🎁 تولد ۶۹ سالگیات مبارک!
سالها بود چیزی روی قلبشان سنگینی میکرد. چیزی شبیه احساس غم یک کودک، وقتی چند دزد گردنکلفت در پیش چشمان او پدرش را برهنه و #غارت میکردند. یا شبیه حس کشاورزی که در زمین خود و با سرمایهی شخصیاش گندمی کاشته بود، ماهها آبیاری و رسیدگی کرده بود و حالا در فصل درو، باید خوشههای طلایی مزرعهاش را بیمزد و انعامی در اختیار خزانهی حاکمان محلی میگذاشت. یا حتی احساسی شبیه حس یک کافهچی سر جاده، که سربازان #دشمن پس از صرف رایگان شام و چایشان در کافهی او، بیهوا از پلههای مغازه بالا میرفتند و به خانه و زندگی مرد سرک میکشیدند و همسر و فرزندانش را دید میزدند و با آنها عکس یادگاری میگرفتند!
حس غمباری که از سلطهی #استعمار در ایران، بر جانهای مردمان این سرزمین نشسته بود، دستکم دو قرن سابقه داشت. حداقل دو قرن بود که چیزی روی قلب ایرانیان سنگینی میکرد؛ ترکیبی از احساس غم و تحقیر و سرخوردگی و اسارت و بردگی...
#محمدرضاشاه که به دلیل نفرت عمومی مردم از خفقان و #دیکتاتوری دوران پدرش، از ابتدای سلطنت تصمیم گرفته بود حداقل در ظاهر متکی و معتقد به #دموکراسی باشد، کمکم با چالشهای تازهای روبرو شد. مدتها بود که نمایندگان مجلس با سرپرستی افرادی مانند محمد مصدق، اصرار بر ملی شدن صنعت نفت ایران داشتند. رهبری #مصدق در این جریان و به ثمر رسیدن آن، در کنار افزایش حمایتهای مردمی از او باعث شد که سرانجام طی یک سازوکار کاملاً قانونی، او به نخستوزیری برسد و دولت خود را تشکیل دهد. اما این پایان ماجرا نبود.
تلاش مصدق برای ملی کردن صنعت نفت، پیش از آغاز نخستوزیری او به نتیجه رسیده بود و این کار، پدر و مادر استثمار (انگلیس و آمریکا) را به شدت خشمگین کرد. از طرفی، اختیارات فزاینده و قدرت بالای مصدق در امور کشور، محمدرضا را به مهرهای بیخاصیت در رأس حکومت تبدیل میکرد. همهی اینها دست به دست هم داد تا طرح #کودتا علیه نخستوزیر قانونی ایران کلید بخورد و در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ او را از ریاست دولت ساقط کند.
احساس غم و سرخوردگی ۲۰۰ سالهی ایرانیان را یادتان هست؟ حالا با دخالت آشکار دولتهای بیگانه در امور سیاسی کشور و تغییر غیرقانونی نخستوزیر، یک خشم عمومی نیز به تمام آن احساسات غمبار اضافه شده بود. از طرفی پس از #کودتای_۲۸_مرداد، محمدرضا با هدف افزایش قدرت و جبروت خود و جلوگیری از ظهور مجدد دولتمردانی همچون مصدق، دوران دیکتاتوری سلطنت خود را آغاز کرد که به گواه تاریخ، به مراتب خوفناکتر از دیکتاتوری پدرش #رضاخان بود. این اتفاقات دست به دست هم داد تا سلسلهی جدیترین #اعتراضات مردمی نسبت به رژیم پهلوی، در ایران آغاز شود.
دانشجوها سردمدار اعتراضات بودند. آنها چند ماه به اشکال گوناگون تلاش کردند تا مراتب انزجار خود از دخالت بیگانه را به گوش مسئولان حکومتی برسانند. تا اینکه خبری در آذرماه سال ۳۲، آتش خشم آنها را شعلهورتر کرد: نیکسون (معاون رئیسجمهور وقت آمریکا) قصد سفر به تهران را داشت!
