در تمام طول تاریکی
سیرسیرکها فریاد زدند
ماه ، ای ماه بزرگ
در تمام طول تاریکی
شاخهها با آن دستان دراز
که از آنها آهی شهوتناک
سوی بالا می رفت
و نسیم تسلیم به فرامین خدایانی نشناخته و مرموز
و هزاران نفس پنهان در زندگی مخفی خاک
و در آن دایرهی سیار نورانی شبتاب
دقدقه در سقف چوبین
لیلی در پره
غوکها در مرداب
همه با هم، همه با هم یکریز
تا سپیدهدم فریاد زدند .
کتاب صد سال تنهایی
شما بوی چای معطر میدید .
for you honey : رسالت ویرانی
دیدار تلخ
به زمین میزنی و میشکنی
عاقبت شیشه امیدی را
سخت مغروری و میسازی سرد
در دلی آتش جاویدی را
دیدمت وای چه دیداری ، وای این چه دیدار دلاری بود
بیگمان بردهای از یاد آن عهد
که مرا با تو سر و کاری بود
دیدمت وای چه دیداری ، وای نه نگاهی نه لب پرنوشی
نه شرار نفس پر هوسی ، نه فشار بدن و آغوشی
این چه عشقیست که در دل دارم .
کتاب جنایات و مکافات
شما بوی سیگار بعد از قهوه رو میدید .
for you honey : قهوهِتلخ
نگاه کن که غم درون دیدهام
چگونه قطره قطره آب میشود
چگونه سایهی سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب میشود
نگاه کن
تمام هستیام خراب میشود
شرارهای مرا به کام میکشد
مرا به اوج میبرد
مرا به دام میکشد .
کتاب یادداشتهای زیرزمینی
شما بوی چیزای تلخ رو میدید .
for you honey : درماندگی ِ آموخته شده
در تمام طول تاریکی
سیرسیرکها فریاد زدند
ماه ، ای ماه بزرگ
در تمام طول تاریکی
شاخهها با آن دستان دراز
که از آنها آهی شهوتناک
سوی بالا می رفت
و نسیم تسلیم به فرامین خدایانی نشناخته و مرموز
و هزاران نفس پنهان در زندگی مخفی خاک
و در آن دایرهی سیار نورانی شبتاب
دقدقه در سقف چوبین
لیلی در پره
غوکها در مرداب
همه با هم، همه با هم یکریز
تا سپیدهدم فریاد زدند .
کتاب بیگانه
شما بوی خاک نم خورده میدید .
for you honey : My mind