چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
ذاکر امام حسین(ع) مرحوم ملاحسین بادمی فرزند مشهدی عباس متولد: ۱۳۱۷ هجری شمسی رحلت: جمعه۱۷مرداد۱۴۰۴
🔹شرحی کوتاه بر زندگانی ملاحسین بادمی(به تاریخ 5 مرداد 1399) در سایت و کانال چمدان آبی⬇️
✍️ملاحسین بادمی ذاکر اهل بیت عصمت و طهارت(ع) فرزند مرحوم عباس بادمی متولد سال ۱۳۱۷ هجری شمسی می باشند که در خانواده ای مذهبی و در دارالمومنین شهرستان دزفول دیده به جهان گشود. ملاحسین و تنها خواهرش ثمره زندگانی مرحوم عباس بادمی بوده اند که بعدها دختر ایشان یعنی خواهر ملاحسین پس از سقوط از پشت بام دار فانی را وداع می گوید و موجب ناراحتی روحی برای خانواده می شود. پدر بزرگوار ملاحسین بادمی، کاسبی بازاری بوده که به امرار معاش می پرداخته است. ملاحسین استعداد عجیبی در کسب فنون و مشاغلی همچون ساعت سازی و کارهای بسیاری همچون تعمیرات چراغ نفتی پریموز(فریمز) و چتر(شمسیه) داشته است ملاحسین در هنر معماری و بنایی هم استعداد و توانایی خاصی دارد.
خلاصه از همه مهمتر حفظیات ایشان است که شاید تمام مقتل های امام حسین(ع) و شهدای کربلا را از حفظ دارد ایشان قریب ۴۰۰ نوحه قدیمی را بدون هیچ یادداشت و ورق و کاغذی از بَر است وی واقعا ذهن عجیبی دارد شما اگر آیه ای از قرآن را برایش بخوانید ادامه و تمام آن سوره را برایتان می خواند و این درحالی است که هیچ مکتبی نرفته و درسی هم نخوانده است، وقتی از ملاحسین می پرسی که شما اینها را چطور یاد گرفته اید می گوید که: اگر انسان به چیزی علاقه داشته باشد آن را یاد می گیرد بارها ایشان تعریف کرده که از منبرهای ملامحمدحسین مخولی خزاعی و همچنین از محضر مبارک حاج ملا مرتضی ترابی زاده استفاده برده است. ملاحسین بادمی زندگینامه عجیبی دارد و سختی ها و مرارتهای زیادی در زندگی کشیده است ولی مانند کوه، استوار و مقاوم ایستاده و فرزندان برومندی را تربیت کرده که هر کدامشان در جایگاهی عالی از علم و دانش هستند که بایستی گفت: تنها فرزند ذکور ایشان یعنی حاج عبدالمجید بادمی است که از مدیران برجسته فرهنگی و از مداحان و منبریهای مشهور دزفول می باشد ملاحسین علاوه بر تنها پسرش، چهار فرزند دختر نیز دارد که همه آنان دارای مدارک دانشگاهی و اهل علم هستند. البته این را هم باید یادآور شد که: ملاحسین بادمی داماد سادات زرنگ سقا می باشند که این سادات هم کراماتی عجیب دارند.
در پایان گفتنی است که یکی از دامادهای ایشان حاج مسعود ترابی زاده هستند که از مداحان و مرثیه سرایان سرشناس و معروف دیار مقاومت و ایثار، دزفول قهرمان می باشند.
🔹ملا حسین بادمی پس از سالها ذاکر امام حسین(ع) بودن در ماه عزا و ماتم در تاریخ جمعه 17 مرداد 1404 بدرود حیات گفته و در تاریخ یکشنبه 19 مرداد 1404 در قبرستان امامزاده رودبند دزفول به خاک سپرده شد.
