شب به روی شیشههای تار
مینشست آرام چون خاكستری تبدار
باد نقش سایهها را در حیاط خانه هر دم زیر و رو میكرد
پیچ نیلوفر چو دودی موج میزد بر سر دیوار
در میان كاجها جادوگر مهتاب
با چراغ بی فروغش میخزید آرام
گویی او در گور ظلمت روح سرگردان خود را جستجو میكرد .
کتاب گتسبی بزرگ
شما بوی چوب سوخته میدید .
for you honey : عطر نعناع
من نمی خواهم
سايه ام را لحظهای از خود جدا سازم
من نمی خواهم
او بلغزد دور از من روی معبرها
يا بيفتد خسته و سنگين
زير پای رهگذرها .
کتاب در جستجوی زمان از دست رفته
شما بوی نوشیدنی یخ و لیمو میدید .
for you honey : DEAR DIARY
رفتم که داغ بوسه پر حسرت تورا
با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم
رفتم مگو مگو که چرا رفت ننگ بود
عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما .
کتاب مسخ
شما بوی قهوه میدید .
for you honey : ماورایِما
ما تکیه داده
نرم به بازوی یکدیگر
در روحمان طراوت
مهتاب عشق بود
سرهایمان چو شاخه
سنگین ز بار و برگ
خامش بر آستانه محراب عشق بود .
کتاب نازنین
شما بوی گل میدید .
for you honey : نازنینباطعمچایودرس