چهارشنبه تون عالی🕊🌸
16 روز تا بهار
امروز برای تک تکتون
از خدا میخوام
به آرزوهاتون برسید🕊🌸
دلتون شاد باشه
لبتون خندون باشه
روزگارتون شیرین و
زندگیتون بدون حسرت🕊🌸
╲\╭┓
╭🌸 🕊 🆑 @childrin1
┗╯\╲
🍏✨ سیب ✨🍏
یک سیب نیمخورده
در پیشدستیام بود
بابا برای من گفت
آن لحظه، قصهای زود
وقتی امام هشتم
در خانه دید یکبار
یک سیب نیمخورده
افتاده پای دیوار
لبخند از لبش رفت
فرمود: «این چهکاری است؟
اسرافکار اصلاً
از دوستان ما نیست»
تصمیم من عوض شد
با داستان بابا
رفتم سراغِ سیبم
خوردم تمام آن را
╲\╭┓
╭✨🍏 🆑 @childrin1
┗╯\╲
#نکته_تربیتی
والدین چطور با حسادت بچهها برخورد کنند؟
🔸این روزا به خاطر تعطیلات کرونایی اعضای خانواده بیشتر کنار هم هستن و ممکنه بچهها رفتارهای خاصی از خودشون نشون بدن، ما چند راهکار برای حسادت بچهها داریم.
🔸به فرزندتون گوش بدین
🔸افکار منفی رو از کودکتون دور کنین
🔸نسبت به فرزندتون دلسوز و مهربون باشین
🔸اهمیت اشتراکگذاری رو برای بچتون توضیح بدین
🔸مقایسه نکنین
🔸کودک رو بیشاز حد ستایش نکنین
╲\╭┓
╭❤️🍃 🆑 @childrin1
┗╯\╲
✨👵 مامانِ مامانبزرگ 👵✨
دیرینگ؛ دیرینگ. صدای زنگ خانه بلند شد. من، آبجیریحانه و مامان با خوشحالی از جا بلند شدیم. مامان خودش را توی آینه نگاه کرد و لبخند زد. هر سه رفتیم جلوی درِ ورودی و منتظر ماندیم تا آسانسور بالا آمد و طبقهی پنجم ایستاد. مامانبزرگم، یعنی همان «مامانجونی» و مامانِ مامانبزرگم که ما «مامان بزرگی» صداش میکنیم، از آسانسور بیرون آمدند. مامانجونی یک ساک توی دستش بود و مامانِ مامانبزرگ هم عینک زده بود و عصا داشت.
مامانِ مامانبزرگ کمرش را کمی راست کرد و به ما نگاه کرد.
- وای شمایید گلهای نازنینم!
بعد همراه مامانجونی داخل خانه آمد. ما را یکی یکی بغل کرد و بوسید. چه بوی خوبی میداد. مامانجونی یک پلاستیک بزرگ از ساکش بیرون آورد و گفت: «اینها را مامانبزرگی از شمال آورده، بادامزمینی، زیتون و کلوچه.» مامان توی سینی برایشان شربت آورد و گفت: «مامانبزرگی چرا زحمت کشیدی، ممنون!»
مامانبزرگی گفت: «قابل شما را ندارد.» بعد زیپ کیفش را باز کرد و دوتا کادوی کوچک بیرون آورد و گفت: «این مال ریحانهی خوشگلم. این هم مال مادرِ ریحانه.»
آبجیریحانه فوری کادوش را باز کرد. یک روسری بود. با شادی گفت: «وای چهقدر خوشگل!»
روسریاش پر بود از کبوترهای آبی. کادوی مامان هم یک روسری گُلگلی بود، زرد و بنفش و نارنجی. مامانبزرگی بعد به من نگاه کرد و گفت: «اما نوهی قند و عسلم محمدمتین. یک هدیهی خوب برایت دارم، یک چیز جادویی.»
