باعشق، آشیان خودت را خودت بساز
آرامش جهان خودت را خودت بساز
پرواز کن، شکوه خودت را به رخ بکش
رویای بیکران خودت را خودت بساز
طوفان اگرچه سخت ولی ماندنی که نیست
آبی آسمان خودت را خودت بساز
محکم بمان،که قصه ی دشمن فسانه است
القصه، قهرمان خودت را خودت بساز
آغاز داستان خودت را مرور کن
پایان داستان خودت را خودت بساز
#متین_پسندیده
@daftarcheyesheer
این روزها...
این روزها یک مادر بی اتفاقم
یا ظرف میشورم... وَ یا پای اجاقم
دلخوش به غلغل های کتری هستم اما
در حسرت یک استکان چایی داغم
از دختر پرحرف دیروزی چه دورم
گنجشک بودم پس چرا حالا کلاغم؟!
آن دختری که خانه غرق شادی اش بود
گم شد میان خستگی های اتاقم
اسباب بازی ها چرا افتاده اینجا ؟
آخر همین ها میکند روزی چلاقم
از دیگران گرچه فراری هستم اما
ای من! من تنها! بیا گاهی سراغم...
#متین_پسندیده
@daftarcheyesheer
هدایت شده از KHAMENEI.IR
26.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💻 ایران سراسر زنده از نام محمد(ص) شد...
🎤 شعرخوانی خانم فائزه امجدیان در دیدار صبح امروز اقشار مختلف مردم با رهبر انقلاب در سالروز مبعث پیامبر اعظم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
🖥 @khamenei_reyhaneh
خوش باش که مست از جنون خواهی شد
آلوده به رنگ و بوی خون خواهی شد
مانند تمام مستبدین جهان
در اوج غرور سرنگون خواهی شد...
انشالله...
#متین_پسندیده
@daftarcheyesheer
هدایت شده از جان دارند
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَىٰ فِي خَرَابِهَا ۚ أُولَٰئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ ۚ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ
و چه کسی ظالمتر است از کسانی که از بردن نام خدا در مساجد خدا جلوگیری کردند، و در خرابی آنها کوشیدند؟ آنان نخواهند توانست وارد این مساجد شوند، جز در حال ترس. برای آنان در دنیا خواری و زبونی است و در آخرت عذابی بزرگ است.
آیه ۱۱۴ از سوره مبارکه بقرة
https://eitaa.com/jandarand
برای شهرم رشت...
رد پای کودکی هامان میان شعله سوخت
خاطرات خوب آن دوران میان شعله سوخت
خنده های مردم شهر مرا آتش زدند
شهر شعر و شادی و باران، میان شعله سوخت
پیرمردی داد می زد: شعله ها بالا گرفت!
ای مسلمان زاده ها قرآن میان شعله سوخت!
دل به آتش زد زنی...پروانه شد آتش گرفت
خواست دردی را کند درمان ،میان شعله سوخت
عطر سیر و بینه* گم شد در بساط پیرزن
دسته دسته زندگی، حیران، میان شعله سوخت
سبز شو گیلان من،شرمندگی سهم تو نیست!
های و هوی و فتنهی شیطان میان شعله سوخت
"گیله مرد و گیله زن خو خاکِ رو شوخی نره
نسل میرزا دوشمنَ فنده، خو خاکَ هیذره''**
*بینه: سبزی محلی
**گیله مرد و گیله زن روی خاک خودش شوخی ندارد
نسل میرزا ذره ای از خاکش را به دشمن نمیدهد
#متین_پسندیده
@daftarcheyesheer
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیرینی این تصویر، به کامم نشسته بود و شال و کلاه کن آسمون خیسه محسن چاوشی توی مغزم پخش می شد که به مسجد رسیدم، خوشحال و خندان مهر را که برداشتم چشمم به دو خانمی افتاد که انتهای مسجد بودند، خودم بودم و خودشان، خواستم سلام کنم که ظاهر پریشان خانم جوانتر توجهم را جلب کرد، چشمم را که چرخاندم سمت آن یکی خانم، فهمیدم مادر و دخترند، مادر معتاد بود، با ظاهری آشفته ، دختر آدم حسابی بود ، آدم حسابی با تعریف عموم جامعه نه! آدم حسابی یعنی آدمی که معلوم بود زحمتکش است.
حرف های مادر دختری بین شان رد و بدل می شد، نمیدانم حرف ها را بگویم یا نه، اما اینقدر فکرم درگیر شد که نفهمیدم نمازهای شکسته ام را چطور خواندم...
دختر نگران بود، برای مادرش لباس خریده بود،
مادر خوشحال بود، چیزی که دخترش دوست داشت را برایش خریده بود، دختر اما هدیه اش را که دید ناراحت شد، از همان حرف های تعارفی که همه ما بلدیم به مادرش گفت.
گفت چرا خریدی؟ گفت چون دوستش داشتی...واقعا چرا این را پرسید؟ مادر بود دیگر...
معلوم بود بعد از مدت ها همدیگر را دیده بودند، بعد از چند وقت بی خبری...
از مسجد بیرون آمدم، برف شدید تر شده بود، اما دیگر خوشحال نبودم.
#پچ_پچ
هدایت شده از طه محتشم
غزل جدید:
تویی ترنم شادی و من تجسم دردم
چه کار ها که برای سرودن تو نکردم
چه کار ها که نکردم چه شعر ها که نگفتم
اگرچه در نظر تو همیشه ساکت و سردم
قمار بودی و من هم قمار باز نبودم
زمان ضربهی آخر ، شکست مهرهی نردم
به لطف گریه چه شب ها کنار برکه نشستم
به ماه نامه نوشتم گلایه از تو نکردم
هجوم برده به خوابم سپاه مست خیالت
در آرزوی محالت همیشه گرم نبردم
تو رود بودی و از من به هر بهانه گذشتی
که من به قول تو سنگم که من به قول تو مردم
#طه_محتشم | @Taha_Mohtasham