنی یتیمی که لجباز و نافرمان و یکدنده است و هیچ کاری نمیکند و فقط می خورد واژگان، کلمات و اصطلاحات دزفولی در چمدان آبی دانشنامه دزفول https://chamadaneabi.ir/kalamat-dezfuli/
🔹 دزفولیها برای اینکه عشق و علاقه و ابراز محبت خودشان را نشان بدهند در گویش دزفولی از این کلمات استفاده می کنند ⬇️⬇️⬇️⬇️ انیسُم = ای انیس من جگَرُم = ای کسی که مانند جگرم هستی حبابَم = ای کسی که دوستت دارم خُشکِلُم = ای زیبای من دورِت گَردُم = بدورت بگردم رکِ دِلُم= قوت قلبم ستینُم = ای ستون استوار من صدقی سَرِت بام = فدای سرت شوم عزیزُم = ای عزیز من قشَنگُم = قشنگم قوَتِ قَلبُم، قُوَتُم = ای قوت قلب من , ای قوت من کسُونُم = تو همه کَسم هستی لر خُوَرُم دُورِت = بدورت بگردم مونِسُم = ای مونس من نفَسُم = ای نفس من هستیُم = ای هستی من واژگان، کلمات و اصطلاحات دزفولی – چمدان آبی https://chamadaneabi.ir/kalamat-dezfuli/
🔹 ﻋﻼﺋﻢ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﺩﺯﻓﻮﻟﯽ ﻫﺎ ✍ دزفولیها بهنگام ناراحتی و دل افسردگی از این کلمات و جملات استفاده می کنند.⬇️⬇️⬇️⬇️ ﻧَﻢ ﭼِﻪ ﻓِﮕِﺮُﻣَﻪ .... ﻝِﮐﻤَﻪ ﻫِﻠﯽ ... ﭼِﻪ ﻣُﻔﺘِﻼﯾِﻪ ﺑِﯿﺴﻤَﻪ ﭘِﯿﺘُﻮﻥ ... ﮔِﯿﻞ ﮔِﺮﺍﻡ ﮐﻪ ﺑَﺨﺕ ﺳُﻮﺧﺘِﻪﺷﯿﺮ ﺳُﻮﺧﺘِﯿﻡ ! ﻫَﻢ ﺟُﻮﺭﺍﺑﺎﻡ ﺩِﺭِﺳِﻦ ﻣﺎﺭﻋﻠﯽ ﺭﻭﺿَﺸَﻪ ﻭَﻧﺪ ﯾَﻪ ﺣَﺐِ ﺩﻭﺭﻧﮕﯽﺩِﻫِﯿﯿﻮُﻡ .. ﻋزیمه ﮔِﺮﺍﺵ ﺳُﺒﯿﻼﻣَﻪ ﺑﯿﻦ، ﻣَﺮﯼ ﺯَﺭﺑﺎﺭ ﺩﺍﻧﺸَﻪ ... ﺍُﻭﺳُﻮﻥ ﮐِﻪ ﺑِﯿﺪِﺕﻧَﺒﯿﺪِﺕ ... ﺍِﯾﺳﻮﻥ ﺧُﻮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺯَﻧﺪ ُﻭ ﭘﯿﺴِﻨﯿﺪِﺕ .... ﯾﻪ ﻟِﮑِﻪ ﺩﺍﻡ ﺗﯿﮑﻤَﻪ ﺑَﻨﺪُﻭﻡ ! ﺩِﮔَﻪ ﺭِﮎ ﻧَﺪﺍﺭُﻭﻡ ! ﺳَﺮُﻡ ﺗِﯿﺮِ ﮐَﺸَﻪ ﻭِﻟﻮﺍﯾﯽ ﺑِﮕُﻮﻭﻡ ... ﭼﯿﮏ ﭼﯿﮏ ﭼﯿﮏ ﭼﯿﯿﯿﯿﯿﮏ .....!!!! ﺳِﻪ ﻋَﺮﻭﺱ ﺍُﻭﺭﻡ مریﺗﯿﺎﻡ ﭘِﯿﯿُﻮﻡ ﻧَﺒﯿﺪِﻥ ﭘﯿﻞ ﺳَﺮ ﭘﯿﻠِﻪ ﻣﯿﺎ ... ﺑﺎﺩ ﺯِﯾﺮ ﺟُﻮﻣِﻪ ﺩِﺭﺩَﻩ .... ﻣَﺮﯼ ﻭَﻧﺪِﻧﻤَﻪ ﻣِﯽﺟَﻮَﻥﮐُﻔﺘِﻨﻤَﻪ !... ﺍَ ﮐِﻼﺳِﻪ ﺳَﺮُﻡ ﺗﺎ ﮔِﻨﺪﯾﮏِ ﭘﺎﻡ ﺯَﻧِﺸﺘِﻪ ﺯَﻧَﻪ ! ﯾَﻪ ﭼﺎﯾﯽ ﻧُﻤﺒﻮﻝﻋَﻤﻮﻧﯽ ﺩُﺭُﺱ ﮐُﻥ ﺧﻮﺭﻡ ﻣﺮﯼ ﻗﻨﺪﻡ ﺑﺎﻻﺱ ﺍَ ﺟُﻮﻣِﻪ ﻭَﺭُﻡ ﻋﺎﺻُﻢ ﻣُﻘُﻮﻡ ﺗﯿﺮِﻩ ﮐَﺸَﻪ ﺍِﯾﺴﻮُﻥ ﮐِﻪ ﻣَﺨُﻮﻡ ﺧُﻮﻣَﻪ ﺑُﻬاﻡ ﺍُﻭ،ﺟُﻮﺭﺍﺑﺎﻣَﻪ ﻧِﯽ ...! ﺍﯼ ﻣَﺤﻤَﺪ ﻧُﻮﺭﯾَﻢ ﺧُﻮ ﻣَﺮﯼ وَر ﻧﺎﺳﺎ ﺷﯽ ﮐﻮﺭﺩﻩ ﻮﺭﺩَﻩ ﺩﺍ ﻋﻠﯽ ﺩُﻭﯾﯽ ﺗَﻌﻮﯾﻀﺎﻧَﻪ ﻭِﺭﺩُﻭﺷﺘﯿﻪ ﺳﯽ ﺑﻮﻭَﻡ؟ ! ﻧﯿﻮﻣﺪﯼ ﮔﺮﺍ ﺧﻮﻡ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﮔﭗ ﮐورﺩﻧﻢ ﭼﺎﺭﻩ ﺯﻏﺎﻝ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺩﻭﻣﺎ ﺍﻭﺭﺩﻧﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﻮﺑﺎﻣﻮﻥ ﺩﺍﯾﻢ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮﻣﻮﻥ ﻭﺍ ﮔﺮﺩﻡ ﯾﻪ ﻗﻮﺷِّﯽ ﺍﻭﺳﻮﻧﻢ ﺳﯽﮐﻮﻭﮐﻮﻧﻤﻮﻥ ﺧُﻮﺩُﻡﺍَﺧُﻮﺩُﻡ ﺑَﺪﻡِ ﻣﯿﺎ ... ﺗﯿﺎﻡ ﻣَﺮﯼ ﺗَﺶِ ﺑِﺮﻕِ ﺯَﻧَﻪ ﮐُﻞِ ﻻﺭُﻡ ﻣُﻮﺭ ﻣُﻮﺭِﮐُﻨَﻪ ﺍِﺳﻢِ ﻏﺬﺍ ﮐِﻪ ﻣﯿﺎ ﻧَﻢ ﭼﻪ ﺳَﺮﻣِﻪ ﻣِﯿﺎ ﻣَﺮﯼ ﮔُﺮﺑَﻪ ﻣِﯿﻦ ﮔُﻠﯿﻤَﻪ ﭘَﻨﮓِ ﺯَﻧَﻪ ﺗُﻮ ﮔُﻮ ﭼِﻤَﻪ؟ ! ﻭِﺭﯼ ﮐُﺘِﯽ ﮔُﻞ ﮔُﻮ ﺯَﺑﻮﻥﻭﮔُﻞ ﺑﻮﺑﯿﻨَﻪ ﺩَﻡ ﮐُﻦ ﺑَﻞ ﯾَﻪ ﭼﺎﺭِﻩ ﺑﯿﯿِﺲ ... ﺩُﻭﻧُﻢ ﻟِﻒ ﺩُﻣﺐِ ﻣﺎﺭ ﺗَﺤﻠَﻪ ! ﻭِﺭﯼ ﯾَﻪ ﻓِﺘِﺮﻣِﻪ ﺑﯿﺎﺭﻭَﻧُﻢ ﺩُﻭﻧُﻢ ﻣﺮﯼ ﻭﻧﺪﻧﻢ ﻡ ﭼﺮﺥ ﻓﻠﮏ ۳ ﭘﻮﮐﻪ ﺯﻥ ﻡ ﺳﺮﻡ واژگان، کلمات و اصطلاحات دزفولی – در سایت چمدان آبی دانشنامه دزفول https://chamadaneabi.ir/kalamat-dezfuli/
🔹 گویش و زبان دزفولی را پاس داریم. 🔹 اعضای بدن در گویش دزفولی ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ بُرگ = ابرو پِت = دماغ تِلَّه = شکم تيك = پیشانی تيیَه = چشم دندون = دندان دون = دهان ری = صورت زون = زبان شاقِلِنج = دوش و شانه انسان، قلم دوش قَد = كمر، پشت کچه یا چنه = چانه کِل = بازو کِلِک = انگشت کُلمَک = آرنج گُپ = گونه گَدَه = معده، شکم گُلی = گلو گُوردَه = پشت شانه ها گِندیک = پاشنه پا لو = لب لُويچَك = اطراف لب و دهان مازَه = کمر - قسمت انتهايی کمر مِرزِنگ = مژه مِلازَه = زبان كوچک می = مو 🔹اجزای اصلی صورت در گویش دزفولی ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ بُرگ borg = ابرو پِت pet = دماغ تيك tik = پیشانی تییَه ti'a = چشم دِندون = den'dunدندان دون dun = دهان ری ri = صورت زون zun = زبان کَچَهka'cha یا چنه = چانه گُپ = gop لپ لو = loلب مِرزِنگ merzeng = مژه می mi = مو
🔹 اوزان محلی قبل از رواج کیلوگرم (در دزفول) نام وزنه = مثقال کیلوگرم نیم سِنّار = ۱۲ ۵۷ گرم سِنّار = ۲۴ ۱۱۴ گرم نیم چارک = ۴۸ ۲۲۸ گرم چارک = ۹۶ ۴۵۶ گرم پَشتی = ۱۹۲ ۹۱۲ گرم دَحسی = ۳۸۴ ۱۸۲۴ گرم پُونْسی = ۵۷۶ ۲۷۳۶ گرم نیم من = ۷۶۸ ۳۶۴۸ گرم سُودَحس = ۱۱۵۲ ۵۴۷۲ گرم یَ مَن = ۱۵۳۶ ۷۲۹۶ گرم 🔹 وزنه ها و مقیاس های سنجشی دزفول⬇️ ⬇️⬇️⬇️ جُو = معادل 0/0659 گرم حَبَّه = معادل 2 جو یا 0/1319 گرم نُخُت (نخود) = معادل 