دوستانهها💞
🍃🍃🍃🌸🍃 #ثریا اول از همه باید شوهرتو از خودت راضی نگه داری وگرنه هیچ کارت تو درگاه خدا پذیرفته نیس
🍃🍃🍃🌸🍃
#ثریا
آسیه دو سال از من کوچیک تر بود یعنی حدود هفده سالش بود توی نه سالگی ازدواج کرده بود و قبل این که به بلوغ برسه خونه شوهر رفته بود سه تا بچه هفت ماهه سق..ط کرده بود و آخرین بچش که سالم به دنیا بوده بود توی ده روزگی میمیره ،دختر ریزه میزه ارومی که به محض اومدن خونه با لبخند و حسرت به سهراب و حسین که باهم بازی میکردن نگاه کرد
مامان بهش گفت با بزرگ کردن بچه که مشکلی نداری ؟ زل زده بود به مهزاده که انگشت پاشو تو دهنش کرده بود مامان دوباره صداش کرد و گفت آسیه خانم با شما ام با نگهداری بچه مشکلی نداری؟
اسیه گفت نه اصلا هر سه تاشونو من باید مراقبت کنم؟ مامان خندید و گفت یکی رو مراقبت کن سه تا پیشکش ،باید بری خونه دخترم ثریا و مراقب پسرش شهاب باشی راضیه رو صدا کرد که رفته بود شهاب عوض کنه و پسرمو آورد و گذاشت توی بغلم رفتار راضیه خیلی بد شده بود حس میکردم طوری باهام رفتار میکنه انگار ازم متنفره ولی من بازم برام مهم نبود چون خواب و خوراکم شده بود شهاب
آسیه وسیلهی زیادی با خودش نیاورده بود گفتم لازم نیست برگردی از لباسای خودم بهت میدم وسیله ها رو جمع کردیم و بالاخره رفتم خونهی خودم
محمدرضا چند شب اول زود تر میومد خونه ولی بعد اون هرشب به یک بهونه ای دیرتر میومد ،یک هفته ای از اومدن آسیه گذشته بود اوایل زیادی خجالت میکشید ولی بعد اون باهام صمیمی شد و از ته قبلش از شهاب مراقبت میکرد یه روز دیدم شهاب گذاشته رو زمین و داره دورش میچرخه و دست میزنه ترسیده بودم گفتم نکنه این دختره به سرش زده گفتم اسیه این کارا چیه؟ یکم تعلل کرد و گفت راستش خانم جان شهاب نه به چرخیدن من نه به دست زدنم حتی سرشو تکونم نمیده ،گفتم منم به خانم جان گفتم میگه بچت تنبله ،اسیه گفت خانم جان بچه یک ماه و نیمه شده تنبلی چه معنا میده من که میگم بفرستین پی یه طبیبی تا بفهمه این بچه چشه.کنار دیوار نشسته بودم و شهاب گذاشته بودم رو پام و مدام تکونش میدادم هی داد میزدم تا بلکه بهم نگاه کنه دستم گرفته بودم و هی اینور اونورش میکردم که آسیه اومد و بچه رو از دستم گرفت گفت خانم جان چیکار میکنی اینجوری که بچه مخش تکون میخوره آدرس خونه طبیب بهش دادم و گفتم برو دنبالش اگر گفت من کسی رو دیگه نمیبینم بگو ثریا خانم دختر محمدآقا حجره دار باز فرستاده پی شما و کار واجبی باهلتون داره
تو خونه نشسته بودم و نفهمیدم چقدر رد شده و چقدر برای پسرم گریه کردم که در خونه رو زدن طبیب عینکشو رو پیشونیش زده بود و گفت شاه منو نمیتونست تو این سوز زمستون از خونه بیرون بکشه که شما ثریا بانو منو به اینجا کشوندی
🌼🌼🌼🌼🌼🌼
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍁 ترجمه دلنشین آیات ۶١ تا ۶۶ سوره مبارکه اسراء.
🔎 جستجوی سوره: #اسراء
#مصحففارسی
🕊🕊🕊🕊🕊🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
💐سـ❤️ ـلام 😍 ✋
❄️ روزتون پراز خیروبرکت ❄️
☔️ امروز شنبه
☀️ ۷۸ دی ۱۴۰۳خورشیدی
🌙 ۲۶ جمادی الثانی ۱۴۴۶ قمر
🎄 ۲۸ دسامبر ۲۰۲۴ میلادی
💯ذکر_روز
⛄️❄️یا رب العالمین ❄️☃️
🍃🍃🍃🌼🍃
*
یاس هستم حرفاتو بهم بگو🥰
@Yass_malake
لینک کانالمون جهت دعوت دوستات👇
https://eitaa.com/joinchat/2415788177C265e771d88
5.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
❌️❌️سیو کن ❌️❌️
هر جمعه انجام بده دو بار در روز
برای افراد بالای ۳۰ سال بفرست
🍃🍃🍃🌼🍃
*
یاس هستم حرفاتو بهم بگو🥰
@Yass_malake
لینک کانالمون جهت دعوت دوستات👇
https://eitaa.com/joinchat/2415788177C265e771d88
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃
ای خداا🥺😍فقط آخرش😂❤️
🍃🍃🍃🌼🍃
*
یاس هستم حرفاتو بهم بگو🥰
@Yass_malake
لینک کانالمون جهت دعوت دوستات👇
https://eitaa.com/joinchat/2415788177C265e771d88
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#ازدواج
وابستگی بیش از حد به نظر والدین، میتواند به تصمیمگیریهای ناپخته و روابط ناپایدار منجر شود. استقلال در تصمیمگیری نه تنها به معنای احترام به نظرات دیگران است، بلکه نشاندهنده آمادگی فرد برای پذیرش مسئولیتهای زندگی مشترک است.✔️
از دیدگاه روانشناسی، تصمیمگیری برای ازدواج یکی از مهمترین گامهای زندگی هر فرد است که نیازمند استقلال فکری و هیجانی است.
❌مردی که برای انتخاب همسر همچنان منتظر نظر والدین است، ممکن است به بلوغ روانی لازم برای مدیریت چالشهای زندگی مشترک نرسیده باشد❌
یـاد بـگـیـریــم شـاد زنـدگــے کـنـیـم♡ـ٨ـﮩـ۸ـﮩ♡
@vlog_ir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#خانوم_خونه
اگر زن خوب توزندگیت داری باید خدارو شکرکنی🌿
یـاد بـگـیـریــم شـاد زنـدگــے کـنـیـم♡ـ٨ـﮩـ۸ـﮩ♡
@vlog_ir