🔹تحقیق: حاج مسعود ترابی زاده(داماد ملاحسین بادمی)
✍️تاریخ تنظیم توسط محمدحسین درچین مدیر سایت و کانال چمدان آبی - دانشنامه دزفول
(5 مرداد 1399)
🔹زندگینامه و خاطراتی از سپهبد شهید دکتر حاج غلامعلی رشید(شهادت جمعه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ در حمله اسرائیل به تهران ایران)
✍ سایت چمدان آبی: شهادت مظلومانه و سرافرازانه یکی از ارکان بیبدیل دفاع و تدبیر در کشور، سردار شهید حاج غلامعلی رشید و فرزند فرهیختهاش، نشانهای روشن از عمق کینه دشمنان با فرزندان ملت بزرگ ایران است؛ دشمنانی که تاب دیدن عظمت این ملت و فرماندهان برآمده از دل مردم را ندارند. سردار رشید، تنها یک فرمانده نظامی نبود؛ او از تبار بصیرت، از جنس اخلاص، و از سرمایههای ملی ایران بود که در لحظه لحظه دفاع مقدس و پس از آن، نقشی حیاتی و بی بدیل در صیانت از امنیت و عزت کشور ایفا کرد. شهادت او در خاک میهن، سندی دیگر بر مظلومیت جبهه مقاومت و در عین حال سندی پر افتخار از استمرار راه شهیدان است.
🔹محمدحسین دُرچین مجری نماز جمعه دزفول:
یادم است یک روز در ایام دفاع مقدس و جنگ تحمیلی و در خطبه های نماز جمعه دزفول در مسجد جامع، آیت الله حاج سیدمجدالدین قاضی دزفولی نماینده امام خمینی و امام جمعه فقید دزفول خطاب به سردار غلامعلی رشید فرمودند که: نامت برازنده توست هم غلامِ (علی“ع“) هستی و هم ماشاالله رشید.
🔹سپهبد شهید دکتر حاج غلامعلی رشید – فرزند دزفول – چمدان آبی
https://chamadaneabi.ir/shahid-gholamali-rashid/
سیر زندگانی سپهبد شهید دکتر حاج غلامعلی رشید در قاب یک تصویر در سایت و کانال چمدان آبی
✳️ آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
سیر زندگانی سپهبد شهید دکتر حاج غلامعلی رشید در قاب یک تصویر در سایت و کانال چمدان آبی ✳️ آدرس کانا
🔹 زندگینامه سپهبد شهید دکتر حاج غلامعلی رشید
✍ سردار سپهبد شهید دکتر حاج غلامعلی رشید متولد ۱۳۳۲ در شهرستان دزفول و در خانوادهای سنتی و مذهبی متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دزفول ادامه داد و در همین دوران به جمع مبارزان(گروه منصورون) علیه رژیم پهلوی پیوست. سردار غلامعلی رشید در سال ۱۳۵۰ برای نخستین بار دستگیر شد و برای بار دوم در سال ۱۳۵۵ در اصفهان دستگیر و به تهران منتقل شد. سردار رشید پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دزفول پیوست و در طول جنگ از فرماندهان کلیدی سپاه بود. او فرماندهی قرارگاه « فتح » را بر عهده داشت و جزو عناصر کلیدی در عملیاتهای بزرگی از جمله بیتالمقدس بود. این فرمانده با هوش پس از آن مسئولیت عملیات قرارگاه سپاه پاسداران را بر عهده گرفت و در ادامه برای مدت ۱۷ سال، جانشین ستاد کل نیروهای مسلح بود. قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص)در حوزه نظامی کارکردی به شدت راهبری در حوزه نظامی داشته و وظیفه طراحی و هماهنگی عملیاتی نیروهای مسلح را بر عهده دارد. سردار رشید به عنوان یکی از پر سابقهترین و کار آزمودهترین فرماندهان نظامی ایران که دارای قدرت بالای تحلیل و برنامهریزی نظامی است، در جایگاه نخستین قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص)، نشان از اهمیت طراحی و هماهنگیهای عملیاتی جدید متناسب با شرایط بسیار پیچیده ی منطقهای و جهانی دارد. این شرایط حساس خبرهترین فرماندهان نظامی ایران را طلب میکند تا این جزیره امن در مقابل تهدیدات خارجی و تلاش قدرتهای خارجی برای ایجاد جنگهای نیابتی، امن و سکوی ثبات خاورمیانه باشد و در همین راستا فرماندهی کل قوا، مسئولیتی سخت برای این سردار رشید اسلام در نظر گرفته بود. روحش شاد راهش پر رهرو باد.