0/1979 گرم دُنگ (دانگ) = معادل 0/7916 گرم گَنُم (گندم) = معادل 21 گرم مثقال = 4/75 گرم سیر = 76 گرم نیم سِنّار = 57 گرم سِنّار = 114 گرم نیم چارَک = 228 گرم یا کمتر از ربع کیلو چارَک = 457 گرم یا کمتر از نیم کیلو پَشتِی = 912 گرم یا 2 چارک دَحسِی = 1824 گرم یا 2 پشتی پُونسِی = 2736 گرم یا 3 پشتی نیم مَن = 3648 یا بیش از 3/5 کیلو سُو دَحسِی = 5472 گرم یا نزدیک به 5/5 کیلو یَه مَن = 7296 گرم یا بیش از 7 کیلو خَلوار = 300 کیلو تون = 1000 کیلو مقياس های فوق بر مبنای هر مثقال 4/75 گرم محاسبه شده اند. ✳️ شما جهت عضویت در کانال 🔵 (چمدان آبی) 🔵 در پیامرسان ایتا می توانید روی آدرس زیر کلیک نمائید.⬇️ ┏━━ °•🖌•°━━┓ @chamadaneabi ┗━━ °•🖌•°━━┛
🔹 در گویش دزفولی، اسامی اوقات شبانه روز معمولاً برگرفته از فعل و انفعالات جوﱢی و یا کارهایی است که در آن ساعت خاص انجام می گیرند. آب تَنّاب"آب تنها" = سحری ماه رمضان در دقایق آخر(آب اخری که قبل اذان خورده میشود که وقت تنگ و لحظه آخری هست) درمورد معنای واژه آب تناب مفهوم اصلی این واژه برمیگردد به سالیان دور که مردم دسترسی به رادیو و اینگونه وسایل نداشتند و حتی چه بسا از داشتن یک ساعت شماطه دار محروم بودند و لذا در ایام ماه مبارک رمضان، برای سحوری و اذان صبح و هنگام افطار امیدشان به مسجد محل و نیز افراد مومن و خیر داوطب اطلاع رسانی بود. این افراد تحت نظارت پیش نماز مسجد، از گلدسته های مسجد و به موازاتش از بالاترین نقطه پشت بام منازل خود، ورود به وقت افطار و یا بیدارشدن برای تناول سحوری و نیز ورود به اذان صبح را جار میزدند. دقایقی مانده به اذان صبح با جارزدن کلمه "آب تناب" که درواقع همان "آب تنها" بوده، خبر میدادند که تنها به قدر نوشیدن آب تا اذان صبح وقت باقی مانده است. بعدها این لفظ آب تنها یا همان آب تنآب به عنوان نماد اعلام باصطلاح امروزی دقیقه نود هر کاری به کار برده میشده. وقتی که برای شروع انجام کاری ضروری ثانیه هایی بیشتر وقت نداری و اصطلاحا میگی: تو آب تنها گیر کردم و ... اوسَر = موقع خوردن سحری او سون = آن زمان (آن هنگام) اَی سر = موقع افطار ای سون = اینک (حالا)، این زمان بُنگروز = (بانگ روز)به معنی موقع اذان سحر و نزدیکی های صبح پَسین= عصر جلِنگی