eitaa logo
تقدیمی
4 دنبال‌کننده
41 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دیدار تلخ به زمین میزنی و می‌شکنی عاقبت شیشه امیدی را سخت مغروری و میسازی سرد در دلی آتش جاویدی را دیدمت وای چه دیداری ، وای این چه دیدار دلاری بود بی‌گمان برده‌ای از یاد آن عهد که مرا با تو سر و کاری بود دیدمت وای چه دیداری ، وای نه نگاهی نه لب پرنوشی نه شرار نفس پر هوسی ، نه فشار بدن و آغوشی این چه عشقی‌ست که در دل دارم . کتاب جنایات و مکافات شما بوی سیگار بعد از قهوه رو میدید . for you honey : قهوهِ‌تلخ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نگاه کن که غم درون دیده‌ام چگونه قطره قطره آب می‌شود چگونه سایه‌ی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می‌شود نگاه کن تمام هستی‌ام خراب می‌شود شراره‌ای مرا به کام می‌کشد مرا به اوج می‌برد مرا به دام می‌کشد . کتاب یادداشت‌های زیرزمینی شما بوی چیزای تلخ رو میدید . for you honey : درماندگی ِ آموخته شده
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در تمام طول تاریکی سیرسیرک‌ها فریاد زدند ماه‌ ، ای ماه بزرگ در تمام طول تاریکی شاخه‌ها با آن دستان دراز که از آن‌ها آهی شهوتناک سوی بالا می رفت و نسیم تسلیم به فرامین خدایانی نشناخته و مرموز و هزاران نفس پنهان در زندگی مخفی خاک و در آن دایره‌ی سیار نورانی شبتاب دقدقه در سقف چوبین لیلی در پره غوک‌ها در مرداب همه با هم، همه با هم یک‌ریز تا سپیده‌دم فریاد زدند . کتاب بیگانه شما بوی خاک نم خورده میدید . for you honey : My mind
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بهار آمده است و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت پرنده از لب ایوان پرید ، مثل پیامی پرید و رفت پرنده کوچک بود پرنده فکر نمی‌کرد پرنده روزنامه نمی‌خواند پرنده قرض نداشت پرنده آدم‌ها را نمی‌شناخت . مرگ ایوان ایلیچ شما بوی گل های وحشی رو میدید . for you honey : Silence
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شب به روی شیشه‌های تار می‌نشست آرام چون خاكستری تب‌دار باد نقش سایه‌ها را در حیاط خانه هر دم زیر و رو می‌كرد پیچ نیلوفر چو دودی موج می‌زد بر سر دیوار در میان كاجها جادوگر مهتاب با چراغ بی فروغش می‌خزید آرام گویی او در گور ظلمت روح سرگردان خود را جستجو می‌كرد . کتاب گتسبی بزرگ شما بوی چوب سوخته میدید . for you honey : عطر نعناع
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من نمی خواهم سايه ام را لحظه‌ای از خود جدا سازم من نمی خواهم او بلغزد دور از من روی معبرها يا بيفتد خسته و سنگين زير پای رهگذرها . کتاب در جستجوی زمان از دست رفته شما بوی نوشیدنی یخ و لیمو میدید . for you honey : DEAR DIARY