✳️ آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
🔹شهدای دزفولی اقتدار ایران اسلامی، طی حملات متجاوزانه رژیم جنایتکار صهیونی از جمعه ۲۳ خرداد تا دوشنبه ۳ تیر ۱۴۰۴ ⬇️⬇️
۱ – سردار سپهبد پاسدار شهید غلامعلی رشید
۲ – سردار سرلشکر پاسدار شهید محمدرضا نصیرباغبان(محسن باقری)
۳ – سرهنگ پاسدار شهید محمد روشندل
۴ – سرهنگ دوم پاسدار شهید مهدی حسینوند
۵ – سرهنگ دوم پاسدار شهید علی حیدری
۶ – سروان پاسدار شهید مصطفی خزاعی
۷ – ستوان سوم شهید مصطفی سوباط
۸ – سرباز شهید مهدی صفدری
۹ – حجتالاسلام شهید دکتر امین عباس رشید
🔹منبع: وب سایت چمدان آبی”دانشنامه دزفول”(محمدحسین دُرچین)
🔹نخل رشید باغ ایران(سپهبد شهید حاج غلامعلی رشید)
⬇️⬇️⬇️
سردار رشید آسمانی
دلداده ی آخرالزمانی
تکرار سرود قهرمانی
تصویر حزین مهربانی
منظومه ی شهر باستانی تفسیر نمونه ی جوانی
ای شاهد شهر لن ترانی
وی اسوه ی ناب پهلوانی
ای پرچم عزت و رشادت محراب تو در یم شهادت
در قامت حق رشید بودی
ای رایت سرخ سربداران
ای نخل رشید باغ ایران
فرزند غیور شهر ایمان
دزفول ز غمت گرفته ماتم
ای رفته به حلقه ی شهیدان
ای سرو و شکوه قهرمانها سردار سپاه سبز قرآن
اسطوره ی شهر ما کجایی
در بزم و حضور جان حانان
خون شد دل ما رشید رهبر
ای نور دو دیده ، عشق یاران
در ظلمت شب ، مثال خورشید
شد قامت تو ستاره باران
از خون تو ، چشمه ها خروشید
در بستر سرخ نوبهاران
مائیم و تو ای شکوه رفتن سردار یگانه ی جماران
ای پرچم عشق و سرفرازی بگرفته سرت ، علی به دامان
همسنگر قاسم و سلامی رفتی به دیار حق ، شتابان
گنجینه ی رزم لشکر حق قربان تو میکنم سر و جان
مسکین بفدای یک نگاهت
در سنگر حق ، تویی نگهبان
🔹(شاعر: عبدالحسین مستکین)
✳️ آدرس سایت
https://chamadaneabi.ir/
آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
🔹 روضه خانگی حاج عبدالنبی دیبائی با قدمتی ۲۰۰ ساله در دزفول – جزئیات بیشتر در سایت چمدان آبی(دانشنامه دزفول) به آدرس زیر ⬇️
https://chamadaneabi.ir/rowzeh-dibaei/
🔹سایت چمدان آبی:
✍ روضه های خانگی امام حسین(ع) بصورت سالیانه، موسمی، دهه ای، خمسه ای، سه و یک روزه در دیار دارالمؤمنین دزفول که معروف به حسینیه است از قدیم الایام برپا و منعقد بوده است. یکی از خانه ها و منازلی که در آنها روضه خانگی در تمام سال برقرار بوده و هنوز هم برگزار می گردد، منزل و بیت حاج عبدالنبی دیبائی می باشد. این روضه در تمام سال شبهای جمعه و در دهه دوم محرم و دهه سوم ماه رجب برگزار می شود. حاج عبدالنبی دیبائی می گوید: پدر بزرگم(حاج ملا حسین) می گفت: که این روضه را از زمان پدر بزرگش به یادگار و نسل به نسل و هر ساله برگزار و منعقد کرده است.