روز #۱۶_آذر بود و تنها چندماه از کودتای ۲۸ مرداد میگذشت. دانشجویان #دانشگاه_تهران در حرکتی شجاعانه، بدون تیغ و دشنه و قمه و کوکتلمولوتف، بدون فحش و ناسزا و الفاظ رکیک، تنها با یک شعار ملی–سیاسی به استقبال #نیکسون رفتند: «مرگ بر آمریکا».
محمدرضا که #سرکوب_معترضان را از چند ماه قبل آغاز کرده بود، با دستور خود موجب تیراندازی خشونتآمیز در تجمع دانشجویان و کشته شدن سه تن از آنها به نامهای «مصطفی بزرگنیا»، «احمد قندچی» و «مهدی شریعترضوی» شد. بدین ترتیب دشمنی رژیم با مردم، شکل جدید و آشکاری به خود گرفت و نقطهی شروعی شد برای پایان دادن به چند قرن ظلم و چپاول...
ما هر سال در شانزدهمین روز از آذرماه، سالگرد حادثهای را گرامی میداریم که به ۲۵ سال قبل از پیروزی #انقلاب_اسلامی برمیگردد! قهرمانانی را یاد میکنیم که ربع قرن پیش از پایان دوران تاریک تاریخ ایران، تلاش برای حفظ ارزشهای ملی را _نه با التماس به قدرتهای بیگانه، بلکه دقیقا در مبارزه با قدرتهای بیگانه_ آغاز کردند. ۱۶ آذر امسال، شصت و نهمین سالروز تولد ایرانیترین، اسلامیترین و توحیدیترین شعاریست که در پی کودتای ۲۸ مرداد و حماسهآفرینی دانشجویان در اعتراض به آن، شکل گرفت. شعاری که نقشهی راهی برای مبارزان سراسر جهان در برابر قدرتهای استعمارگر و طاغوتی شد و اکنون در سالهای اوج قدرت و شکوهش، میرود تا خود را به منصهی ظهور برساند! تولد ۶۹ سالگی #شعار توحیدی #مرگ_بر_آمریکا مبارک باد.
#روز_دانشجو
#برای_ایران 🇮🇷
@dailydream
❤️ اگـر طوفـان و بـادی سهمنـاک است...
❤️ سلیمانی چنین داری! چه باک است؟
#استوری_سردار_سلیمانی
#سردار_دلها
#نظامی_گنجوی
@dailydream
دندانها اجزای مهمی در بدن ما هستند. کمتر کسی حاضر میشود دندانش را به صرف یک پوسیدگی جزئی، بکشد و دور بیندازد. اما حکایت #دندان_کرم_خورده فرق دارد. اگر پوسیدگی دندان به حدی باشد که علاوه بر عدم امکان ترمیم، خطر سرایت #عفونت به دیگر بخشهای بدن را ایجاد کند، چارهای جز کشیدن دندان نیست.
شهروندان جامعهی ما از حیث ارزشمندی، همچون دندانهای یک بدن سالماند. برخی از آنها ممکن است پوسیدگیهایی جزئی داشته باشند که با یک جرمگیری و ترمیم ساده، قابل درمان باشد. اما برخی، مرکز و منشأ عفونتهایی هستند که نهتنها درمانپذیر نیست؛ بلکه به سرعت به سراسر جامعه سرایت میکند.
کشیدن دندان کرمخورده، حکم #عقل است و مدارا با آن، حاصل بیخردی. دندان کرمخورده و عفونی، لزوماً ظاهر زشت و سیاهی ندارد! ممکن است مینای آن همچنان سفید و سالم و جوان به نظر برسد ولی از درون، مانند یک غدهی سرطانی در حال کشاندن بدن به کام مرگ باشد.
در روزگاری که بریدن گلوی یک انسان با چاقویی زمخت، پرتاب نارنجک بر سر و صورت رهگذران، شلیک گلولههای شکاری به عابران و داغدار کردن صدها خانواده، با هیچگونه دلسوزی و محکومیتی همراه نیست، به هوچیگری گوسفندانی که برای #قصاص گرگها اشک حماقت میریزند اهمیت ندهید.
