آخر گشوده شد
ز هم آن پردههای راز
آخر مرا شناختیای
چشم آشنا
چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو
من هستم آن عروس خیالات دیرپا .
کتاب جین ایر
شما بوی گلخونه میدید .
for you honey : شاید تو زندگی قبلیم مورچه بودم
من همچو موج
ابر سپیدی کنار تو
بر گیسویم نشسته
گل مریم سپید
هر لحظه میچکید
ز مژگان نازکم
بر برگ دستهای تو آن شبنم سپید .
کتاب سال گمشده
شما بوی اکالیپتوس میدید .
for you honey : روزمرگی یه مهرسای بیکار
کنون که در کنار
او نشستهای
تو و شراب و دولت
وصال او
گذشته رفت و آن
فسانه کهنه شد
تن تو ماند و عشق بی زوال او .
کتاب میدل مارچ
شما بوی جنگل میدید .
for you honey : شفتکخونهیشریکوچولو
سلام ماهیها
سلام ، قرمزها ، سبزها ، طلاییها
به من بگویید ، آیا در آن اتاق بلور
که مثل مردمک چشم مردهها سرد است
و مثل آخر شبهای شهر، بسته و خلوت
صدای نیلبکی را شنيدهايد
که از ديار پریهای ترس و تنهایی
به سوی اعتماد آجری خوابگاهها
و لایلای کوکی ساعتها
و هستههای شيشهای نور ، پيش میآيد؟
و همچنان که پيش میآید .
کتاب بینوایان
شما بوی کتاب های جدید میدید .
for you honey : هیچ ِپوچ