🚩 زیرچتر شهدا 🚩
\╭┓ ╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\ #قسمت_۷۲۴ #رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم) به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی) حالا همه بگید
\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
#قسمت_۷۲۵
#رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم)
به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی)
بعد از خداحافظی تماس رو قطع کردم
زنگ زدم به ناصر و حرفهای نیلوفر رو براش تعریف کردم
ناصر نفس بلندی کشید بعد از چند لحظه سکوت گفت
_ نمیدونم از دست این محمد چیکار کنم... ممنون که گفتی، الان بهش زنگ میزنم باهاش صحبت میکنم
بعد از خدا حافظی تماس رو قطع کردم، گوشی خودم زنگ خورد از روی اپن برش داشتم و دکمه تماس رو زدم
گوشی رو گذاشتم بین سرم و کتفم و رفتم تو آشپزخانه تا هم غذامو درست کنم هم با فریده صحبت کنم
_ سلام فریده جان
_سلام خوبی نرگس
نگذاشت جواب بدم و ادامه داد
_ دیروز رفتید خونه ناهید، چی شد با باباش آشتی کرد؟
_ آقا جون برای ناهید گل و شیرینی خرید یه خورده منتکشی کرد تا دل ناهید رو به دست بیاره
_ ناهید رضایت داد
_ قلباً راضی شده باشه یا نه رو نمیدونم، ولی خب ما رو شام نگه داشت، بگو بخند کرد
_ الان زنگ زدم به نیلوفر، گفت آقا جون اینا دارن میرن خونشون ولی محمد گذاشته رفته
_ آره میدونم
_ منم میخوام به آقا جون بگم شما که داری از همه رضایت میگیری حق منم بده
با تعجب پرسیدم
_ فریده جان چه حقی؟
_ آقا جون ضامن مهریه من شده بود، اونم هزار متر زمین از گاوداری، ولی فقط تو سند ازدواجم نوشته شده
میخوام بگم حدود زمین منم مشخص کنه بزنه به نامم
از شنیدن این حرف یکه خوردم
نمیدونم واقعاً چی بگم؛ هم فریده حق داره، هم چه فشاری داره به پدر شوهرم میاد...صدای فریده اومد
_چیه ساکت شدی، ناراحتی من میخوام حقمو بگیرم
_ ناراحت که نه، حقته ولی…
_ ولی چی نرگس جان، میشه برام توضیح بدی
_ واقعیتش دلم برای آقا جون میسوزه، خیلی فشار روشه
_ نه چرا دلت میسوزه، عملکرد خودشه...جیک جیک مستونش بوده، باید یاد زمستونشم میبوده
_ والا من چی بگم، خودت میدونی
نرگس یه جوری داری با من برخورد میکنی که انگار من میخوام کار بدی بکنم
_ نه فریده جان، کار بدی رو انجام نمیدی ولی بد حرف میزنی
_ متوجه منظورت نمیشم؛ هم داری بهم میگی کارت خوبه هم داری بهم میگی کارم بده
_ ببین فریده جان، کارت خوبه چون حقته، ولی الان که به قول خودت میگی محمد قهر کرده رفته، تو هم همزمان میخوای بگی بیا مهر منو بده، خوب فشار میاد به این مرد پیرمرد...
جمعه ها و روزهای تعطیل پارت نداریم🙏
⛔️کُپی حَرام اَست⛔️ و پیگرد الهی و قانوی دارد❌
پارت اول👇👇
https://eitaa.com/chatreshohada/78183
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
سلام به دوستان دغدغهمند انقلابی✋
کار فرهنگی بدون تبلیغ و جذب که راه نمیافته، ما هم تو #مسجد و #حسینیهمون داریم تلاش میکنیم با برنامههای فرهنگی، مخصوصاً نوجوونها و جوونها رو جذب کنیم. اما راستش با دست خالی که نمیشه، درسته؟ 🤔
الان که تو #هفتهدفاعمقدس هستیم، بچهها زحمت زیادی کشیدن و #دوسرود یکی برای #حجاب و یکی برای #دفاعمقدس آماده کردن. یه هدیه کوچیک، حتی با قیمت پایین، میتونه این عزیزان رو خوشحال کنه و به این فضاهای مذهبی دلبستهتر بشن🎁
یه سری برنامه داریم مثل👇👇
#مسابقهتیراندازیباتفنگساچمهای
#مسابقهدومیدانیدرحیاطمسجد
#یادوارهشهدابایادامامشهیدموم😢
#اجرایسرود
#تجلیلازخانوادههایشهدا🌷
و کلی برنامه دیگه… 🙌✨
از شما خواهش میکنیم با هر مبلغی که توی توانتون هست، ما رو همراهی کنید. #اجرتونباحضرتحجتابنالحسنعجالله 🤲🌹
شماره کارت 👇👇
5892107050025454
گروه جهادی شهدای دانش آموزی
فیش واریزی رو برای این آیدی بفرستید🌹👇👇
@shahid_abdoli
لینکقرارگاه گروه جهادی
https://eitaa.com/joinchat/3165061169C62614d580a
عزیزان این اجازه رو به گروه جهادی مابدید که احیانا اگر مبلغی اضافه اومد صرف کارهای خیر کنه🙏🌹
🚩 زیرچتر شهدا 🚩
اولین روز از هفته دفاع مقدسه و دست ما خالی البته که عزیزان لطف کردن کمک کردن ولی با این اوضاع گرونی جوابگوی مراسمات نیست اجرتون با شهدا و حضرت معصومه سلام الله علیها که امروز وفاتشون هست، دست مارو بگیرید🙏🌷🖤
شماره کارت 👇👇
5892107050025454
گروه جهادی شهدای دانش آموزی
فیش واریزی رو برای این آیدی بفرستید🌹👇👇
@shahid_abdoli
> 🌟 رازهای نهفته در زیباترین کتاب دنیا... 📖
>
> قرآن فقط برای خواندن نیست، برای «زندگی کردن» است! ✨
> من تصمیم گرفتم زیباترین و تاثیرگذارترین آیات رو، کنارِ همون کارهای روزمره و خانهداریمون با شما به اشتراک بذارم. 🎐
>
> بیا تا با هم کشف کنیم که چطور یک آیه میتونه مسیر یک روز ما رو عوض کنه. 🥰
>
> به جمع ما بپیوند و با من (طاهره بانو) سفر کن: 👇👇👇
https://eitaa.com/byQuran
✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
#عکس_نوشته
🔰 قائد شهید امت :ما باید از حضرت معصومه علیهاالسلام بیشتر استفاده کنیم...
