ما تکیه داده
نرم به بازوی یکدیگر
در روحمان طراوت
مهتاب عشق بود
سرهایمان چو شاخه
سنگین ز بار و برگ
خامش بر آستانه محراب عشق بود .
کتاب نازنین
شما بوی گل میدید .
for you honey : نازنینباطعمچایودرس
آخر گشوده شد
ز هم آن پردههای راز
آخر مرا شناختیای
چشم آشنا
چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو
من هستم آن عروس خیالات دیرپا .
کتاب جین ایر
شما بوی گلخونه میدید .
for you honey : شاید تو زندگی قبلیم مورچه بودم
من همچو موج
ابر سپیدی کنار تو
بر گیسویم نشسته
گل مریم سپید
هر لحظه میچکید
ز مژگان نازکم
بر برگ دستهای تو آن شبنم سپید .
کتاب سال گمشده
شما بوی اکالیپتوس میدید .
for you honey : روزمرگی یه مهرسای بیکار
کنون که در کنار
او نشستهای
تو و شراب و دولت
وصال او
گذشته رفت و آن
فسانه کهنه شد
تن تو ماند و عشق بی زوال او .
کتاب میدل مارچ
شما بوی جنگل میدید .
for you honey : شفتکخونهیشریکوچولو