کدگشا
کتاب صوتی تاریخ فلسفه اسلامی | بازخوانیِ ۱۲۰۰ سال نبردِ «عقل» و «وحی» 👇 ما در مجموعه پادکستهای اخی
13_ابن_باجه_تا_ابن_رشد_سه_فیلسوف_اندلس.mp3
زمان:
حجم:
17.9M
قسمت سیزدهم: جنگِ داخلیِ ایدئولوژیها | از «مارکس» تا «سید قطب» 🚩⚖️
#تاریخ_فلسفه #قسمت_۱۳
👆 در فایل صوتی بالا بشنوید:
چرا جهان عرب در قرن اخیر روی آرامش ندید؟ چون ذهنِ انسانِ معاصر، صحنهی درگیری دو نیروی ویرانگر شد:
۱. سکولاریسم و گسست: جریانی (مثل پوزیتیویسم) که راه نجات را در «قطع رابطه با سنت» و تقلیدِ کامل از علم و صنعتِ غرب میدید. آنها میخواستند دین را به پستوی خانه بفرستند.
۲. رادیکالیسم (سید قطب): در واکنش به سکولارها، جریانی ظهور کرد که بر «حاکمیت انحصاری خدا» (حاکمیه) اصرار داشت و هرگونه قانون بشری را کفر میدانست. این تفکر، زیربنای گروههای جهادی و تکفیری شد.
۳. بازارِ مکارهی ایسمها: از اگزیستانسیالیسم تا مارکسیسم؛ روشنفکران عرب سعی کردند تاریخ خود را با عینکِ غربی تفسیر کنند، که نتیجهاش بحرانِ هویت بود.
💡 درسِ کُدگشا:
این فصل به ما نشان میدهد که «افراط و تفریط» دو لبهی یک قیچی هستند که ریشهی یک تمدن را قطع میکنند.
امنیت اعتقادی یعنی نغلتیدن به دامِ «غربزدگیِ سکولار» و «تحجرِ تکفیری». راه نجات، بازتعریفِ هوشمندانه میراث (تُراث) در دنیای مدرن است، نه حذفِ صورت مسئله.
🤖 نکته: تولید شده با هوش مصنوعی
🆔 @code_gosha
کدگشا
کتاب صوتی تفکر سریع و آهسته | افشای «باگهای امنیتی» مغز 🧠 #تفکر_سریع_و_کند #پادکست_ویژه چرا باهوش
📚 چرا مغز ما فریب میخورد؟ نگاهی به مکانیسمهای پنهان تصمیمگیری
کدگشا
📚 چرا مغز ما فریب میخورد؟ نگاهی به مکانیسمهای پنهان تصمیمگیری
📚 چرا مغز ما فریب میخورد؟ نگاهی به مکانیسمهای پنهان تصمیمگیری
آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا با وجود منطق، باز هم تصمیمات اشتباه میگیریم؟ این پست خلاصهای از یک اثر برجسته روانشناسی است که معماری ذهن ما را در قالب سه دوگانگی مهم تحلیل میکند:
۱. جنگ بین دو سیستم فکری 🧠 ذهن ما میدان نبرد دو سیستم است:
سیستم ۱ (شهودی): سریع، غریزی و احساسی.
سیستم ۲ (تعمقگر): کُند، منطقی و محاسبهگر. بسیاری از خطاهای ما زمانی رخ میدهد که سیستم ۱ سکان را در دست میگیرد و سیستم ۲ خواب میماند!
۲. انسان خیالی در برابر انسان واقعی ⚖️ اقتصاددانان اغلب انسان را موجودی کاملاً منطقی (Econs) فرض میکنند، اما در دنیای واقعی، ما «انسانهایی مستعد خطا» هستیم که تحت تأثیر احساسات و محیط قرار داریم، نه صرفاً سود و زیان ریاضی.
۳. خودِ تجربهگر در برابر خودِ به یاد آورنده 📸 این شاید عجیبترین بخش ماجرا باشد! ما تصمیماتمان را بر اساس «تجربه واقعی» نمیگیریم، بلکه بر اساس «داستانی» که از آن تجربه در حافظه ساختهایم عمل میکنیم.
قانون اوج و پایان: ما فقط لحظات اوج (خوب یا بد) و لحظات پایانی یک تجربه را به یاد میسپاریم و «مدت زمان» آن را نادیده میگیریم.