رفتم جلوتر. یک گوشماهیِ خیلی بزرگ از توی کیفش بیرون آورد. وای چهقدر بزرگ بود! اصلاً با همهی گوشماهیهای دنیا فرق داشت. بدنش از سفیدی برق میزد. خوب نگاهش کردم. تویش پیچ پیچی بود و آبی کمرنگ.
گفتم: «مامانبزرگی دستت درد نکند! چهقدر بزرگ و قشنگ است.»
مامانبزرگی گفت: «بزرگ، قشنگ و جادویی.» آبجیریحانه پرسید: «جادویی واقعاً، یعنی چهطوری؟»
مامانبزرگی گفت: «نزدیک گوشت بگیر، صدای دریا را میشنوی.» دهان گوشماهی را به گوشم چسباندم. صدای هاها هو خش خش فش فش، میداد. آبجیریحانه فوری از دستم گرفت و روی گوش خودش گذاشت. بعد با تعجب گفت: «واقعاً صدای دریا میدهد، صدای باد، موج دریا! گوش کن مامانجونی.»
گوشماهی را درِ گوش او گرفت. مامانجونی خندید و گفت: «صدای باد و هواست، صدای دور و اطراف ما که توی گوش پیچ پیچی این گوشماهی میپیچد. نمیدانم شاید هم صدای دریا باشد.»
بابا به خانه آمد. میوه و مرغ خریده بود. او خیلی خوشحال بود. سلام کرد و مامانجونی و مامانبزرگی را بوسید.
مامانبزرگی گفت: «آقامحسن دو هفتهای مزاحم شما هستم.»
مامانجونی هم گفت: «دکتر ده جلسه فیزیوتُراپی نوشته؛ چون فیزیوتُراپی نزدیک خانهی شماست، به شما زحمت دادیم.»
بابا گفت: «چه مزاحمتی، از اینکه میتوانم کاری برای مامانبزرگی بکنم خوشحالم، هر روز غروب میبرمش فیزیوتُراپی.»
از آبجیریحانه پرسیدم: «آبجی فیزیوتُراپی یعنی چی؟»
- مامانبزرگی زانوهایش درد میکند. فیزیوتُراپی یک دستگاه برقی است. هر جای بدن بیمار که آسیب دیده و درد میکند را ماساژ میدهد.
بعد از شام، بابا، مامانجونی را با ماشین به خانهاش برد. مامان گفت: «مامانبزرگی توی اتاق محمدمتین میخوابد.»
مامان جایش را کنار تختم پهن کرد. او روی تشک نشست، چراغ گوشیِ موبایلش را روشن کرد، روی صفحهی قرآن گرفت و زیر لب شروع کرد به قرآن خواندن. روی تخت نشستم و گفتم: «مامانبزرگی، شما سواد داری؟»
مامانبزرگی گفت: «سواد که نه، میتوانم اسمم را بنویسم. بعضی کلمههای آسان را بخوانم. من سواد قرآنی دارم.»
- از کجا قرآن یاد گرفتی؟
- آن موقع مکتبخانه بود. یک معلم قرآن داشتیم که به آن میگفتیم «آمیرزا». خیلی سختگیر بود.
- هر شب موقع خواب قرآن میخوانی؟
- آره پسر گلم.
- چرا؟
آخر قرآن حرفهای قشنگ خداست. صدای خداست. خدا در قرآن با ما حرف میزند، ما صدای خدا را انگار میشنویم.
گفتم: «من چند سورهی کوچک قرآن را بلدم. بارها خواندهام؛ اما صدای خدا را نشنیدهام. صدای خدا چه رنگی است؟»
مامانبزرگی کمی به طرفم خم شد، سرم را بوسید و گفت: «محمدمتینجان! اینبار که قرآن خواندی، به حرفهای خدا خوب دقت کن، حتماً صدای خدا را هم میشنوی. صدای خدا را از توی دلت میشنوی.»
آن وقت بسمالله گفت و خوابید.
و من توی فکر رفتم که صدای خدا چه رنگی است.