حاصل گسترش عفونت چند دندان کرمخورده را در عکس بالا میبینید! مجریان قانون ما باید تمام سرچشمههای عفونت را بکُِشند و دور بیندازند.
ما بر سر سلامت جامعهمان با کسی شوخی نداریم.
#آری_به_قصاص_قاتل
#آری_به_اعدام_محارب
#شهدای_اغتشاشات
#شهدای_شاهچراغ
#آزادی
@dailydream
🔻یک عدد کراواتِ مقدس، لطفا!
(بخش ۱)
هفته پیش برحسب اتفاق و در حال مرور احوالپرسیهای فامیل در یک گروه خانوادگی مجازی، باخبر شدم عضو جدیدی به خانواده یکی از دوستان اضافه شده است. خیلی بیشتر از آنچه از تصویرش پیدا بود، وصف کمالات او رفت. از پوزهی باریک و قلمیاش تا چشمانی که #سگ داشت و ابراز محبتهای گاه و بیگاهش. همهی اینها را درحالی پذیرفتم که پوشاندن لباس بچگانه به آن تولهسگ همچنان برایم غیرقابل هضم باقی مانده بود. تا اینکه خبردار شدم نورسیده پاچهی صاحبش را گاز کوچکی گرفته، و خدا را شکر که فقط پاچه را گرفته بود و نه پا را!
بهانهای دست داد تا در کتابی که مدتها پیش خوانده بودم، به دنبال ماجرای مشابهی در تاریخ آدمیان بگردم. شاید در آن واپسین روزهای ماه ژوئن که ولیعهد اتریش و همسرش به قتل رسیدند، کمتر کسی فکر میکرد جامعهی متمدنِ آن روز، به زودی چهره عصر حجری جدیدی از خود نشان دهد. اگرچه بیثباتیها و کشمکشها و بیاعتمادیها از مدتها قبل در میان کشورهای اروپایی ریشه دوانده بود؛ اما این ترور بهانهای شد تا یک #جنگ بینالمللی تمامعیار، خسارتبار و خونین (جنگ جهانی اول) در سال ۱۹۱۴ میلادی آغاز شود.
از آنچه در آن ۴ سال بر بیش از سی کشور درگیر جنگ سپری شد، از واقعیات تا افسانهها بسیار نقل شده است. اما در آن روزگار و در یکی از همان کشورهای درگیر، شرایط متفاوتتر از بقیه بود. امپراطوری #روسیه که به لطف متجدّدان نواندیش و روشنفکرانِ از اروپا بازگشتهاش با تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مختلفی روبرو شده بود، خود را در آستانه یک #انقلاب بزرگ میدید.
ادامه👇
@dailydream
بولوت
🔻یک عدد کراواتِ مقدس، لطفا! (بخش ۱) هفته پیش برحسب اتفاق و در حال مرور احوالپرسیهای فامیل در یک
🔻یک عدد کراواتِ مقدس، لطفا!
(بخش ۲)
پیش از شروع جنگ جهانی و باز شدن پای روسیه به این میدان، همه چیز فراهم بود تا سرزمین یخزده سیبری روی آتش داغ تجددخواهی به جوش آید و غلیان تفکراتی که ارمغان غرب برای سرزمین شرق بود، قلمروی فرمانروایی فرهنگ و تمدن #اروپا را تا انتهای مرزهای روسیه بگستراند.