💡 راهکار چیست؟ تلنگر (Nudge) با پذیرش اینکه ما دچار «سوگیریهای شناختی» هستیم، نیاز به کمک داریم. رویکرد «پدرگرایی آزادیخواهانه» پیشنهاد میکند که بدون سلب آزادی انتخاب، با طراحیهای هوشمندانه (Nudge) افراد را به سمت تصمیمات بهتر (مثل سلامت و پسانداز) هدایت کنیم.
🏢 نتیجهگیری برای سازمانها اصلاح خطاهای ذهنی در سطح فردی بسیار دشوار است (چون سیستم ۱ همیشه فعال است)، اما سازمانها میتوانند با ایجاد فرآیندهای ساختارمند و استفاده از زبان دقیق، قضاوتهای جمعی را بهبود بخشند و از دام خطاها بگریزند.
#روانشناسی #تصمیم_گیری #دانیل_کانمن #Nudge #سیستم_فکری #اقتصاد_رفتاری
@code_gosha
مثلث آگاهی: وقتی سختافزار و نرمافزار به «شبکه» وصل میشوند
تا امروز در کدگشا، ما انسان را از دو زاویه کاویدیم:
۱. سختافزار (Hardware): با ساپولسکی و کانمن به اعماق مغز، هورمونها و خطاهای سیستم ۱ و ۲ رفتیم تا بفهمیم «ماشینِ بدن» چطور کار میکند.
۲. نرمافزار (Software): با تاریخ فلسفه و مجید فخری، کدهایی را خواندیم که هزاران سال اندیشه بشری بر روی این سختافزار نصب کرده است.
ااما یک جای کار میلنگد!
⚠️ امروز، نه مغز ما همان مغز غارنشین است و نه ورودیهایمان محدود به کتابهای خطی. ما در عصر «انفجار اطلاعات» زندگی میکنیم. اگر مغز سختافزار است و فلسفه نرمافزار، «رسانه» آن رابط (Interface) و شبکهای است که ما را احاطه کرده و دائم در حال بازنویسی کدهای ذهنی ماست.
فصل سوم کدگشا:
نظریه رسانه 🌐 از این پس، ضلع سوم مثلث را تکمیل میکنیم. میخواهیم بدانیم:
چگونه «ابزار» (از اینستاگرام تا هوش مصنوعی) نحوه تفکر ما را تغییر میدهد؟
آیا آنطور که مارشال مکلوهان میگفت، «رسانه همان پیام است»؟
چگونه اینترنت در حال تغییر فیزیکیِ ساختار مغز ماست؟
ما دیگر فقط به «درون» نگاه نمیکنیم؛ به «بیرون» و اتمسفری که در آن نفس میکشیم خیره خواهیم شد. به فصل جدید خوش آمدید.
#کدگشا #نظریه_رسانه #سختافزار_ذهن #فلسفه #مکلوهان #عصر_دیجیتال
@Code_gosha
پادکست کتاب «برای درک رسانهها»
🟢 رسانه پیام است: پیشگویی که ۵۰ سال زودتر اینترنت را دید
🔸 مارشال مکلوهان در این اثر کلاسیک و انقلابی، جملهای گفت که تاریخ ارتباطات را لرزاند: «رسانه، پیام است». او استدلال میکند که محتوایی که مصرف میکنیم (اخبار، فیلم، متن) اهمیت کمتری نسبت به «ابزاری» دارد که از طریق آن محتوا را دریافت میکنیم. ابزارها (مثل تلویزیون یا گوشی هوشمند) ساختار ذهنی و عصبی ما را تغییر میدهند.
🔸 در فصل جدیدِ کانال کدگشا، پس از بررسی سختافزار مغز و نرمافزار فلسفه، به سراغ «رابطها» رفتهایم.
مکلوهان معتقد بود رسانهها «امتداد حواس انسان» هستند؛ چرخ امتداد پا، و اینترنت امتداد سیستم عصبی مرکزی ماست. درک این کتاب برای هر کسی که میخواهد بداند چرا در عصر دیجیتال اینگونه فکر و رفتار میکند، حیاتی است.
🔸 این مجموعه پادکست که با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده، تحلیل و مروری بر مفاهیم پیچیده و عمیق این کتاب است. ما میخواهیم بدانیم چگونه تکنولوژی، بیسروصدا در حال بازنویسیِ کدهای رفتاری ماست و چرا ما معمولاً متوجه این تغییرات نمیشویم، درست مثل ماهی که متوجه آب نیست.
