با توام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر ، جز درد خوشبختیم نیست
ای دل تنگ من و این بار نور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشتم
هرکسی را تو نمیانگاشتم .
کتاب بردارن کارمازوف
بوی شکلات تلخ میدی .
for you honey : Black Swan
تورا میخواهم و میدانم که هرگز
به کام دل در آغوشت نگیرم
توئی آن آسمان صاف و روشن
من این کنج قفس ، مرغی اسیرم
ز پشت میلههای سرد و تیره
نگاه حسرتم حیران به رویت
در این فکرم که دستی پیشآید
و من ناگه گشایم پر به سویت .
کتاب هردو در نهایت میمیرند
شما بوی وانیل میدید .
for you honey : Maybe I?
بر لبانم سایه ای از پرسشی مرموز
در دلم دردیست بی آرام و هستی سوز
راز سرگردانی این روح عاصی را
با تو خواهم در میان بگذاردن امروز
گر چه از درگاه خود میرانیم
اما
تا من اینجا بنده تو آنجا خدا باشی
سرگذشت تیره من سرگذشتی نیست
کز سرآغاز و سرانجامش جدا باشی
نیمه شب گهواره ها آرام می جنبند .
کتاب شب های روشن
بوی عطر سیلورسنت میدی .
for you honey : warm ocean
در تمام طول تاریکی
سیرسیرکها فریاد زدند
ماه ، ای ماه بزرگ
در تمام طول تاریکی
شاخهها با آن دستان دراز
که از آنها آهی شهوتناک
سوی بالا می رفت
و نسیم تسلیم به فرامین خدایانی نشناخته و مرموز
و هزاران نفس پنهان در زندگی مخفی خاک
و در آن دایرهی سیار نورانی شبتاب
دقدقه در سقف چوبین
لیلی در پره
غوکها در مرداب
همه با هم، همه با هم یکریز
تا سپیدهدم فریاد زدند .
کتاب صد سال تنهایی
شما بوی چای معطر میدید .
for you honey : رسالت ویرانی