🍃🌹🇮🇷 ـــــــــــــــــــــــــ
🚩 زیرچتر شهدا 🚩
\╭┓ ╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃 ┗╯\ #قسمت_۷۲۵ #رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم) به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی) بعد از خداحاف
\╭┓
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
#قسمت_۷۲۶
#رمان_آنلاین_نرگس(فصل دوم)
به قلم #زهرا_حبیباله(لواسانی)
_کار ما شده فقط ملاحضه کاری نمی دونم چرا کسی ملاحضه ما رو نمیکنه
_ چی بگم خودت میدونی
_ ببینمش بهش میگم
_ فریده جان اگر کار دیگه ای نداری من قطع کنم دارم ناهار درست میکنم
_ نه همینو میخواستم بگم
خدا حافظی کردم و دکمه قطع تماس رو زدم... اعصابم بهم ریخت... تو دلم گفتم میشه آدم انقدر وقت نشناس باشه یعنی مال دنیا انقدر ارزش داره والا این چهار تا کلام حرفی که از اون دنیا، ما از پدر شوهرم شنیدیم باید برامون درس عبرت بشه، غذام به جوش افتاد زیرش رو کم کردم اومدم تو هال گوشی رو برداشتم زنگ بزنم به مامانم بگم فرید این حرفا رو زده یه دفعه انگار یکی تو وجودم گفت میخوای غیبت کنی، نفسی کشیدم و گوشی گذاشتم سر جاش. دلم به شور افتاد یعنی ناصر زنگ زد به محمد، نگاهی انداختم به ساعت، ده و نیم یک ساعت و نیم دیگه مونده تا بچهها بیان لباس پوشیدم اومدم خونه نیلوفر زنگ زدم نیلوفر درو باز کرد و اومد تو حیاط تا چشمش افتاد به من، بعد از سلام علیک زیر لب گفت
_ چه خوب شد اومدی آقا جون و عمهت اینجان محمدم نیومده منم نمیدونم باید چیکار کنم
_ یه چیزی بهت میگم تو ادامه نده که غیبت نشه فقط میخوام بهت بگم چقدر اوضاع داره برای آقا جون سخت میشه
کنجکاو سر تکون داد
_ چی شده
_ فریده زنگ زده میگه میخوام به آقا جون بگم زمینی که مهریه من کرده از گاو داری مشخص کنه
نیلوفر سریع به تاسف تکون داد
_ بیچاره این پیرمرد
صدای آقا جون از توی خونه بلند شد
_ چرا دارید تو حیاط صحبت میکنیم خب بیاین اینجا پیش ما
هر دو لبمونو به دندون گرفتیم من گفتم
_ بیا بریم تو خونه
هر دو اومدیم تو بعد از سلام و علیک پدر شوهرم گفت
_ یه ضرب المثلی هست که میگه: چرا عاقل کند کاری که بار آرد پشیمانی روزگار منو میبینی نرگس رضایت گرفتن این دنیا انقدر سخته رضایت گرفتن اون دنیا وا مصیبته... محمد فهمیده من میخوام بیام اینجا گذاشته رفته که با من روبرو نشه
ساکت پدر شوهرمو نگاه کردم چون واقعاً نمیدونم چی بگم
_ دعا کن بابا دعا کن برام، مضطر شدم
چشماش حلقه اشک بست سر گرفت رو به آسمون
_ خدایا نفهمیدم، نادونی کردم، جاهلی کردم، کمکم کن، تو به دادم برس، تو اینا رو راضی کن...
جمعه ها و روزهای تعطیل پارت نداریم🙏
⛔️کُپی حَرام اَست⛔️ و پیگرد الهی و قانوی دارد❌
پارت اول👇👇
https://eitaa.com/chatreshohada/78183
╭🌺🍂🍃🌺🍂🍃
┗╯\
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استاد شجاعی: به محضِ اینکه مردم خیابان ها را خالی کنند ، در این کشور کودتا خواهد شد‼️.
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢جـــــــــــــــــــــــــــــــدیــــــــــــــــــــــد💢
📌نماهنگ_رهبر_من
🎙|حاج صادق آهنگران
🖊|شاعر: علیرضا قزوه
🎧|تنظیم: سیدحسین موسوی
رهبرمن
سیدمن
سرور من
مــــــــــــــجـــــــــــتـــــبــــی
┅═✧☫ یاحسین ☫✧═┅┄