🔸 قسمتهای مختلف این کتاب صوتی را میتوانید به ترتیب در ادامه این پست بشنوید و دانلود کنید.
#مک_لوهان #سواد_رسانه #علوم_شناختی #پادکست #تکنولوژی
🆔 @code_gosha
کدگشا
پادکست کتاب «برای درک رسانهها» 🟢 رسانه پیام است: پیشگویی که ۵۰ سال زودتر اینترنت را دید 🔸 مارشال
01__پیام_خود_رسانه_است_مارشال_مک_لوهان_چه_می_گوید.mp3
زمان:
حجم:
17M
قسمت اول: رسانه پیام است | خوابِ مصنوعی با تکنولوژی
#درک_رسانه_ها #قسمت_۱
👆 در فایل صوتی بالا بشنوید:
آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا «لامپ» هیچ محتوایی ندارد (نه فیلم پخش میکند، نه خبر میگوید)، اما زندگی بشر را بیشتر از هر روزنامهای تغییر داده است؟
مارشال مکلوهان در فصل اول، نگاه ما به تکنولوژی را زیر و رو میکند:
۱. محتوا؛ طعمهای برای ذهن: مکلوهان معتقد است «محتوا» (مثلاً فیلمی که میبینید) مثل تکه گوشتی است که دزد برای پرت کردن حواس سگ نگهبان (ذهن) میاندازد. اثر اصلی، خودِ آن رسانه است که سرعت و الگوی زندگی ما را تغییر میدهد.
۲. سندروم نارسیس: هر تکنولوژی، امتداد بدن ماست (لباس امتداد پوست، چرخ امتداد پا). اما ما مثل نارسیس که عاشق تصویرش در آب شد، مسحورِ گجتهایمان میشویم و دچار نوعی «کرختی» (Narcosis) یا بیحسی میشویم. ما نمیفهمیم که این ابزار در حالِ جراحیِ سیستم عصبی ماست.
۳. انفجار به درون: در عصر الکتریک، دیوارها فرو ریختهاند. دنیا دیگر بزرگ نشده، بلکه به سمت درون منفجر شده (Implosion). ما ناخواسته درگیرِ زندگیِ همه شدهایم و این ریشهی «عصر اضطراب» است.
💡 درسِ کُدگشا:
در امنیت شناختی، ما اغلب نگرانیم که «دشمن چه دروغی میگوید؟» (جنگ محتوا). اما مکلوهان هشدار میدهد: خطرناکتر از پیام، «خودِ ابزار» است. اینترنت، فارغ از اینکه در آن قرآن بخوانید یا خبر فیک، ساختار مغز شما را از «خطی و متمرکز» به «موزاییکی و بیقرار» تغییر میدهد. ابزارها بیطرف نیستند؛ آنها ویرایشگرِ مغز ما هستند.
🤖 نکته: تولید شده با هوش مصنوعی
🆔 @code_gosha
کدگشا
پادکست کتاب «برای درک رسانهها» 🟢 رسانه پیام است: پیشگویی که ۵۰ سال زودتر اینترنت را دید 🔸 مارشال
02_رسانه_چگونه_حواس_ما_را_تغییر_داد.mp3
زمان:
حجم:
17.4M
قسمت دوم: چشم در برابر گوش | استبدادِ الفبا
#درک_رسانه_ها #قسمت_۲
👆در فایل صوتی بالا بشنوید:
آیا میدانستید که «اختراع خط»، انسان را از قبیله جدا کرد و او را «فردگرا» و تنها ساخت؟
مارشال مکلوهان در این بخش، جنگ میان «شنیدن» و «دیدن» را روایت میکند:
۱. دیکتاتوریِ چشم: اختراع الفبا، انسان را وادار کرد که به جای «گوش دادن» (که فرآیندی همهجانبه و احساسی است)، به «دیدنِ خطی» عادت کند. این کار باعث شد ذهن ما «منطقی، پشتسرهم و فردگرا» شود و تمدن مدرن شکل بگیرد.
۲. بازگشت به غار: کلامِ گفتاری، همه حواس را درگیر میکند و مشارکتطلب است. مکلوهان میگوید در «عصر الکتریک»، ما دوباره داریم از فرهنگِ خشکِ نوشتاری فاصله میگیریم و به «فرهنگِ شفاهی و قبیلهای» برمیگردیم؛ جایی که همه دوباره به هم وصل شدهاند.