الکسی تولستوی در کتاب ۳جلدی بینظیر خود به نام #گذر_از_رنجها، از تلاشهای روشنفکرانی میگوید که برای برقرار کردن سبک زندگی خدای تمدن –اروپا– در کشور خود، از هیچ تلاشی در تقدیس خط سیر غرب کوتاهی نکردند؛ و حال آنکه با شعلهور شدن آتش جنگ از قلب همان تمدن، بسیاری از آنان در شوکی بزرگ فرو رفتند. #تولستوی، وصف حال هیئت تحریریه یک روزنامه لیبرال روسی را پس از شنیدن خبر قطعی آغاز جنگ جهانی، اینگونه توصیف میکند:
«ابهام و تشویش، قلب هر یک از آنها را پر کرده بود. از خود میپرسیدند: #صلح پایدار اروپا چگونه و به چه سبب در مدتی کمتر از بیستوچهار ساعت دود شده و به هوا رفته است؟ دلیل چیست که کاخ رفیع تمدن انسانی اروپا –تمدنی که روزنامه کلام ملت[۱] آن را سرمشق و حتی سرآمد تمام تمدنها میشمرد و هرروز به نام آن به حکومت روسیه زخم زبان و به خردهبورژواها سرکوفت میزد– یک کلبه مقوایی از آب درآمده بود؟ ظاهر انسانی که طریقه چاپ را اختراع کرده و به انرژی برق و حتی رادیوم دست یافته است اینک در یک چشم به هم زدن، بار دیگر چون جانوری پشمآلود و چماق به دست، از یقهی پیراهن آهارزدهی خود سر برآورده بود. درک این مطلب برای هیئت تحریریهی روزنامه سخت دشوار بود و اعتراف به آن، به غایت تلخ.»[۲]
ادامه👇
@dailydream
بولوت
🔻یک عدد کراواتِ مقدس، لطفا! (بخش ۲) پیش از شروع جنگ جهانی و باز شدن پای روسیه به این میدان، همه چ
🔻یک عدد کراواتِ مقدس، لطفا!
(بخش ۳)
این جنایت تاریخی بزرگ در حالی آغاز شد که سرزمین روسیه نیز به سبب پیمانی که پیشتر با انگلستان و فرانسه بسته بود، مورد هجوم نیروهای متحد قرار گرفت و حکومت #تزار به ناچار از مردمی که تا چندی پیش در مقابل خود او صفآرایی کرده بودند، برای شرکت در نبرد کمک خواست. بخت با تزارها یار بود که حس میهنپرستی عمیقی در رگهای روسها جریان داشت و غیرتِ به جوش آمدهشان در مقابل #تجاوز دشمن، خیلی زود یک نیروی دفاعی چند میلیون نفری بسیج کرد.
با این حال، طولانی شدن جنگ و عدم دستیابی به پیروزیهای چشمگیر از یک سو، و تلاش جریانهای مخالف داخلی از سوی دیگر، کمکم تردید به #مقاومت را در جبههی روسها بیشتر کرد. جریانهایی که القا میکردند ادامه یافتن جنگ به علت کوتاه نیامدن نیروهای خودی و تمایل به مقاومت است، باعث شدند تفکر جدیدی برای رسیدن به صلح شکل بگیرد و آن عقبنشینی در برابر دشمنی بود که هرچه عرصه را بازتر میدید، وحشیانهتر به جلو میتاخت. تولستوی از زبان یکی از مقامهای ارشد نظامی روسیه میگوید: «سربازهای ما یقین کردهاند چنانچه هوار بکشند «صلح!» جنگ در یک آن پایان خواهد یافت! خیال میکنند که در این میان فقط ما –و به قول خودشان «آقایان»– هستیم که با برقرار شدن صلح مخالفت میکنیم.»[۳]
ادامه👇
@dailydream
بولوت
🔻یک عدد کراواتِ مقدس، لطفا! (بخش ۳) این جنایت تاریخی بزرگ در حالی آغاز شد که سرزمین روسیه نیز به
🔻یک عدد کراواتِ مقدس، لطفا!
(بخش ۴ و پایانی)
و اکنون که یک قرن از آن نبرد و سالها از نبردهای مشابهی که جرقهی بسیاری از آنها از اروپا زده شده میگذرد، #تاریخ گواهی میدهد که آنچه صنعتی شدن و پیشرفت تکنولوژی و نظاممند کردن قوانین حقوقی بینالمللی به شعور و انسانیت بشر اضافه کرده، «تقریباً هیچ» بوده است! نه پیشرفت دانش و به تبع آن افزایش رفاه زندگی، دغدغهی همنوعان و ویژگی انسان بودن را در بشر پرورش داده، و نه سطحبندی جهان براساس همین معیارها گذشتهی تأسفبار بالانشینان را اصلاح کرده است.