کلیپ روضه در آپارات⬇️
https://www.aparat.com/v/yijdjug
🔹بانیان و خادمان روضه امام حسین(ع) در بیت حاج عبدالنبی دیبائی: ⬇️
* حاج ملا حسین دیبائی(حدود سال ۱۲۷۴ – ۱۳۴۴ مدفون در وادی السلام شهر نجف اشرف در کشور عراق)
* حاج حسن دیبائی – نام پدر: حسین(۱۲۹۶ – ۱۳۶۸ مدفون در قبرستان محمد بن جعفر(ع) ۱۰ کیلومتری دزفول)
* حاج عبدالنبی دیبائی – نام پدر: حسن(متولد: ۶ بهمن ۱۳۱۵)
* حاج غلامرضا دیبائی – نام پدر: عبدالنبی(متولد: ۵ شهریور ۱۳۶۰)
✳️ آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
🔹 روضه خانگی حاج عبدالنبی دیبائی با قدمتی ۲۰۰ ساله در دزفول – جزئیات بیشتر در سایت چمدان آبی(دانشنام
🔹مراسم روضهخوانی در دزفول
✍یکی از مراسم مهم مذهبی در دزفول بلکه مهمترین آنها از حیث اعتقاد و گسترش، مجالس روضهخوانی بوده است. کمتر خانهای یافت میشود که در طول سال، هر چند یکی دو روز، روضه در آن خوانده نشود؛ مخصوصاً در دهه آخر ماه صفرالمظفر که تقریباً همه خانهها روضههای نذری دارند و تعداد روضهخوانها هرچند زیاد هم باشد باز کفایت نمیکند؛ هر چند زمان هر منبری از چند دقیقه بیشتر نباشد. لازم به توضیح اینکه چون در روضه های شهر دزفول از کتاب جلاءالعیون علامه مجلسی استفاده و خوانده می شد در زبان محلی به مجلس روضه(جلاءالعیون) هم می گفتند.
🔹روضهها سه قسمت هستند:
۱ – روضه سالانه که از پانزدهم ربیعالاول تا آخر ذیالحجه، معمولاً یکی از روزها و بیشتر، شبها در خانهها برگزار میشود و آن را «سالونه» میگویند.
۲ – روضه دههای و روضه خمسهای که ماههای محرم و صفر به مدت پنج يا ده روز یا شب برگزار میشود.
۳ – روضههای موسمی و نذری که غالباً در دهه آخر ماه صفر و گاهی فقط یک مجلس اجرا میشود.
روضهخوانها باید نفسزنان، پیاده و گاهی با اسب و الاغ و امروزه با ماشین و موتورسیکلت، خود را از مجلسی به مجلس دیگر روضه میرساندند.
🔹روضههای کوتاه
روضههای کوتاه با ذکر مصیبت مختصر و احیاناً چند شعر و گاه به طرز نواخوانی، اجرا میشوند؛ اما تا چند سال قبل، مراسم روضهخوانیهای بزرگ و مفصل دایر بود. دو نفر به نام مَدِگر(دَمگیر) پای منبر مینشستند و وقتی روضهخوان بالای منبر میرفت، با آهنگ خاصی دو شعر میخواندند. اگر روضهخوان خوش صدا بود پس از پایان کارِ او همان دستگاه را مدگران از او تحویل میگرفتند و میخواندند. بعضی از روضهخوانها که از موسیقی خبر داشتند، شاگردانی خوشآواز داشتند که پایان منبرشان نوحه میخواندند و معرکه را گرم و انگیزهدار میکردند. برای مجالس مهمی مانند مجالس علما، واعظانی سخنرانی میکردند که مدگر و نوحهخوان و آوازخوانی در کارشان نبود، بلکه چند آیه و حدیث یا تاریخ اسلام میگفتند و گریزی به کربلا میزدند و مصیبتی میخواندند. گاهی در پایان، یک نفر مداح، اشعاری به مناسبت آن مصیبت، با آهنگ میخواند. در این مجالس بسیار اتفاق میافتاد که افرادی در اثر هیجان و تأثر شدید بیهوش میشدند و آنها را از مجلس بیرون میبردند.
