دلیل اینکه این اتفاق میفته سیناپس زنی و ساخت مسیرهای عصبی پر کاربرده.
مغز با یادگیری مهارتها بین نورون هاش به طور خاصی ارتباط برقرار میکنه که ما بهش میگیم سیناپس زنی. حالا این ارتباط خاص وقتی تکرار میشه، مثلا راه رفتن وقتی تکرار میشه، یه مسیر عصبی میسازه.
بنابراین بخشی از نورون های مغزی مخصوص مثلا برای راه رفتن اصطلاحا تخصصی میشن.
حالا اگر یه بچه تو دوره حساس رشد نتونه راه بره (مثل بچه هایی که توی پرورشگاه های کشورهای در حال توسعه یا جنگ زده بودن) نورون های مربوط به راه رفتن تخصصی نمیشن و مسیر عصبی راه رفتن رو نمیسازن.
و نورون ها وقتی استفاده نمیشن کم کم خاموش میشن و کاربرد خودشونو از دست میدن.
بنابراین اگه هیچ تحریکی برای راه رفتن وجود نداشته باشه تا یه سنی، ممکنه فرد دیگه راه رفتن رو یاد نگیره.
یا حتی درباره بینایی، بچه هایی که با آب مروارید ذاتی به دنیا میان اگر تا شش ماهگی جراحی نکنن و بهبود پیدا نکنن آسیب های دائمی توی بیناییشون به وجود میاد.
نه به خاطر آب مروارید، به خاطر دریافت نکردن تحریکات دیداری به اندازه کافی که نورون های بینایی رو فعال کنه.
البته معمولا تا یه حدی بچه های مثل جین یاد میگیرن. دلیل این یادگیری رو میشه انعطاف پذیری عصبی یا نوروپلستیسیتی دونست.
پلستیسیتی مغز توی کودکی خیلی زیاده، چون یه عالمه نورون تخصصی نشده داره.
بنابراین مثلا اگر یه بچه تصادف کنه و آسیب سرش باعث صدمه به حافظه ش بشه خیلی سریعتر مغز صدمه اون قسمت رو با قسمت های دیگه جبران میکنه و عملکرد کودک رو طبیعی میکنه.
هر چی سن افراد بیشتر میشه این پلستیسیتی کمتر میشه و بنابرین مغز یه فرد سالمند ممکنه هیچ وقت نتونه آسیب رو جبران کنه.
این باعث میشه آسیب های ناشی از عدم دریافت تحریک یا آموزش در سنین بالاتر تا یه حدی قابل جبران باشن، ولی باز هم چون دوران حساس رشد تموم شده پیشرفت زیادی توی این بچه ها دیده نمیشه.
زمان:
حجم:
38.8K
And please open a door and again restore this broken piece of me
Let's criticize!
آنها = کودکان
وی در این قسمتها پیاز داغ اصل متن را زیاد کرده است 😂
شاید باورتون نشه ولی تو فصلای آخر کاملا وفاداریمو به متن از دست دادم
متنو میخوندم بعد خودم مینوشتم، با جملات و کلمات خودم و بدون توجه به ساختار جملات و حرفای چرت و پرت پیترِ enfp.
یه سری چیزا رو هم حذف کردم چون یا تکراری بود یا فوق العاده چرت و پرت.
نتیجه این شد که به نظرم فصلای آخر خیلی روون تر از فصلای اوله. باید کل کتابو همینجوری ترجمه میکردم.
ولی خب
اولش حس میکردم باید نسبتا وفادار باشم 😂
هدایت شده از فرویدِ گورگوری مسلمان'
بچه بودیم یه فیلم میدیدم اسمش یادم نیست
یه زنه بود مدام هر روز خواب هفته آینده رو میدید
بعد تو دفترش علامت میزد و هر دفه اتفاق مرتبط با همون روز تو خوابش میفتاد، یادم نیست دقیقا چی بود وای فقط میدونم تلفیق حال و اینده و گذشته بود
و خب یکم ترسناک
الانم دارم مور مور میشم و به این فک میکنم که چرا این نوشته هه انقدر شبیه نوشته واقعیه و اگه از روی کاغذ منتقل شده چرا انقد پررنگه یا چرا برعکس نیست شبیه نوشته تو آینه😭
اتفاقا دو سه روز پیش داشتم فکر میکردم اسم این فیلمه چی بود
ایرانی بود
و همه چی انگار حول محور یه کمد بود که یه بچه قرار بود با مخ بره توش
و شوهرش که قرار بود تصادف کنه
ینی اینا رو یادمه
اگه کسی اسمشو میدونه لطفا بگه ✨