و حالا دوست ما هر چقدر بر تن آن توله، لباس انسانی بپوشاند و برای از یاد بردن خشونت کوچکش کراواتی نیز بر گردنش ببندد و تصویرش را به اشتراک بگذارد، باز حاشیهی امنی برای خود نساخته است. کافیست آن حیوان بیچاره، یک بار دیگر گرسنه شود!
پاورقی:
[۱] یک روزنامهی #لیبرال روس
[۲] گذر از رنجها، الکسی تولستوی، جلد اول، ترجمهی سروژ استپانیان، انتشارات توس، چاپ سوم ۱۳۸۹، صص ۱۷۶ و ۱۷۷
[۳] همان، ص ۴۲۵
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#غرب_وحشی
#اروپای_وحشی
#جنگ_جهانی_اول
@dailydream
جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه قانون ازدواج همجنسگرایان را تصویب کرد. به این ترتیب از این پس همجنسگرایان در سراسر آمریکا میتوانند ازدواج خود را به صورت قانونی ثبت کنند و از مزایای آن بهرهمند شوند.
با امضای این قانون، همجنسگرایان و اعضای جامعه رنگین کمانی تحت حمایت قانون ازدواج قرار خواهند گرفت. لذا مقرارتی که تا کنون ازدواج را تنها بین مرد و زن قانونی میشمرد ملغی و با قانون جدید جایگزین میشود!
#دیوانهخانهای_به_نام_آمریکا
@dailydream
بولوت
جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه قانون ازدواج همجنسگرایان را تصویب کرد. به این ترتیب از این
روزنامهها پر شده بود از نام و عکس دخترکی که تابلو در دست، تغییرات اقلیمی خطرناک زمین را هشدار میداد. تلخک، صفحات روزنامه را ورق زد. خبرنگاری نوشته بود: «صحبتهای #گرتا_تونبرگ، بار دیگر فعالان محیطزیست و محققان اقلیمشناسی را به تکاپو انداخت. گروههای مردمی در حال جمعآوری امضا برای حمایت از #طبیعت هستند. دولتها هم آمادگی خود را برای اقدامات مؤثر اعلام کردهاند.»
تلخک صدای اعلان پست جدید بازیگر معروف را شنید. صفحهی گوشی را باز کرد و عکسی از او را با تابلویی در دست دید که خواستار وضع قوانین محکمتر در حمایت از #همجنسگرایان بود. خبرنگاری پست او را بازنشر کرد و گفت: «این تصاویر باز هم جامعهی جهانی را متأثر کرد. گروههای مردمی در کشورهای مختلف به حمایت از جامعهی #دگرباشان پرداختهاند. چند دولت دیگر نیز بررسی قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان را در دستور کار پارلمانهای خود قرار دادهاند.»
در صفحهی دیگری از روزنامه، یک محیطبان سالخورده و دغدغهمند گفته بود: «ما به فکر نسلهای آیندهی خود نیستیم. طبیعتی که اکنون از آن بهره میبریم، درختان هزارساله، آب آشامیدنی پاک، هوای سالم، خاک غنی و گونههای جانوری وسیع را صرفاً برای لذت یک سفر کوتاه به طبیعت یا توسعهی کارخانهها و ساخت پارکهای تفریحی آبی و... به نابودی کشاندهایم. زمین، #زیستگاه ما و نسلهای آیندهی ماست. اگر دیر بجنبیم، جز زبالهدانی متعفن از پسماندهای زندگی صنعتی و طبیعتی ویرانشده برای فرزندانمان باقی نخواهیم گذاشت.»