«قرآن سخن خداست...» امام رضا (ع)
#قصه_متنی
╲\╭┓
╭👵✨ 🆑 @childrin1
┗╯\╲
18.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#آموزشی
🥰 اینم ویدیو آموزشی عموامید😍 شستن دست برای فینگیلی ها
╲\╭┓
╭🌸 🌿 🆑 @childrin1
┗╯\╲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#کاردستی_ساده
#بازیهای_خلاقانه برای #کودکان
طراحی یه #بازی ساده و مفید
✂️ این روزها که زمان بیشتری رو با فرزندان دلبندتون میگذرونید میتونید برای سرگرم کردنشون بازی های ساده و جذابی طراحی کنید.
╲\╭┓
╭🌈⭐️ 🆑 @childrin1
┗╯\╲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#قصه_صوتی
"صدای بهار"
با صدای( پگاه رضوی)
👆👆👆
🌻
💕🌻
🌻💕🌻
💕🌻💕🌻
🌻💕🌻💕🌻
Join🔜 @childrin1
@childrin1کانال دُردونه.mp3
8.95M
#لالایی_صوتی
"محسن قمی"
☝️☝️☝️
🐇
🐞🐇
🐇🐞🐇
Join🔜 @childrin1
🎈🎁امشب میان
باغچۂ سبز فاطمه
بار دگر شکوفۂ
سیبی دمیده است🎁🎈
💕امشب رقیه
مژده به ارباب میدهد
💚بابا بخند
چون علی اصغر رسیده است❤️
ميلاد باب الحوائج
حضرت على اصغر(علیه السلام) مبارک باد 💐
╲\╭┓
╭ 🎉🎈 🆑 @childrin1
┗╯\╲
🌸الهی بهترین صبح
🍎بهترین سرنوشت
🌸بهترین دنیـا
🍎بهترین آخرت
🌸بهترین دوست
🍎بهترین زندگی
🌸از هرچیزی امروز بهترینش را
🍎براتون از درگاه پروردگار آرزومندم
🌸صبح سه شنبه تون قشنگــــ🌸
╲\╭┓
╭🌸 🍎 🆑 @childrin1
┗╯\╲
🌸بوی گل بوی گلاب
🌺روی زمین و آسمون
🌼پیچیده، چون که شده
🌸روز شادی امام هامون😍
🎊بچه های نازنین دو تا تولد داریم🎊
تولد امام جواد(علیه السلام)☀️
تولد شش ماهه کربلا یعنی حضرت علی اصغر(علیه السلام)☀️
❣پس برای سه تا سلام دلنشین خودتون رو آماده کنید:
همگی دست ها روی قلب ها❤️💚
با احترام و ادب:✋
بچرخیم و بچرخیم به سمت کاظمين🕌 حرم مطهر امام نهم عزيزمون و بگیم:✋
✨🌸السلام علیک یا جوادالائمه(علیه السلام)🌸✨
به این دلیل به امام نهم ❣جواد❣ می گوییم که در بخشندگی بی همتا هستن.
سلام دوم:✋
✨السلام علیک یا علی اصغر(علیه السلام)✨
امام حسین مهربان، اونقدر پدرشون، مولا علی☀️ رو دوست داشتند که اسم همه پسراشون رو 💖علی💖 گذاشتن.
سلام سوم:✋
السلام علیک یا امام زمان مهربان
🌺🍃 دُردونه ها، بیایید امروز هر کجا رفتیم و هر کسی رو دیدیم، با خوشحالی و پر انرژی، این روز قشنگ رو بهش تبریک بگيم.
╲\╭┓
╭ 🎊🎁 🆑 @childrin1
┗╯\╲
38.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_کودکانه_ریرا
این قسمت (خرید عید)
👆👆👆
🔮
💈🔮
🔮💈🔮
Join🔜 @childrin1
هر درختی که به دست خاک می سپاری ، لبخند عمیقِ آسمان و حال خوب زمین را در پی دارد.
۱۵ اسفند روز درختکاری گرامی باد.
╲\╭┓
╭🌳🌿 🆑 @childrin1
┗╯\╲