۳. پول و جاده به مثابه رسانه: رسانه فقط تلویزیون نیست! جادهها (سرعت جابجایی)، ساعتها (زمان) و پول (مبادله)، همگی امتداد بدن ما هستند که ساختار قدرت را تغییر میدهند. هرچه سرعت انتقال بالاتر میرود، قدرت مرکزی ضعیفتر و ساختارها یکنواختتر میشوند.
💡 درسِ کُدگشا:
در تحلیلهای امنیتی، تفاوتِ «متن» با «صوت و تصویر» حیاتی است.
متن (نوشتار)، به مخاطب فرصتِ «مکث، عقبگرد و تفکر انتقادی» (سیستم ۲) میدهد.
اما رسانههای جدید (صوتی/تصویری)، مخاطب را «غرق» میکنند و احساساتِ قبیلهای (سیستم ۱) را بیدار میکنند.
اگر میخواهید جامعه تفکر کند، باید «بخواند»؛ اما اگر دشمن بخواهد جامعه هیجانزده شود، آنها را وادار به «دیدن و شنیدن» میکند.
🤖 نکته: تولید شده با هوش مصنوعی
🆔 @code_gosha
کدگشا
پادکست کتاب «برای درک رسانهها» 🟢 رسانه پیام است: پیشگویی که ۵۰ سال زودتر اینترنت را دید 🔸 مارشال
03_مک_لوهان__کمیک،_چاپ_و_معماری_ملت_ها.mp3
زمان:
حجم:
20M
قسمت سوم: کمیک و تلویزیون | چرا با تلویزیون هیپنوتیزم میشویم؟
#درک_رسانه_ها #قسمت_۳
👆 در فایل صوتی بالا بشنوید:
چرا تماشای تلویزیون (یا خواندن کمیک) ما را بیشتر از خواندن یک روزنامه درگیر میکند؟
مارشال مکلوهان در این قسمت، رازِ «وضوح تصویر» را فاش میکند:
۱. رسانههای سرد و پازلی: برخلاف چاپ که همه چیز شفاف و کامل است، تلویزیون و کمیک «وضوح پایین» دارند. مغز ما مجبور است مثل یک پازل، نقاط خالی تصویر را خودش پر کند. این تلاشِ ناخودآگاهِ مغز، باعث «درگیری عمیق» و نوعی هیپنوتیزم میشود.
۲. پایان عصرِ فردگرایی: صنعت چاپ، انسان را «فردگرا، منظم و ملیگرا» بار آورد. اما رسانههای الکتریکی (مثل تلویزیون)، منطق ماشین را دور ریختند و دوباره ما را «قبیلهای» کردند؛ جایی که «شور و احساساتِ جمعی» جایگزینِ «استدلالِ فردی» میشود.
💡 درسِ کُدگشا:
در امنیت شناختی، یک قانون عجیب وجود دارد:
«پیامهای مبهم، گیراترند.»
وقتی محتوا «وضوح پایین» دارد (مثل میمها، ویدیوهای تار موبایلی، یا کمیک)، مغز شما برای درک آن باید «مشارکت» کند.
وقتی مغز مشغولِ «کامل کردن تصویر» است، گارد دفاعیاش (سیستم ۲ یا تفکر انتقادی) پایین میآید.
به همین دلیل، شایعات در قالبهای غیررسمی و مبهم، راحتتر از بیانیههای رسمی و اتوکشیده باور میشوند.
🤖 نکته: تولید شده با هوش مصنوعی
🆔 @code_gosha
کدگشا
پادکست کتاب «برای درک رسانهها» 🟢 رسانه پیام است: پیشگویی که ۵۰ سال زودتر اینترنت را دید 🔸 مارشال
04_مک_لوهان__تلگراف،_تلفن،_سینما_و_قبیله_الکتریکی.mp3
زمان:
حجم:
16.6M
قسمت چهارم: طبلِ قبیلهای | رادیو چطور هیتلر را ساخت؟
#درک_رسانه_ها #قسمت_۴
👆 در فایل صوتی بالا بشنوید:
چرا هیتلر توانست با رادیو، یک ملت را جادو کند، اما چارلی چاپلین (که مردِ سینمای صامت بود) نتوانست؟
مارشال مکلوهان در این بخش، قدرتِ ترسناکِ «صدا» را تحلیل میکند:
۱. بازگشت به قبیله: رادیو یک «طبل قبیلهای» است. برخلاف کتاب و روزنامه که انسانها را «فردگرا» و جدا از هم میکند، رادیو همه را دوباره به یک توده واحد تبدیل میکند. رادیو با ایجاد یک «اتاق پژواکِ ناخودآگاه»، منطق را دور میزند و مستقیماً احساساتِ جمعی را بیدار میکند.