ظور یا ظور جِلِنگَکی = موقع گرمای ظهر که هیچ سایه ای وجود ندارد و سایه ها زائل میگردند خُروس خون = پاس سوم شب، هنگام خواندن خروسان سَرشوم= سرشب شَوَق دَمون = به معنی وقت دمیدن شفق و آغاز روز است. لیکن در این اصطلاح از کلمه شفق بجای فلق که به معنی شکافته شدن و پدید آمدن آفتاب است استفاده شده است زیرا شفق سرخی متمایل به زردی پس از فرو شدن آفتاب غروب است در سوی مغرب ولی فلق یا فجر ، هنگام طلوع آفتاب زرتاب و از سوی مشرق عفتو زَنون(عفتو پَم) = پهن شدن آفتاب است عَفتُو لیل بیلی = اندکی به غروب مانده قیرِی عَفتو = نهایت آفتاب بعد از ظهر لِنگ ظُور = ظهر، فرا رسیدن ظهر نُها ظُور = پیش از ظهر برگرفته از: سایت چمدان آبی دانشنامه دزفول
🔹 اصطلاحات دزفولی در مورد باران ✍ در مورد بارش باران در زبان دزفولی کلمات متعددی موجود است که وضع، مقدار و موقعیت بارش باران را تعیین می کند تعدادی از این کلمات به شرح زیر است: بارون نیف نیف = به معنی دانه های خیلی ریز باران بارون تیپ تیپ = این بارون به صورت قطرات ریز و منظم و خفیف نزول می کند به طوریکه از این باران حرکت آب بر روی زمین مشاهده نمی شود و کل قطرات باران جذب خاک میگردد و از نظر زراعت بهترین نوع باران است. بارون تَلیسی = بارانی که همه چیز را کاملا خیس میکند بارون تِی پِی گُلُپِیْ = قطرات این باران بسیار درشت و برابر پر دهن آب است به صورت رگبار می باشد و مدت زمان آن کوتاه است بارون دُمْبِ عَسْبِی = بارانی که به صورت مداوم و متراکم و یکنواخت باشد بارون جِیحُونی = بارانی که آب مانند رودخانه ی جیحون روی زمین جاری میشود. بارون دَرز اِشْکِن = بارانی که مقدار آن کافی باشد و زمین خشک را کاملا مرطوب کند و درزها و شکافهای زمین را از بین ببرد. بارون رَفْ رَفْ = مقدار باران کم، قطرات ریز و به صورت متناسب است بارون شِلَقْ لَقِی = باران به صورت رگبار و مداوم بارون مَرْزُقِی = بارانی که جریان ناودانها به حداکثر برسد بارون نخاله بِیْز = بارانی که قطرات آن متوسط ولی فاصله ی قطرات کم باشد. ✳️ آدرس سایت 🔵 (چمدان آبی) 🔵 دانشنامه شهرستان دزفول⬇️ https://chamadaneabi.ir/ ✳️ شما جهت عضویت در کانال 🔵 (چمدان آبی) 🔵 در پیامرسان ایتا می توانید روی آدرس و یا لینک زیر کلیک نمائید.⬇️ @chamadaneabi https://eitaa.com/chamadaneabi