واعظان مشهور قرن اخیر در دزفول عبارتند از: سلطانالذاکرین، آقا سید عبدالمحمد رودبندی، آقا شیخ عبدالحسین معزی، آقا سیدتاجالدین، ملا یعقوب و پسرانش ملامحمدجواد و ملامحمدکاظم تدیّن و حاج آقا سیدحسین فارغ و پسرش حاج سیدمصطفی فارغ، حاج ملا عبّاس مُخبر و …
🔹منبع: سایت چمدان آبی
و کتاب سیمای دزفول(استاد سیدعلی کمالی دزفولی)
🔹به مناسبت روز جهانی مسجد، اسامی مساجد و حسینیه های دزفول در سایت چمدان آبی را ببینید: ✍
مسجد یکی از مراکز مذهبی و مقدس مسلمانان و قرارگاه فرهنگی جهان اسلام است.
مسجد محل نیایش و محل گردهمایی مسلمانان و اقامه نماز در پنج نوبت شبانه روزی است.
طبق آیه قرآن، کعبه اولین مسجد، روی کره زمین است.
و مسجدالنبی با ورود حضرت محمد(ص)پیامبر اسلام به شهر مدینه در حجاز پایهگذاری شد.
مساجد به عنوان مهم ترین بناها در هر شهر و روستا همواره نقش متعددی در زندگی اقشار مختلف مردم داشتهاند.
مسجد ، مرکز ارشاد و تبلیغ اسلامی و کانون رعایت قواعد و قوانین خاص می باشد.
اعتقاد به عبادت نمازگزاران و نیایش به خدا از عوامل و انگیزههای بنیاد و ایجاد مساجد است.
در دزفول هم بیش از ۱۰۰ مسجد وجود دارد که هر کدامشان برای اهالی محل خاطراتی دارد.
🔹اسامی مساجد دزفول در سایت چمدان آبی
به ترتیب نام اسماء جلاله خداوند، معصومین(ع)،
اصحاب، اشخاص و محلات می باشد.
🔹 مخاطبین گرامی پس از مشاهده اسامی کم و کاستی را در ایتا خصوصی ارسال فرمایید.
گردآورنده: محمدحسین دُرچین(مدیر سایت چمدان آبی
🔹اسامی مساجد و حسینیه های دزفول و حومه در لینک زیر
سایت چمدان آبی
https://chamadaneabi.ir/masajed-dezful/
چمدان آبی(دانشنامه دزفول)
🔹 روضه خانگی حاج عبدالنبی دیبائی با قدمتی ۲۰۰ ساله در دزفول – جزئیات بیشتر در سایت چمدان آبی(دانشنام
🔹معروفیت حاج ملا سیدحسین فارغ دزفولی به نقل از: حاج عبدالنبی دیبایی فرزند حاج حسن
✍والد بزرگوار بنده(حاج عبدالنبی دیبایی) یعنی حاج حسن دیبائی می گوید: در تهران که برای خرید پارچه می رفتم با شخصی آشنا شدم که سرگذشت کاری خود را اینگونه بیان می کرد حاج حسن به اتفاق برادرش به تهران آمده بودند وی در پیاده رو یکی از خیابان های شهر دکه سیگار فروشی گذاشت و مشغول به کار شد بعد از مدتی دکه را وسعت داد سپس در آن حوالی یک مغازه کوچک خرید و آن را برای پارچه فروشی آماده کرد و مدتی مشغول فروش بود که تعدادی از روسیه برای پیدا کردن نماینده ای در ایران آمدند و دست بر قضا مستقیما پیش ایشان آمده بودند و به ایشان پیشنهاد گرفتن امتیاز نمایندگی روسیه در ایران را دادند بعد از گرفتن این امتیاز کار وی رونق گرفت و ایشان به یکی از تجار بزرگ پارچه در ایران تبدیل گردید و از آنجایی که پدر و عموی پدرم قرابت و نزدیکی زیادی با حاج حسن داشتند و هر از چند گاهی برای خرید پارچه درب مغازه ایشان می رفتند و ساعتها با ایشان اختلاط می کردند در این سفر که پیش حاجی رفتند حاج حسن ایشان را برای روضه دعوت کرد در همین حال که گرم صحبت با وی بودیم حاج ملا سیدحسین فارغ از راه گذشت و با دیدن ما داخل مغازه بسیار خوشحال شد و پیش ما آمد بعد از مصافحه و احوالپرسی به او گفتم امشب کجا هستید آیا روضه می آیید گفت: کجا ؟ گفتم: منزل آقای اتفاق، ساعت هشت شب به همراه آقای فارغ به روضه رفتیم تازه روضه شروع شده بود و با توجه به اینکه حاج حسن یکی از تجار تهران بود تقریبا مستمعین خاصی داشت همه یا از مسئولین کشوری و یا از تجار بازار بودند بعد از گذشت چند دقیقه یک نفر از خدمه ی حاجی نزد ما آمد و از حاج ملا سیدحسین فارغ خواست تا به منبر برود آقای فارغ از وی پرسید منبری های حاجی چه کسانی هستند. گفت: آقایان محمدتقی فلسفی و حسنعلی راشد سپس از او پرسید من چقدر زمان برای منبر دارم. گفت: حاجی بیست دقیقه برای شما در نظر گرفته شده است. آقای فارغ گفت: من فکر کردم شاید یک ساعت نه، چهل و پنج دقیقه یرای من وقت باشد ولی حالا، نه حرف من و نه حرف حاجی من نیم ساعت منبر می روم سپس به منبر رفت و شروع کرد به سخنرانی در آن روز حاج ملا سیدحسین روضه ای خواند که من تا آن روز این مطالب را از کسی نشنیده بودم در لابلا و اواسط منبر و سخنرانی، آقای فلسفی وارد شد و در بین مردم نشست بعد از گذشت ۱۰ دقیقه آقای راشد هم آمد و ایشان هم نشست هر دو روحانی برجسته تهران پای منبر نشسته و به سخنان آقای فارغ گوش می دادند دیگر زمان وی به پایان رسیده بود شروع کرد مرثیه خوانی به طوری مرثیه و ذکر مصیبت خواند که تعدادی از مردم منقلب و بیهوش شده و از مجلس بیرون برده شدند بعد از مرثیه خوانی هم دستها را بلند کرد و دعا نمود البته ابتدا دولت را بابت وامی که از انگلیس گرفته بود مورد خطاب قرار داد و گفت: جمعیت ما طبق آخرین سرشماری که اخیرا انجام شده بیست میلیون نفر است و طبق حساب من با گرفتن این وام به هر نفر ۹ هزار تومان می رسد خاک بر سر حاکمی که مردمش را با نه هزار تومان بفروشد در این لحظه همه گردنها کشیده شد و با نگاه خاص به آقای فارغ نگاه می کردند ما هم حسابی ترس و واهمه داشتیم که الان بعد از منبر حتما ایشان را دستگیر خواهند کرد حاج ملا سیدحسین فارغ وقتی این نگاه ها را دید سرِ سخن را نرم تر کرد و قضیه را جمع نمود و از منبر پایین آمد و با آقایان فلسفی و راشد مصافحه کرده و آمد و کنار ما نشست خادم از هر دو روحانی خواست که به منبر بروند و ایشان خودداری و اجتناب کردند و چای به مجلس آوردند و روضه تمام شد و ما خواستیم به همراه حاج ملا سیدحسین از منزل حاج حسن خارج شویم که ایشان جلوی آقای فارغ را گرفتند و گفتند ما سه شب دیگر روضه داریم خواهشا تشریف بیاورید که حاج ملا سیدحسین گفتند: نه منزل خار زرد فردا معلوم نیست کجاست. هنوز چند قدمی از منزل دور نشده بودیم که خادم وی دوان دوان به سمت آقای فارغ آمد و پاکتی را به ایشان داد که ۴۰۰ تومان داخل آن بود. من به ایشان گفتم: خدا را شکر نان امروز هم در آمد اگر حاج ملا سیدحسین فارغ همراه ما نبود خبری هم از پول نبود، حالا باید پولها را تقسیم کنی ایشان گفت: تمامش را ببرید مگر من در فکر این پولها هستم.
✳️ آدرس کانال
🔹 (چمدان آبی - دانشنامه دزفول) 🔹
در پیامرسان ایتا ⬇️
@chamadaneabi