من نمی خواهم
سايه ام را لحظهای از خود جدا سازم
من نمی خواهم
او بلغزد دور از من روی معبرها
يا بيفتد خسته و سنگين
زير پای رهگذرها .
کتاب در جستجوی زمان از دست رفته
شما بوی نوشیدنی یخ و لیمو میدید .
for you honey : DEAR DIARY
رفتم که داغ بوسه پر حسرت تورا
با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم
رفتم مگو مگو که چرا رفت ننگ بود
عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما .
کتاب مسخ
شما بوی قهوه میدید .
for you honey : ماورایِما
ما تکیه داده
نرم به بازوی یکدیگر
در روحمان طراوت
مهتاب عشق بود
سرهایمان چو شاخه
سنگین ز بار و برگ
خامش بر آستانه محراب عشق بود .
کتاب نازنین
شما بوی گل میدید .
for you honey : نازنینباطعمچایودرس
آخر گشوده شد
ز هم آن پردههای راز
آخر مرا شناختیای
چشم آشنا
چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو
من هستم آن عروس خیالات دیرپا .
کتاب جین ایر
شما بوی گلخونه میدید .
for you honey : شاید تو زندگی قبلیم مورچه بودم