radiodezful-02-07-16.mp3
زمان: حجم: 7.6M
🔵بخش آشنایی با کلمات و اصطلاحات گویش دزفولی توسط آقای محمدحسین درچین در برنامه پسین همدلی قسمت و بخش اول 🔸پخش شده در برنامه یکشنبه ۱۴۰۲/۰۷/۱۶ 🔘برنامه پسین همدلی هر روز پس از پخش اذان مغرب و مناجات ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📻رادیو دزفول،همیشه با مردم 🔺FM94.2 🔻AM1602 @dezful_irib
📻 امروز دوشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۲، بعد از اذان مغرب و مناجات، در برنامه « پسین همدلی » رادیو دزفول، مهمان خانه های شما هستیم📻 ⭕️ موضوع برنامه: آشنایی با کلمات و اصطلاحات دزفولی ارادتمند - محمدحسین دُرچین🌷
هدایت شده از 📻رادیو دزفول
پسین همدلی -کلمات دزفولی-02-07-17.mp3
زمان: حجم: 12.7M
🔵بخش آشنایی با کلمات و اصطلاحات گویش دزفولی توسط آقای محمدحسین درچین در برنامه پسین همدلی- بخش دوم 🔸پخش شده در برنامه دوشنبه۱۴۰۲/۰۷/۱۷ 🔘برنامه پسین همدلی هر روز پس از پخش اذان مغرب و مناجات ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📻رادیو دزفول،همیشه با مردم 🔺FM94.2 🔻AM1602 @dezful_irib
🔹 کاربردهای "ری"( = صورت) در دزفولی⬇️⬇️⬇️ - اَو ری مبارکت - دیر اَ ری یت - ری یت روما - ری فگری - ری یوم نِی - ری یش مری افسره - ری قرچنی - ری کَبَه - ری بوزوری - ری تشتولوزه - ری می ری - ری ته دام رو وم دعوت - ری یش مری کوچیه - ری بری - فگر اَ ری‌اش توکه بکنه - ری‌اش روما - تیک ری خیر - ری یش خیره - ری یش خیر با - کم ری - پر ری - ری چرقو - ری قُشه - ری اوله اولی - ری نوک نوکو - نقیص با ری یش - ری بخیر - مری شری می ری یت هی - ری گشون - ری یوم سیه - ری سفید - ری بون (بوم) - ری یَه - ری در وَسی - ری ماس - ری روغن - ری پیل (ری شه پیل کورد) - ری رومنیده ری مُچّه (ری یش کتی مچه اس - مقابل ری بوزوری) ری گشیده (ری گشیده خفتیده) ری یش گشس (روش باز شد) اَ ری نمروه ری دراز ری گرد ری کلیچه ای دو ری سیل ری اش کن احوال ا دلش پرس ری مرق ری مُچّه اَ ری‌اش توتوق باره چپِ ری ری دار ری سَلَه ری شیر ری ماس 🔹 با ما همراه باشید در ادامه لغات و کلمات و اصطلاحات دزفولی در سایت و کانال چمدان آبی دانشنامه دزفول