۲. رادیو و فاشیسم: مکلوهان معتقد است رادیو رسانهای «داغ و انفجاری» است که برای جوامعِ احساسی خطرناک است. او استدلال میکند که اگر در زمان هیتلر تلویزیون (که رسانهای سرد است) وجود داشت، او هرگز نمیتوانست آنگونه مردم را هیپنوتیزم کند. رادیو عمقِ درگیری را بالا میبرد و تودهها را ذوب میکند.
💡 درسِ کُدگشا:
در مهندسی پیام، «صدا» (Audio) ویژگی منحصربهفردی دارد:
گوش، پلک ندارد!
ما میتوانیم چشممان را ببندیم (نادیده گرفتن متن/تصویر)،
اما نمیتوانیم گوشمان را ببندیم. پیامهای صوتی (ویسها و پادکستها) نوعی «صمیمیتِ ساختگی» ایجاد میکنند (انگار گوینده کنار گوش شماست).
این صمیمیت، فیلترهای منطقی مغز (سیستم ۲) را خاموش میکند و نفوذ به لایه «انگیزه» را آسانتر میسازد.
🤖 نکته: تولید شده با هوش مصنوعی
🆔 @code_gosha
کدگشا
پادکست کتاب «برای درک رسانهها» 🟢 رسانه پیام است: پیشگویی که ۵۰ سال زودتر اینترنت را دید 🔸 مارشال
05_مک_لوهان__تلویزیون،_جنگ_شمایل_ها_و_اتوماسیون.mp3
زمان:
حجم:
13.7M
قسمت پنجم: تلویزیون؛ غولِ خونسرد | چرا دیکتاتورها در تلویزیون شکست میخورند؟
#درک_رسانه_ها #قسمت_۵
👆فایل صوتی بالا بشنوید:
چرا بعضی سیاستمداران در رادیو عالی بودند اما در مناظرههای تلویزیونی شکست خوردند؟
مارشال مکلوهان در این بخش، تلویزیون را به عنوان یک «رسانه سرد» (Cool Medium) کالبدشکافی میکند:
۱. معمایِ تصویرِ موزاییکی: تلویزیون (برخلاف سینما یا عکس) وضوح پایینی دارد. تصویر آن مجموعهای از نقاط ریز است. مغز مخاطب مجبور است دائماً تلاش کند تا این نقاط را به هم وصل کند. این «تلاشِ ناخودآگاه»، باعث میشود تماشاگر به شدت درگیر و «شریکِ ساختنِ تصویر» شود.
۲. مرگِ شخصیتهای داغ: تلویزیون از شخصیتهای تند، صریح و داد و بیدادکن (مثل هیتلر) بیزار است و آنها را مسخره جلوه میدهد. این رسانه عاشقِ شخصیتهای «مبهم و خونسرد» است.
۳. پایانِ تخصص: تلویزیون دیوارهای تخصص را شکست و همه چیز را همزمان به همه نشان داد. ما از عصرِ «شغل ثابت» وارد عصرِ «یادگیری مداوم» شدیم؛ جایی که باید در لحظه با کلِ جامعه هماهنگ شویم.
💡 درسِ کُدگشا:
در مهندسی افکار عمومی، گاهی «ابهام» (Ambiguity) معجزه میکند.
طبق نظریه مکلوهان، اگر پیام یا چهرهای بیش از حد شفاف و «داغ» باشد، مخاطب فقط تماشاچی است (و قضاوت میکند). اما اگر پیام را «سرد» (کمی مبهم و چندپهلو) طراحی کنید، مخاطب مجبور میشود جاهای خالی را با ذهنیت خودش پر کند.
در این حالت، او دیگر پیام را نقد نمیکند، بلکه آن را «زندگی» میکند.
🤖 نکته: تولید شده با هوش مصنوعی
🆔 @code_gosha
پادکست تحلیلی کتاب «زندگی در عیش، مردن در خوشی»
🟢 اورول یا هاکسلی؟ کدامیک آینده ما را پیشبینی کردند؟
🔸 همه ما از پیشگویی جورج اورول در رمان معروف «۱۹۸۴» میترسیدیم؛ دنیایی که در آن کتابها را میسوزانند، اطلاعات را سانسور میکنند و حقیقت را پنهان میسازند.
