eitaa logo
🚩 زیرچتر شهدا 🚩
21.7هزار دنبال‌کننده
636 عکس
319 ویدیو
3 فایل
عضو انجمن رمان آنلاین ایتا🌱 https://eitaa.com/anjoman_romam_eta/7 رمان به قلم‌ زهرا حبیب اله #لواسانی جمعه ها و تعطیلات رسمی پارت نداریم کپی از رمان حرام تبلیغ👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2009202743Ce5b3427056
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده ایران 🇮🇷
- عمو، ازم گل می‌خری؟ حتی نگاهش هم نکردم، دوباره گفت: - بخر دیگه توروخدا، مامانم مریضه، باید پول ببرم براش! برگشتم سمتش که با دیدن چهره‌ه‌ی آشناش قلبم اومد تو دهنم، دخترک باز گفت:- توروخدا عمو، ازم گل بخر! خم شدم سمتش:- اسمت چیه عزیزم؟ آروم گفت:- بابونه! لبخند زدم:- چه اسم قشنگی، چهره‌ی تو خیلی برام آشناست، مامان بابات کجاست؟ لب برچید و گفت:- بابا ندارم که، مامانم میگه بابام مارو نخواسته و رفته، مامان برکه‌م هم اون خیابان داره دستفروشی می‌کنه، مریضه، باید عمل بشه! زیرلب گفتم:برکه! خدای من، نکنه حدسم درسته! - عزیزم من کل دسته گلت رو ازت می‌خرم به شرطی که منو ببری پیش مامانت! خوشحال باشه ای گفت و باهام اومد اون سمت خیابان، نزدیک چهارراه که می‌شدیم با دیدن زنی که با رنگی و رویی پریده کنار بساط نشسته بود پاهام به زمین چسبید، برگشتم سمت دخترکی که شبیه برکه بود و قطعاً دختر خودم! پنج ساله داشتم دنبالشون میگشتم و حالا تو این شرایط پیداشون کرده بودم! https://eitaa.com/joinchat/1558513375C2c5f5521ae IR 15
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهید مظلوم شهید حمید رضا رجب زاده که به دست بی رحم ترین و سفاک ترین وطن فروشان خائن ایرانی به شهادت رسید.😢💔 شهید رجب زاده هم نحوه شهادتش خیلی مظلومانه و جانسوز بود و ازش یاد نشد و براش مراسمی برگزار نشد. ما بنا داریم با کمک شما عزیزان در روز سه شنبه ۶/۱۷ مراسم ختمی برای این شهید مداح سید الشهدا برگزار کنیم.🌷 عزیزان هر کسی هر چقدر که در حد توانش هست کمک کنه تا ختمی برای این شهید عزیز مظلوم برگزار کنیم. باشد که ان‌شاالله قیامت هم این شهید عزیز دست ما را بگیرد🤲🌷💔 👇👇 ۶۲۲۱۰۶۱۲۱۲۲۴۴۵۵۴ لواسانی بانک پارسیان 🌹👇👇 @shahid_abdoli : https://eitaa.com/joinchat/3165061169C62614d580a در ضمن این اجازه رو به گروه جهادی بدید که اگر احیاناً مبلغی اضافه اومد در راه خیر استفاده بشه
هدایت شده از تبلیغات گسترده پرگاس
- عمو، ازم گل می‌خری؟ حتی نگاهش هم نکردم، دوباره گفت: - بخر دیگه توروخدا، مامانم مریضه، باید پول ببرم براش! برگشتم سمتش که با دیدن چهره‌ه‌ی آشناش قلبم اومد تو دهنم، دخترک باز گفت:- توروخدا عمو، ازم گل بخر! خم شدم سمتش:- اسمت چیه عزیزم؟ آروم گفت:- بابونه! لبخند زدم:- چه اسم قشنگی، چهره‌ی تو خیلی برام آشناست، مامان بابات کجاست؟ لب برچید و گفت:- من بابا ندارم که، فقط عکسشو دیدم، شما خیلی شبیه بابای من هستید، مامانم میگه بابام مارو نخواسته و رفته، مامان برکه‌م هم همیشه غصه میخوره میگه بابات نامرده، آخه خیلی مریضه، باید عمل بشه! زیرلب گفتم:برکه! خدای من، نکنه حدسم درسته! - عزیزم من کل دسته گلت رو ازت می‌خرم به شرطی که منو ببری پیش مامانت! خوشحال باشه ای گفت و باهام اومد اون سمت خیابان، نزدیک چهارراه که می‌شدیم با دیدن زنی که با رنگی و رویی پریده کنار بساط نشسته بود پاهام به زمین چسبید، برگشتم سمت دخترکی که شبیه برکه بود و قطعاً دختر خودم!پنج ساله داشتم دنبالشون میگشتم و حالا تو این شرایط پیداشون کرده بودم! https://eitaa.com/joinchat/1558513375C2c5f5521ae
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱🌱 🎥 عادت های ذهنی مخرب شما چه عادتهای مخربی دارین؟
من آرادم ،یکی از معروف ترین جراحان کشور ،تو بیمارستان اولش که اون دختر رو دیدم شک کردم به این که همون زن سابقم باشه، همونی که چون در حد خودم ندیده بودم و با تحقیر طلاقش داده بودم آخه اون دختر دهاتی کجا و این دختر خوشگلی که حسابی به خودش رسیده بود و دلت نمی‌خواست ثانیه های اول چشم ازش برداری کجا؟ بر خلاف من که با نگاهی متعجب خیره اش مونده بودم نگاه اون به من چند ثانیه هم دوام نیاورد ،انگار که بی اهمیت ترین آدم دنیا رو دیده باشه نه مهم ترین جراح فوق تخصص اون بیمارستان ،انگار نه انگار که این دختر به روزی برای این که طلاقش ندم التماسم کرده بود. حالا قرار بود هر روز تو بیمارستانم ببینمش این که نسبت بهم بی تفاوت رفتار میکرد حرصم رو در می آورد یه روز که دیدم با یکی از دکتر های مرد گرم گرفته... اسم رمان سرگذشت گلی برای خوندن این داستان فوق هیجانی این کانال رو فالو کنید 👇🏻 https://eitaa.com/roman_0o