تلخک دوباره به صفحهی گوشیاش نگاه کرد: چند دقیقه... چند روز... چند ماه... اما آنچه را منتظرش بود ندید! یعنی ممکن است به زودی کسی از راه برسد که برای نسلهای آینده نگران باشد و بنویسد: «جامعه، محل زیست و #رشد ما و نسلهای آیندهی ماست. اگر دیر بجنبیم، جز زبالهدانی متعفن از بیاخلاقیهای هزارهی سوم و قبرستانی مملو از گورهای #اخلاق و #فرهنگ و #منطق و #اعتدال برای فرزندانمان باقی نخواهیم گذاشت»؟
پ.ن: این روزها سخن گفتن از مرض #همجنسگرایی در سطح بینالملل، همچون اظهار نظر دربارهی #هولوکاست محکوم به خفگی و سکوت است. روشنفکران از نابودی طبیعت اظهار نگرانی میکنند و در برابر نابودی اخلاق، خود را به خواب میزنند. و اگر روزی رودرروی نسلهای آیندهمان قرار بگیریم، آیا یقهی ما را بهخاطر تخریب طبیعت خواهند گرفت یا مرگ انسانیت؟
#بیماری_مقدس
#جاهلیت_مدرن
@dailydream
❤️ هَلا یاران که بخت آمد
❤️ گَــهِ ایـثــــارِ رخــت آمــــد
❤️ سلیـمانـی به تخت آمـد
❤️ بــرای عــزل شیــطانهــا
#استوری_سردار_سلیمانی
#سردار_دلها
#مولانا
@dailydream
#بدیهیات
(مناسب کودکان زیر ۱۲ سال!)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
– سلام آینه!
+ سلام عزیزم، خوبی؟
– نه خوب نیستم... سؤال دارم.
+ خب بپرس؟!
– نماز... یه مسئلهی شخصیه یا اجتماعی؟ به کسی ربطی داره من #نماز میخونم یا نه؟ یا اصلا چطور میخونم؟
+ خب... تو کجا ملزم به خوندن نماز شدی؟ حتماً باید جلوی چشم بقیه و وقتی همه حضور دارن نماز بخونی؟ یا هیچ ربطی به حضور دیگران نداره و موظفی که چه تنها و چه با دیگران، سر ساعت مشخصی به جا بیاریش؟
– راست میگی... نه، به حضور و عدم حضور دیگران ربطی نداره... حتی درسته که به جماعت خوندنش خیلی سفارش شده، ولی گاهی توی خلوت و دور از چشم دیگران خوندنش هم خیلی باارزش شمرده شده!
+ پس بیشتر یه مسئلهی فردی و شخصی هست تا اجتماعی.
– خب... حالا #پوشش چطور؟ همون که بهش میگن حجاب. شخصیه دیگه؟ به خودم ربط داره که تا چه اندازه بخوام خودمو بپوشونم مگه نه؟
+ حجاب... خب مثل قبلی بهش نگاه کن! تو کجا ملزم به رعایت #حجاب شدی؟ وقتی توی خونهای و تنهایی؟ وقتی کسی دور و برت نیست (به جز عدهی کمی که محرم شمرده میشن) اون موقع مجبوری خودتو بپوشونی؟
– البته که نه.
+ پس حد و حدود پوششی که ازش حرف میزنی کجا لازم و #واجب میشه؟ وقتی توی «اجتماع» حضور پیدا میکنی! وقتی وارد یک جمع میشی. یعنی ضرورت حجاب، وابسته به اجتماع هست!
– چه جالب... جوابم رو گرفتم... ممنون آینه!
+ خواهش میکنم!
#حجاب_یک_مسئله_اجتماعی_است
#پوشش_قانونی
#آزادی
@dailydream
✍ شهید مطهری:
♦️ دستگاه عظیم تمدن امروز، به ساختن هر چیز عالی و دستاول قادر است؛ جز به ساختن انسان!
+ و جالبه که بعضیها برای رسیدن به همین سبک زندگی 👆 دارن لَهلَه میزنن!
#شهید_مطهری
#نظام_حقوق_زن_در_اسلام
#جاهلیت_مدرن
@dailydream