اما نیل پستمن در این شاهکار جامعهشناسی، شوک بزرگی به ما میدهد:
«اشتباه کردید! خطر اصلی آن چیزی نیست که از آن متنفریم؛ خطر واقعی چیزی است که عاشقش هستیم.»
🔸 پستمن با الهام از «دنیای قشنگ نو» اثر آلدوس هاکسلی، استدلال میکند که در عصر رسانههای تصویری، دیگر نیازی به زندانبان نیست.
وقتی سیاست، مذهب، اخبار و آموزش تبدیل به «سرگرمی» (Show Business) شوند، مردم چنان سرگرمِ لذتهای پوچ میشوند که آزادی و تفکر خود را فراموش میکنند. ما در حال غرق شدن در اقیانوسی از اطلاعاتِ بیاهمیت هستیم، نه قحطیِ اطلاعات.
🔸 اگر مکلوهان گفت «رسانه پیام است»، پستمن هشدار میدهد که این رسانه (تصویر)، ذاتاً دشمنِ تفکر عمیق است. خواندن این کتاب برای هر کسی که میخواهد بداند چرا امروزه حوصلهی خواندنِ متنهای طولانی را نداریم و معتادِ اسکرول کردن شدهایم، حیاتی است.
⚠️ سلب مسئولیت: انتشار این پادکستها به معنای تایید تمام محتوای کتاب یا نظرات نویسنده نیست. هدف ما در «کدگشا» صرفاً مطالعه مکانیسمهای اثرگذاری رسانه بر ذهن از دیدگاه متفکران مختلف است تا پازل «امنیت شناختی» کامل شود.
🔸 قسمتهای مختلف این تحلیل صوتی را میتوانید به ترتیب در ادامه همین پست بشنوید.
#نیل_پستمن #عصر_سرگرمی #تفکر_انتقادی #سواد_رسانه #پادکست
🆔 @code_gosha
کدگشا
پادکست تحلیلی کتاب «زندگی در عیش، مردن در خوشی» 🟢 اورول یا هاکسلی؟ کدامیک آینده ما را پیشبینی کرد
01_زندگی_در_عیش_مردن_در_خوشی.mp3
زمان:
حجم:
16.8M
قسمت اول: عصرِ شو بیزنس | وقتی حقیقت، سرگرمی میشود
#زندگی_در_عیش #قسمت_۱
👆 در فایل صوتی بالا بشنوید:
آیا تا به حال حس کردهاید که اخبار گو، حتی وقتی خبر جنگ یا زلزله را میدهد، بیشتر شبیه به یک بازیگر است تا یک خبرنگار؟
نیل پستمن در فصل اول، تغییری ترسناک در «تعریف حقیقت» را شرح میدهد:
۱. مرگِ استدلال: ما از «عصر صنعت چاپ» (که بر پایه منطق، نظم و جدیت بود) به «عصر تلویزیون» کوچ کردهایم. در عصر چاپ، حقیقت یعنی «آیا این حرف منطقی است؟». اما در عصر تلویزیون، حقیقت یعنی «آیا این حرف جذاب و سرگرمکننده است؟».
۲. استعاره رسانه: رسانه فقط یک لوله برای انتقال پیام نیست؛ بلکه عینکی است که با آن دنیا را میبینیم. تلویزیون به ما یاد داده که دنیا تکه تکه، سریع و بیربط است.
۳. سیاست به مثابه نمایش: خطر اصلی اینجاست که حوزههای جدی مثل «سیاست، دین و آموزش» هم مجبور شدهاند خودشان را با قواعدِ سرگرمی تطبیق دهند. سیاستمدار خوب دیگر کسی نیست که برنامه دارد، بلکه کسی است که «شوخیهای بهتری میکند» و گریم بهتری دارد.
💡 درسِ کُدگشا:
در امنیت شناختی، یکی از تکنیکهای نرمِ دشمن، «تزریق سرگرمی به مسائل حیاتی» است.
وقتی یک بحران امنیتی یا اقتصادی تبدیل به «جوک» و «میم» میشود، زهرِ آن گرفته نمیشود، بلکه «جدیتِ» آن کشته میشود.
جامعهای که به همه چیز (حتی مرگ و جنگ) به چشم «محتوای سرگرمکننده» نگاه میکند، قدرتِ «حل مسئله» را از دست میدهد و فقط «تماشاچی» میشود.
🤖 نکته: تولید شده با هوش مصنوعی
🆔 @code_gosha