📪 پیام جدید
آسا:
نوشتن تنها کاری بود که او میشناخت، قلم مانند یکی از انگشتانش به دستش وصل بود، او روحش را به قلم داد و قلم روح او را به کاغذ داد. شعار، شعر، اعلامیه، داستان، هر آن چیزی که لازم بود نوشته شود مینوشت. به همین دلیل هم بود که آنها سراغش آمدند، چون میدانست چی خشم امپراطوری را برمیانگیزد، و میداند چی مردم را برای انقلاب به پامیخیزاند.
#میراژ
#دایگو
📪 پیام جدید
میرزا رو به همهی افراد حاضر در اتاق کرد و گفت:《آسا باید چند تا اعلامیه و شعار برای مردم بنویسه، اینجوری مردم شلوغ میکنن و سربازا سرشون گرم میشه، نیک به بمب نیاز داریم، یکم برای حواس پرتی و یکم برای وارد شدن به قصر. کینگی و سنترال و اژدهایان جلوتر میرن و سرباز ها رو از راه بر میدارن، اینجاست که من و نغمه وارد میشیم، می جنگیم و شاه رو می کشیم. شاه پسر نداره، کسی هم که بخواد جانشینش بشه نداره، پس مردم انتخاب میکنن و قراره از افراد مورد تایید ما یعنی یکی از رهبران دیگه ی انقلاب باشه، این نقشه کلیه، در روز های آینده جزئیاتش رو با هم چک می کنیم》
#میراژ
#دایگو
📪 پیام جدید
روز عملیات:
خبرنگار:《بمب ها از یک طرف و مردم از طرف دیگر، الان بهمون خبر رسید که اژدهایان نیز قیام کردند، احتمال زیاد بر این است که این یک انقلاب بزرگ در سطح ملی باشد، برای ادامه خبر ها با ما همراه باشید》
نیک فریاد زد: 《حالا》و آسا دکمه را فشرد و بووووومممم، یک بمب دیگه منفجر شد، همه چیز در اون قسمت خوب پیش می رفت تا اینکه آسا خون دید، تیکه ی بزرگی از آهن به سمت نیک پرتاب شده بود، آسا به آهن نازک و تیز داخل شکم نیک خیره شد.
#میراژ
#دایگو
📪 پیام جدید
کینگی گفت:《سمت راستت سنترال. این خیلییی خفنه》 و شمشیر را داخل قلب یک سرباز کرد. سنترال از سمت راستش خطر را بر طرف کرد که صدای جیغ شنید، با تعجب به سمت صدا بر گشت و گفت:《کینگی؟ حا.... حالت خوبه؟》کینگی با صدای ضعیفی گفت:《من.... من 》سربازی از پشت کینگی را غافلگیر کرده بود، سنترال به سمت او رفت و خون گرم را روی دستانش حس کرد.
#میراژ
#دایگو
📪 پیام جدید
چند روز پس از پیروزی انقلاب:
میرزا:《افراد زیادی همراه ما بودند، به ما کمک کردند و از همه مهمتر افرادی برای اینکه ما به اینجا برسیم، فداکاری کردند. بمبساز ما نیک اولیور، یا.... کینگی رونز، اما این وظیفه ماست که نذاریم خون آنها پایمال شود، این کشور دیگر از آن ماست، از آن مثل ناموسمون مراقبت میکنیم. برای ستویا
برای انقلاب
برای افرادی که مردند
و برای افرادی که زنده موندن.》
مردم بعد از او تکرار کردند.
آسا به سنترال گفت:《حالا چی؟》 سنترال پاسخ داد:《حالا سوگواری میکنیم. 》
آسا گفت:《و بعدش؟》 سنترال چشماش رو بست و گفت:《بعدش زندگی میکنیم.》
پایان
#میراژ
#دایگو
نیک کوشته شود
منم که کور بودم🤣
حالا آخرش کی شاه شد 😐
منطقیش اینکه میرزا شاه بشه
هدایت شده از گنجیشکک اشی مشی
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/dailycenter/9752
جناب آپادا من منکرشم بیشعور
چیکار داری
بچه به این ماهی به این خوبی چیکار داریییکدنررکتکت
#دایگو
احسسننتتت باریکلاااا
ماشالله به تربیت پدرو مادر حمترمتتت
احسنتتت به این بچه
شیری که خوردی حلالت
خاک تو سرت آپادا یاد بگیر نصفت بد بختتتت
CENTERAL.DAILY
📪 پیام جدید https://eitaa.com/dailycenter/9752 جناب آپادا من منکرشم بیشعور چیکار داری بچه به این
من میشناسمش یا تو؟🤨
من یچی میدونم که میگم😔👍
CENTERAL.DAILY
من میشناسمش یا تو؟🤨 من یچی میدونم که میگم😔👍
اوننن اون ممبر محترمممم